24 مهر 1387 ساعت 10:43

سفرهاى عدالت و پيشرفت [غلامحسين الهام]

سرمقاله ایران-24 مهر 87

با مردم فروتن باش، نرم خو و مهربان باش، گشاده رو و خندان باش، در نگاه هايت و در نيم نگاه و خيره شدن به مردم به تساوى رفتار كن تا بزرگان در ستمكارى تو طمع نكنند و ناتوان ها از عدالت تو مأيوس نگردند. (نهج البلاغه-نامه ۲۷ خطاب به محمدبن ابى بكر) 

«بخشى از وقت خود را به كسانى اختصاص ده كه به تو نياز دارند تا شخصاً به امور آنان رسيدگى كنى، و در مجلس عمومى با آنان بنشين و در برابر خدايى كه تو را آفريده فروتن باش و سربازان و ياران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور كن تا سخنگوى آنان بدون اضطراب در سخن گفتن، با تو گفت وگو كند. من از رسول خدا(ص) بارها شنيدم كه مى فرمود: ملتى كه حق ناتوان را از ثروتمندان، بى اضطراب و بهانه اى باز نستاند، رستگار نخواهد شد.» 

آنچه ذكر شد بخشى از آموزه هاى معلم بى همتاى عدالت و حاكم بى همانند اين عرصه اميرمؤمنان(ع) خطاب به همه كارگزاران حكومتى در همه زمانها و مكانها است. 

حاكم چگونه مى تواند در دسترس باشد تا مردمان به راحتى با او سخن بگويند و امور خرد مردم او را از برنامه هاى كلان باز ندارد و امور كلان كشور او را از مشكلات مردم دور نكند؛ در جامعه گسترده امروز، اين مهم چگونه قابل تحقق است. 

طرح دولت پويا و سيار، از طريق سفرهاى استانى پاسخى به اين نياز جامع است و اجراى فرمان اميرمؤمنان(ع) در گستره ارتباط با مردمان، برقرارى عدالت و عدم غفلت از شرايط عمومى زندگى مردم با اين روش قابل تحقق خواهد بود. 

به فرازى ديگر از سخنان مولا توجه كنيم، اين فراز عمق استخوان كارگزار اسلامى را مى سوزاند : «من اگر مى خواستم، مى توانستم از عسل پاك و از مغز گندم و بافته هاى ابريشم براى خود غذا و لباس فراهم آورم اما هيهات كه هواى نفس بر من چيره گردد و حرص و طمع مرا وا دارد كه طعام هاى لذيذ برگزينم در حالى كه در «حجاز» يا «يمامه» كسى باشد كه به قرص نانى نرسد و يا هرگز شكمى سير نخورد، يا من سير بخوابم و پيرامونم شكم هايى كه از گرسنگى به پشت چسبيده و جگرهاى سوخته وجود داشته باشد. يا چنان باشم كه شاعر گفت: اين درد تو را بس كه شب را با شكم سير بخوابى و در اطراف تو شكم هايى گرسنه و به پشت چسبيده باشند» (نامه ۴۵ نهج البلاغه) 

تا زمانى كه اين نوع احساس مسئوليت و دردمندى حاصل نشود و در واقع چنين مسئوليتى به عمق باور حاكمان نفوذ نكند، توفيق اين نوع خدمت و رفتار حاصل نخواهد شد. اگرچه رسيدن به چنين كمالى در رسيدگى به امور مردم و انسان دوستى و توجه به كرامت آدميان جز از انسانى همچون حضرت على(ع) ساخته نيست، لكن چنانچه خود فرموده اند، بايد با تقوا و پرهيزكارى و تلاش فراوان و پاكدامنى و درستى او را يارى كرد؛ يعنى تا آنجا كه مى توانيم، بكوشيم. اگر بمانيم تا مردمان از پس لايه هاى فراوان و حلقه هاى تودرتوى حفاظت و بوروكراسى حاكمان ناديدنى، دستشان به رئيس جمهور برسد، نتيجه آن چه بسا مشكلات بسيارى است كه پى در پى گريبان همه را خواهد گرفت و فجايع جديدترى نيز پديد خواهد آورد. بايد دژ ديوان سالارى را در هم شكست و از وراى حلقه حفاظت، مردم را در آغوش گرفت و از پس گزارشات نقاشى شده و طراحى شده، حقايق را با چشم سر مشاهده كرد و با گوش مستقيم، حرفها، دردها، گله ها و همدلى ها و هم پيمانى ها را شنيد.سفر استانى بستر تحقق اين امكان است كه اينك به «شدن» تبديل گرديده است. 

در اين سفرها؛
- خدمتگزارى به باور مسئولان نشسته است.
- واقعيت ها خود را بى پرده نشان داده اند.
- توقع ها، گله ها و دردها سر باز كرده اند.
- دولتمردان با ارحام خود كه ملت اند، «صله» آغاز كرده اند.
- همه گروه ها فرصت يافته اند كه بى پرده و بى واسطه با رئيس جمهور سخن بگويند؛ صريح، شفاف، گاهى تند، بى لكنت و بى نگرانى.
- كودكان، نوجوانان و جوانان، در فرصت هاى برآمده از اين سفرها، حرف، پيام، علاقه و عشق و نفرت خود را بازگو كنند.
- زيبايى وحدت ملى متجلى مى شود.
- مواضع مردم در مورد مسائل ملى و جهانى ابراز مى شود.
- مردمان با رزمايش وحدت و توحيد، عدالت محورى را فرياد مى زنند.
- هميشه و در همه وقت خود را در خانه ملت و بر خوان گسترده نعمت رحمانى بر كشور احساس مى كنند.
- فريب ها و حيله ها و احساس تبعيض و نابرابرى ها فروريخته مى شود.
- توانمندى كارگزاران با محك خدمت نقادى مى شود.
- اشرافيت رنگ ببازد و طبقه ممتاز اگر شكل گرفته فرو بريزد و يا هرگز شكل نگيرد.
- استعدادها و لياقت ها شناسايى و شكوفا شوند.
- مردم سالارى در بستر دين و انقلاب متجلى شود.
- كشور يكپارچه آباد مى گردد.
- اصل ۴۸ قانون اساسى به تحقق مى نشيند كه: «در بهره بردارى از منابع طبيعى و استفاده از درآمدهاى ملى در سطح استان ها و توزيع فعاليت هاى اقتصادى ميان استان ها و مناطق كشور بايد تبعيض در كار نباشد. به طوريكه هر منطقه به فراخور نيازها و استعداد رشد خود سرمايه و امكانات لازم را در دسترس داشته باشد.»
- و آمايش سرزمينى در عمل و نظر محقق مى گردد. 

لذا ابتكار محمود احمدى نژاد رئيس جمهور دولت اسلامى كه دولتش را با سفرهاى استانى از ركود و ايستايى در مركز، پويا، سيار و متحرك كرد، نه تنها گام بلندى در شكوفايى استعدادهاى طبيعى و انسانى استانها و شهرها بود بلكه تأثير بلندترى در اصلاح روابط و مناسبات انسانى بين مردم و حكومت ايجاد كرد و مسير اجراى عدالت را در عرصه پيشرفت فراگير كشور هموار نمود. 

اگر چه برخى منتقدان اين اقدام بديع و نو را موجب افزايش مطالبات مردم و توقعات آنان مى خوانند ولى در اين عرصه نيز دو سخن وجود دارد: 

يكم - اگر مطالبات به حق و مشروع است و در واقع حقوق آنان است، يك ملت زنده هميشه بايد حقوق خود را مطالبه كند و جرأت مطالبه حقوق امرى ارزنده و مستحسن است، آموزه حكومت دينى است و كارگزاران حكومت به طور طبيعى خود را به پاسخگويى به اين حقوق ملزم و ملتزم خواهند دانست. 

دوم - اگر مطالبات فراتر از مقدورات است، اين انتقاد از سر بد بينى است. ملت ايران، بزرگ و شريف است، منصف و سازگار است، پركار و ايثارگر است و همه اين ظرفيت خود را در ارتباط با دولت اسلامى و مورد اعتماد خود بروز مى دهد. اگر امرى نشدنى است به صراحت به آنان بايد گفت. اگر ما صادق باشيم و در خدمت به آنان راسخ، سخنان را باور خواهند كرد و به كمك ما خواهند شتافت چنانكه امير به ما آموخته است: «گمان ها و سوءظن ها با گفتن حقايق رفع خواهد شد.»
بايد عزمى راسخ و كلامى صادق با مردم داشته باشيم و از مطالبات به حق نهراسيم و نگران افزون خواهى و مطالبات غير مقدور نباشيم. 

ملت، حكومت را از آن خود و متعلق به خود مى داند و كارگزاران را عامل و وكيل خود مى شناسد، آنان را تنها نمى گذارد و هيچ كارگزارى بى كمك ملت به هيچ امرى توفيق نمى يابد. هر حاكم قطره است و ملت دريا. به درياى بيكرانه ملت بايد خود را سپرد و پايدار و جاودانه كرد. 

هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جريده عالم دوام ما





کد مطلب : 7876
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ