18 شهريور 1387 ساعت 7:38

نگاه جبهه‌ای در گفتمان سیاسی

سرمقاله کیهان-18 شهریور 87

«شیوه تعامل با دولت» آشكارا یكی از مهمترین مسائلی است كه جامعه سیاسی ایران طی 9ماه آینده با آن مواجه خواهد بود. اگرچه بسیاری عوامل در شكل گیری این پدیده و تبدیل شدن «دولت» به دغدغه اول جامعه سیاسی دخیلند و خواهند بود، اما هیچ چیز در این میان مهم تر از انتخاباتی كه خرداد سال آینده برگزار خواهد شد، نیست. مبارزه انتخاباتی در ماه های آتی اقتضائات خود را به فضای سیاسی كشور تحمیل خواهد كرد و مهم ترین جلوه گاه آن نیز شكل گیری و بعد شفافیت انواعی از مناسبات خصمانه و دوستانه از جانب احزاب و گروه ها و شخصیت های سیاسی با دولت خواهد بود. این فرایندی است كه اكنون با قطعیت می توان گفت آغاز شده اما برای پیش بینی عاقبت آن جز حدس و گمان و تحلیل منطقی این مناسبات، ابزار دیگری در دست نیست. 

اگر بپذیریم كه «تعیین نسبت خود با دولت» یكی از فوری ترین اموری است كه سیاسیون در چند ماه آینده باید انجام دهند آنگاه می توان این مسئله كلی را به عناصر سازنده آن تفكیك كرد. دو گروه بزرگ سیاسی یعنی «اصلاح طلبان» و «اصولگرایان» باید تصمیم بگیرند كه در دو سطح «ادبیات و گفتمان سیاسی» و «رفتار سیاسی» چگونه با دولت برخورد خواهند كرد و كدام روش آنها را بهتر و سریع تر به اهدافشان می رساند. همین جا این پرسش به میان می آید كه «اهداف این گروه ها چیست» و به محض رویارو شدن با چنین پرسشی است كه «نگاه جبهه ای» كارآمدی خود را از دست می دهد و ناچار باید در «گروه ها» و بلكه «افراد» بحث كرد. 

تكلیف اصلاح طلبان با دولت روشن است. همه آنها می خواهند دولتی با گفتمان و رفتار دولت نهم و به ریاست كسی چون محمود احمدی نژاد به هر شكل ممكن از صحنه سیاست ایران حذف شود و گمان می كنند «هر چیزی» كه به جای آن بنشیند «الزاماً بهتر» خواهد بود. هیچ نشانه ای در دست نیست كه این نوع نگاه به دولت نهم در بین اصلاح طلبان تا لحظه انتخابات ممكن است حتی اندكی تغییر كند، برعكس تقریباً تمامی آنها تصور می كنند كارآمدترین روش برای توفیق در انتخابات آینده این است كه هرچه شدیدتر و مؤثرتر به دولت حمله كنند (احتمالاً زمانی به نادرستی این سیاست پی خواهند برد كه دیگر دیر شده است.)

به همین دلیل است كه توقع انصاف و اخلاق در مواجهه با دولت از جانب میراث بران تساهل و تسامح دوم خردادی فقط نوعی ساده اندیشی و خودفریبی است و پیدا است كه تخریب همه جانبه و هماهنگ به عنوان یك دستور كار دائمی تا تب 22خرداد 88 ادامه خواهد داشت. مهم ترین مددكار اصلاح طلبان در این راه هم بی تردید عامل خارجی است كه ظاهراً برای شب انتخابات خواب های مفصلی دیده است و درباره آنها جداگانه باید بحث كرد؛ لیكن همین حالا هم اگر كسی حوصله كند و فقط راس انتقادهای جماعت اصلاحات چی از دولت را با آنچه غربی ها بویژه آمریكا و اسرائیل می گویند مقایسه نماید، با یك هماهنگی بالای 90درصدی رو به رو خواهد شد. ممكن است بعضی چهره های اصلاح طلب كه اسناد توطئه چینی های ضدملی آنها هم اكنون موجود است و ان شاءالله زمان ارائه آن فراخواهد رسید در مقابل این سخن دوباره برآشفته شوند اما ضمن دعوت به آرامش تنها چیزی كه فعلاً خوب است گفته شود این است كه چنین هماهنگی همه جانبه ای حتی اگر تصادفی باشد، تصادف قابل تاملی است. 

اینكه اكنون می بینیم كسانی كه خود تا دیروز «یارانه» را چیزی اساساً زائد و قطع آن را فرض واجب می دانستند، درباره طرحی كه تنها یكی از فقرات آن ساماندهی یارانه هاست با بدترین تعابیر سخن می گویند (فقط به این دلیل كه احمدی نژاد جرئت ورزیده و گام در این وادی نهاده اما آنها عمدتاً به علل سیاسی انگیزه برای اجرای اصلاحات بنیادی در اقتصاد ایران نداشتند) و حتی از گرفتن عیب و ایراد نقطه گذاری و انشای فرم جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوارها نمی گذرند دقیقاً به این دلیل است كه «دستور كار تخریب همه جانبه» با قدرت پی گیری می شود و می خواهند بفهمانند تخفیفی در كار نیست. كافی است دولت خود نیز بی سلیقگی كند و خویش را به سببی در موضع تهمت قرار دهد. تیرهای فتنه بی امان خواهد بارید. مقابله با این فضا البته چندان دشوار نیست. 

به وقت ضرورت- كه چندان دور نیست- یكی از آسان ترین كارها این خواهد بود كه به مردم نشان داده شود كسانی در دوره خود كشور را به چه سمتی می بردند و حالا كشور به چه سمتی در حال حركت است، ضمن اینكه خویشتنداری اصولگرایان در افشای خط و ربط های آقایان فقط از سر صبر به امید اصلاح است والا گفتنی های بر هم انباشته كه مردم برای شنیدن آن نامحرم نیستند بسیار است. 

درون جریان اصولگرا اما بحث شكل متفاوتی به خود می گیرد. 

از حیث ادبیات و گفتمان، اكنون مهم ترین تكلیف اصولگرایان - حتی آنها كه انتقادهای جدی به بخش هایی از عملكرد دولت دارند- این است كه مرز خود را با اصلاح طلبان و كسانی كه تخریب «تصمیم و پروژه سازمانی» آنهاست حفظ كنند و هر گاه آهنگ انتقاد از دولت كردند به یاد داشته باشند ثمره سخن آنها نهایتاً باید تقویت نهاد دولت باشد نه تضعیف آن در مقابل كسانی كه می خواهند از نو بساط انحراف و وادادگی پهن كنند. 

فراتر از گفتمان سیاسی در حوزه رفتار سیاسی اصولگرایان هم ظاهراً تجدید نظرهایی لازم است. سال 1388 آخرین باری نیست كه در ایران انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود و این دقیقاً بدان معناست كه فرصت های بیشتر باقی است و نباید با تصمیم های نادرست و شتابزده یا غلبه دادن احساسات و دلخوری ها بر مصالح كلی كشور صحنه انتخابات سال آینده را گرفتار آشفتگی های غیر ضروری ساخت. 

مهدی محمدی 


کد مطلب : 6750
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ