داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی
خاتمی رد صلاحیت میشود؟!
سرمقاله آفتابیزد-13 مرداد87
13 مرداد 1387 ساعت 7:40
در سالهای پس از انقلاب، مدیران بسیاری بر كرسیهای ریاست نشستهاند. عدهای از آنها به دلیل تداوم دوره مدیریت، به چهره آشنا برای نسلهای مختلف تبدیل شدهاند و عدهای دیگر نیز به خاطر ویژگیهای شخصی یا دستاوردهای مدیریتی. در میان این افراد، نـام خـاتمی از برجستگیهای خاص برخوردار است.
البته همه برجستگیها، ناشی از پیامدها یا دستاورد های رفتار خاتمی نیست. بلكه برخی عوامل بیرونی نیز بر این وضعیت اثرگذار بوده است. به عنوان نمونه میتوان به كینهورزیهای ویژه با خاتمی و برخوردهایی كه از زمان جدی شدن نامزدی او برای انتخابات – در اواخر سال 75 – آغاز گردید و همچنان ادامه دارد اشاره كرد. همچنین سهم داشتن برخی حامیان ظاهری خاتمی در ناكامیها و زمینهسازی برای حمله به او، از ویژگیهای دیگری است كه خاتمی را نسبت به بعضی رقبا و دوستان، متمایز ساخته است. اما كسی نمیتواند سنگ اندازیهای بیسابقه در برابر خاتمی را تكذیب كند و فرصتهای از دست رفته كشور به خاطر این سنگاندازیها را نادیده بگیرد.
در مقابل، دوره ریاست جمهوری خاتمی، دستاوردهایی برای ایران و ایرانیان داشت كه انكار آن تنها میتواند از سر بی انصافی یا بی اطلاعی نسبت به واقـعیتهای داخلی و خارجی باشد. در دوره ریاست جمهوری خاتمی، بسیاری از تلاشهای خارجی برای تخریب چهره ایران ناكام ماند و حتی در روندی معكوس، برقراری و گسترش رابطه با ایران به سوژهای برای مسابقه بین كشورها تبدیل شد. در عرصه داخلی نیز مردم به خوبی دیدند كه با انتقاد از رئیس جمهور و حتی فحاشیهای عقدهگشایانه علیه او، پایههای زمین و آسمان به لرزه در نمیآید كه این مسئله، جز با صبوری خاتمی در برابر انتقادات، به دست نمیآمد.
مباحث كلامی خاتمی در داخل و خارج نیز از ویژگیهایی بود كه قبل و بعد از آن، كمتر مورد توجه روسای جمهور قرار میگرفت و همین مباحث، چهرهای منطقی از ایران وایرانیان ترسیم میكرد. اما متاسفانه فرصت كم نظیر ناشی از حضور تفكر اصلاح طلبی در راس قوه مجریه، علیرغم دستاوردهای غیرقابل انكار، آنگونه كه باید و شاید مورد استفاده قرار نگرفت. در این میان، یك گروه پرمدعا بیش از دیگران ،مردم ایران را با خسارت مواجه كردند و اجازه ندادند فضای مناسب بین المللی، در خدمت پیشرفت كشور قرار گیرد.
این گروه، در دوره نامزدی خاتمی در سال 75 و 76، هر ابزار سالم و ناسالم را به كار گرفتند تا شاید خاتمی، شخصا از كاندیداتوری انصراف دهد و پس از آن هم، مردم را به وحشت انداختند كه اگر خاتمی بیاید كشور و انقلاب از دست خواهد رفت. اما مردم كه دست این افراد را خوانده بودند با رای بینظیر خود، سكان ریاست جمهوری را به دست خاتمی دادند. این مدعیان، پس از آن هم بیكار ننشستند و تا آنجا كه توانستند با رفتار خود در داخل، از پیشرفت كارها جلوگیری كردند ودر خارج، این پیام را مخابره نمودند كه <خاتمی كارهای نیست.> در آستانه دومین دوره از ریاست جمهوری خاتمی هم بـار دیـگر ماشین تبلیغات آن گروه به راه افتاد كه اگر می توانند او را منصرف كنند و اگر او انصراف نداد ملت را از تداوم ریاست رئیس جمهور اصلاحطلب، به وحشت بیندازند كه باز هم مردم، بی اعتنایی خود را تقدیم مدعیان كردند. البته همانگونه كه در ابتدای این مقاله آمد، نمیتوان نقش برخی دوستان – یا تظاهركنندگان به دوستی – را در ناكامیهایخاتمی نادیده گرفت اما به هر حال سهم این گروه در برابر نقش مدعیان كم انصاف، قابل توجه نبود.
اكـنـون بـه نـظر میرسد همان سناریو در حال تكرار است. رسانههایی كه قبلاً به هر بهانهای خاتمی را مورد حمله قرار میدادند باز هم فعال شدهاند تا اگر بتوانند او را از كاندیداتوری منصرف كنند. ادعاهایی كه اخیراً در خصوص رد صلاحیت خاتمی – آن هم به اتهاماتی كه دهها برابر آن در دو سه سال اخیر توسط برخی مدعیان اصولگرایی انجام شده است – را میتوان در همین راستا ارزیابی كرد. نگارنده دلایل متعددی در اختیار دارد كه او را نسبت به پوچ بودن ادعای رد صلاحیت خاتمی قانع كرده است.
شاید بهترین عبارت در این مورد توسط حامی قدرتمند خاتمی در انتخابات سال 76 یعنی مـهـدی كـروبـی بـیـان شـد كـه مـوضـوع رد صـلاحـیت خاتمی را <شایعهسازی تندروها> دانست. اما به هر حال نباید این نكته را فراموش كرد كه مردم اگرچه به بعضی سیاستمداران علاقه دارند در عین حال، مصلحت زندگی خود را بر سرنوشت سیاسی این سیاستمداران ترجیح میدهند. پس اگر مطمئن شوند كه انتخاب خاتمی، مترادف با آغاز مجدد كارشكنیها، توطئه چینیها، تهمت افكنیها و در یك كلمه مانع تراشی در مسیر اداره كشور خواهد شد قطعاً به این موضوع با دیده تاCمل نگاه خواهند كرد. همین تلقی، عدهای از اصولگرایان و تعدادی از رسانههای آنها را به تكاپو انداخته است تا پیشاپیش، مردم را از ضعیفبودن جایگاه خاتمی در اركان قدرت مطمئن سازند. القای احتمال رد صلاحیت خاتمی دقیقاً در همین راستا صورت میگیرد و چنانچه اصلاحطلب اصیلی غیر از خاتمی – مثلا كروبی، میرحسین موسوی یا... – نیز به صورت جدی پا در عرصه انتخابات بگذارد از این گونه نوازشها و توهمافكنیها مصون نخواهد ماند.
تغییر رفتار بعضی از اصولگرایان و تلاش برای مخفی نگهداشتن اختلافات غیرقابل انكار آنها در عرصههای گوناگون – از جمله معرفی وزیر برای وزارتخانههای بدون وزیر– را باید در همین راستا ارزیابی كرد. به صورت واضحتر، اینكه علیرغم برآوردهای اولیه، ناگهان چهرههای جدیدی برای تصدی دو وزارتخانه مهم معرفی شدند شاید به این خاطر بود كه عدم رای اعتماد مجلس هشتم به كاندیداهای اولیه، میتوانست مردم را نسبت به نفوذ دولت در سایر اركان حاكمیت مردد و عدهای از آنها را از انتخاب مجدد رئیسجمهور فعلی منصرف سازد.
البته به نظر میرسد برخی سناریونویسان جناح اصولگرا، اكنون درحـال و هـوای چـهار سال پیش به سر میبرند و تصور میكنند هماهنگی مجلس و رئیسجمهور، دغدغه اصلی گروههایی از مردم است. درحالی كه مردم در سه سال اخیر، طعم این هماهنگی را چشیدهاند و مطمئن شدهاند كه این هماهنگی، بیش از آنكه به حل مشكلات آنها كمك كند، در خدمت مخفی نگهداشتن ضعفها و مشكلات مدیریتی خواهد بود.
براین اساس، شاید روشی كه تعدادی از اصلاح طلبان برای افشای بعضی از اختلافات درونی این جناح به كار گرفتهاند بیش از نمایش وحدت اصولگرایان به مذاق مردم خوش آید. اصلاح طلبان، اكنون می توانند در مرحله اول، به شناسایی مبانی اختلاف كمك كنند و پس از آن، اشتراكات خود را صادقانه با مردم در میان بگذارند و آنگاه كسی را كه میتواند نقاط اشتراك را افزایش دهد و برنامه های اجماعی اصلاح طلبان را با <قدرت بیشتر> پیگیری كند به عنوان كاندیدای اصلی خود به مردم معرفی كنند. اگر این اتفاق بیفتد، می توان تكرار سناریوی سال 76 را به انتظار نشست؛ اگرچه ممكن است منتخب اصلاحطلب این دور از انتخابات، خاتمی باشد یا نباشد.