فقه سیاسی اسلام و بهخصوص شیعه، تاریخی بس سرشار از سختیها را به یاد میآورد؛ چه از ستمی كه بر شهید اول و ثانی رفت و چه از سالهای طوفانی مقابله حكومتهای جور با روحانیون و هر نظریه برخاسته از اسلام سیاسی.در واقع در قلیل سالهایی هم كه به دلایل متعدد حوزههای علمیه شیعی اندك رونقی گرفتند به دلیل عدم تبلیغ صحیح و بهتبع آن عدم همراهی و همگامی حكومت ها هیچگاه اندیشههای ناب فقه سیاسی در حوزههای اجتماعی و بهخصوص حاكمیتی به بار ننشست.
در تاریخ معاصر نیز تقریبا از دو قرن قبلتر كه اولین جرقههای تشكیل حكومت دینی در محافل علمی پدیدار شد، هیچگاه این خواسته در حد و اندازههای مشروطه به وقوع نزدیك نشد كه در نهایت آن حركت تاریخی هم به سر منزل مقصود كه همان حاكمیت اندیشههای ناب اسلام بود نرسید.
از همین زاویه شاید یكی از دلایل عدم استقبال حاكمیتهای جور از اندیشههای فقهی علمای شیعی را باید ظلمستیزی و عدالتمحوری این اندیشهها دانست كه ریشه در احكام زلال اسلام داشت و در مقابل، دلیل اصلی استقلال حوزهها و روحانیت شیعه را هم عدم همراهی حاكمیتها با اندیشه اسلامی و بهتبع مرزبندی عالمان دینی با این نوع حكومتها بوده است.
حوزههای علمیه و روحانیت شیعی در طول قرون متمادی گذشته و بهخصوص در قرن اخیر همیشه ملجأ و مأوای رنجدیدگان و ستمكشیدگان حكومتهای جور بوده و حتی یكی از نهادهای موازی با سیستم قضائی قبل از انقلاب به شمار میآمده است، چه آنكه عموم شهروندان كه به مقتضای فطرت پاك خویش دینمدار بودهاند همیشه به روحانیت و احكام اسلامی بیش از سیستم اداری غربزده اعتماد داشتهاند و به همین علت یكی از كاركردهای روحانیت رسیدگی به اختلافات قضائی و مسائل حقوقی مردمان بوده است.
تجربه انقلاب اسلامی كه در سی سالگی خویش ادامه حیات میدهد اولین فرصتی بود كه نهاد روحانیت به پشتوانه اقبال گسترده تودههای رنجكشیده مردمی فرصت حاكمیت یافت و اگرچه این حاكمیت با مخالفت قدرتهای دسیسهگر؛ با فراز و نشیبهایی فراوان همراه بود، رفتهرفته از نوعی آرامش نسبی در سطح علمی بهرهمند شده است كه بازتابی از اقتدار حكومت اسلامی و قوت گرفتن زیرساختهای علمی كشور است.
در حال حاضر تمامی ظرفیتهای سیستم علمی كشور این توان را به خود میبیند كه بسترساز رشد و نمو اندیشههای ناب اسلااست.آنچه غیرقابل انكار است ظرفیت بالای حوزههای علمیه است كه علاوه بر در اختیار داشتن چهارده قرن مطالعات فقهی عظیم و اندیشمندان سترگی از قوت و قدرت انسانی بالایی هم بهرهمند است. به واقع این ادعا كه سالهای اخیر بهترین سالها و طلاییترین فرصت ورود اندیشههای حوزوی و گزارههای فقه اسلامی به حوزه كاركرد وسیع سیستماتیك بوده ادعای گزافی نیست چه با گسترش فناوری و اتصال حلقههای ارتباطات رسانهای به مبادی ورود و خروج ارتباطات جهانی پیمودن مرزهای مجازی بسیار راحت و سریع و دست یافتن به بازارهای مصرف فكری جهان سهل و آسان شده است.امروزه از مسائل مستحدثه حقوقی تا عرصههای تجربه نشده علمی همه آمادگی این را دارا هستند كه از سوی اندیشمندان حوزه تغذیه شده و پاسخ ابهامات ایدئولوژیك خود را در قالبی منطقی دریافت كنند.
بشر امروز تشنه دانستن است و پیشرفتهای علمی سرشار از فرصتهای طلایی برای ما تا با استعانت از آموزههای فقهی اسلام به آن وارد شده و از منظر منطق استدلالی، فلسفی، كلامی و فقهی اسلام بدان پاسخ دهیم.در این بین یك مدیریت سیستمی است كه میتواند با برنامهریزی، حلقه واسط بسترهای علمی حوزههای فقاهتی كشور و مبادی انتقالی ارتباطی به میادین جهانی را به هم متصل كرده و فرصت طلایی «فقهسازی» را با نمایش تقاضاهای علمی جهان و عرضه بستههای علمی پویا به یكی از پلههای پیشرفت فقه اسلامی تبدیل كند.
در حقیقت این ضرورت را باید با تمام وجود احساس كرد كه وقت آن رسیده تا حوزههای علمیه كشور و بهخصوص نهاد روحانیت و ذخایر علمی گسترده آن از كاركرد پاسخ دادن صرف به شبههافكنیها خارج شده و با قوتبخشی به جنبش نرمافزاری میدانهای اندیشه جهانی كه اغلب كاركرد اجتماعی و سیاسی وسیعی نیز دارند را مورد هدف قرار دهند.
کد مطلب : 4374