25 ارديبهشت 1387 ساعت 7:40
محمدعلی سبحانی سفیر سابق ایران در لبنان مطرح كرد؛ دیپلماسی دولت نهم، عامل اتهام ایران در لبنان روزنامه اعتمادملی-25 اردیبهشت87 |
تشدید درگیریها در لبنان به نحوی است كه اكنون به اعتقاد تحلیلگران میتوان از آن به عنوان <جنگ داخلی كمشدت> یاد كرد. هرچند كه تصمیم <فواد سنیوره>، نخستوزیر لبنان در مورد فرمانده امنیتی فرودگاه بیروت و شبكه مخابراتی حزبالله از عوامل جریانساز این تنازع محسوب میشود ولی انگیزههای هركدام از گروههای درگیر برای تصاحب قدرت در لبنان در كنار شیطنتهای عوامل وابسته به قدرتهای خارجی در تشدید این بحران بیتاثیر نبوده است. محمدعلی سبحانی سفیر سابق ایران در لبنان و كارشناس مسائل خاورمیانه، در گفت و گوبا آفتاب، به تشریح شرایط كنونی لبنان و نقش هر یك از گروههای درگیر پرداخته است.
آقای سبحانی، پس از اظهارات ضد ایرانی <ولید جنبلاط> كه خواستار اخراج سفیر ایران از لبنان و لغو پروازهای كشورمان به بیروت شده بود، شاهد بركناری سرتیپ <وفیق شقیر> رئیس امنیت فرودگاه بیروت و حوادث پیرامون این موضوع بودهایم. تحلیل شما از اظهارات اخیر <ولید جنبلاط> و واكنشهای صورت گرفته چیست؟
مجموع صحبتها و اتهامهایی كه <ولید جنبلاط> و <فواد سنیوره> نخستوزیر فعلی لبنان و شخصیتهای گروه 14 مارس مطرح كردهاند و نیز اتهامهایی كه در ارتباط با ورود سلاح مطرح میشود، مباحث جدیدی نیستند. حوادثی كه در لبنان به وقوع میپیوندد محصول دو رویداد است؛ یكی تغییر <وفیق شقیر> بود كه به دلیل جایگاهی كه در لبنان داشت باید طی توافقهایی تصمیمی اتخاذ میشد كه منجر به تقویت انسجام ملی مابین گروههای مرتبط باشد. این در حالی است كه آقای نبیه بری رئیس مجلس لبنان، معرف آقای شقیر محسوب میشود كه فردی شیعه است. در واقع اگر در لبنان قرار باشد كه افراد در چنین ردهای تغییر پیدا كنند نباید بدون هیچ مقدمهای تصمیم گرفته شود. چنانچه این تصمیم توانست مخالفین دولت را به عكسالعمل وادار كند. موضوع مهمتری كه طی این دوران اتفاق افتاد مصوبه دولت مبنی بر تعطیل كردن خطوط مخابرات مقاومت حزبالله بود. این مصوبه دولت در كنار تغییر مسوول امنیت فرودگاه بیروت به شدت حزبالله را حساس كرده است و باید توجه داشته باشیم كه درك این حساسیت حزبالله بسیار مهم است.
نیروی مقاومت لبنان كه از نظر سیاسی مورد قبول مردم لبنان است در شكل نظامی دارای 3 ركن مهم است. یكی نیروهای رزمی، دیگری مجموعه لجستیكی اعم از سلاح و پشتیبانی و موضوع سوم بحث ارتباطات است. معتقدم كه علت اصلی عكسالعمل شدید حزبالله این عوامل بود. در واقع هر موردی كه به تضعیف قدرت مقاومت منجر شود جزئی از خطوط قرمز آنها محسوب میشود. در این میان متهم كردن ایران و سوریه به دخالت در تحولات لبنان هیچ وجاهتی نخواهد داشت. به این دلیل كه با عبور از خطوط قرمز مقاومت در هر شرایطی و در هر دورانی حزبالله این عكسالعمل را نشان میدهد.
در شرایطی كه از سوی برخی مقامات لبنانی اتهامهایی علیه دولتهای سوریه و ایران مطرح میشود كه شاهد هستیم وزرای خارجی كشورهای عربی به منظور بررسی نقش ایران در تحولات اخیر لبنان تشكیل جلسه میدهند؛ تا چه اندازه عملكرد دستگاهدیپلماسی كشورمان را در ایراد چنین اتهامهایی موثر میدانید؟
اتهامهایی كه علیه ایران وارد میشود تحت تاثیر وضعیت كلی روابط خارجی ایران قرار دارد و در نهایت این سیاستها باعث مورد هدف قرار گرفتن منافع كشورمان شده است.
در واقع ضعف تبلیغات در دولت نهم كه نتوانسته است دیدگاه ایران را به خوبی تشریح كند یكی از عوامل ایراد اتهام به كشورمان محسوب میشود. ضعف دیپلماسی دولت نهم در سطح منطقهای و بینالمللی باعث به وجود آمدن سوءتفاهم و افزایش تهدید علیه جمهوری اسلامی شده است. این در حالی است كه ایران نمیتواند طرفدار یك گروه در لبنان باشد و دخالت گروههای خارجی در امور داخلی لبنان را نمیپسندد.
به هرحال تصمیم بر عهده مقامات لبنانی اعم از گروه 8 مارس، میشل عون، نبیه بری و سیدحسن نصرالله و سایر چهرههای برجسته لبنانی است تا هر آنچه بر مصلحت لبنان میدانند عمل كنند.
در جنگ 33 روزه اسرائیل با حزبالله لبنان، شبكه مخابراتی یكی از برگهای برنده مقاومت محسوب میشد. مورد هدف قرار گرفتن این موضوع را نمیتوان در راستای تامین اهداف رژیم صهیونیستی تحلیل كرد؟
با دیدگاه شما بهطور كلی موافق هستم. برای تشریح این موضوع میتوان جنگ عراق را مورد بررسی قرار داد. عراق دو بار مورد حمله آمریكا قرار گرفته است. یكبار در سال 1991 پس از حمله این كشور به كویت بود كه در این جنگ آمریكا در اولین اقدام، تمام شبكه ارتباطی صدامحسین و ارتش عراق را مورد هدف خود قرار داد و متعاقب آن در روز اول نبرد تمام واحدهای رزمی ارتش عراق نابود شد و حلقه ارتباطی كل ارتش از هم پاشید. صدامحسین برای از بین بردن این ضعف برای ارتباطات خود از شبكه فیبر نوری استفاده كرد ولی بر اساس اخباری كه بعدها به دست آمد این شبكه ارتباطی ارتش عراق توسط آمریكاییها بهطور كامل فاش شده بود. در حقیقت طی جنگ دوم مهمترین ضربه را ارتش عراق از همین بخش تحمل كرد. اهمیت ارتباطات در سازمان رزم به نحوی است كه این موضوع در حد سلاح و سازمان نظامی محسوب میشود و قابل تفكیك نیست. این برخورد به این معنی است كه سلاح حزبالله از وی گرفته شود و حزبالله نیز اعلام كرده بود كه سلاح مقاومت، خط قرمز نیروی مقاومت است و هر كسی بخواهد این سلاح مقاومت را بگیرد، دست وی را قطع خواهد كرد.
بهدنبال طرح ترور ناموفق سیدحسن نصرالله توسط مقامات اسرائیلی و متهم شدن گروهی در داخل لبنان به همكاری با این رژیم؛ آیا سناریویی علیه حزبالله در دو جبهه داخل و خارج لبنان در حال وقوع است؟
این مطلبی است كه از سوی طرفهای لبنانی مطرح میشود و آنها یكدیگر را متهم میكنند. البته نمیخواهم هیچیك از این اتهامها را تایید كنم به این دلیل كه اطلاعات دقیقی در این زمینه وجود ندارد و فقط میتوانیم شرایط موجود را تحلیل كنیم. شبكه ارتباطی حزبالله در جنگ 33 روزه توانست این نیروی مقاومت را سرپا و استوار نگاه دارد و هرگونه برخوردی به سود اسرائیل تمام خواهد شد. این در شرایطی است كه مقامات اسرائیلی بارها اعتراف كردهاند كه در جنگ 33 روزه با تمام تلاشی كه داشتند نتوانستند شبكه ارتباطی حزبالله را از میان بردارند. به همین دلیل دولت لبنان با مصوبهای كه داشت مرتكب اشتباه بزرگی شده است. با پرداختن به این موضوع حساس، اكنون شرایط لبنان به مراتب پیچیده و سختتر خواهد شد. باید توجه داشته باشیم كه مقامات اسرائیلی در هرجایی كه بتوانند بهدنبال ترور سیدحسن نصرالله و سایر رهبران مقاومت فلسطینی هستند.
آیا تشدید درگیری و خشونت میتواند منجر به جنگ داخلی دیگری در لبنان شود؟
معتقدم كه هدف حزبالله این است كه به درگیریهای داخلی وارد نشود زیرا درگیری داخلی به سود اسرائیل خواهد بود. به همین دلیل حزبالله بهدنبال جنگ داخلی نیست و این درگیریها در نهایت حزبالله را تضعیف خواهد كرد. به نظر من طرفهایی كه با حزبالله مخالف هستند میخواهند كه نیروی مقاومت وارد درگیریهای داخلی لبنان شود. به همین دلیل حزبالله باید در این زمینه هشیار باشد تا به دام نیافتد و در حال حاضر حزبالله این فهم را دارد كه وارد این درگیریها نشود. باید قبول كنیم كه حزبالله چارهای جز این نداشته است و طرف مقابل نیز روی نقطه حساس این نیرو دست گذاشته و از خط قرمز آنها عبور كرده است. برخورد حزبالله به معنی هشدار است كه اگر وارد خطوط قرمز مقاومت شوند وارد خطوط قرمز آنها خواهند شد.
بهدنبال كشیده شدن درگیریها به شمال لبنان، افقهای آینده این درگیریها را چگونه پیشبینی میكنید؟
به این دلیل كه این درگیریها به صورت طایفهای و منطقهای نیست بلكه تنازع مابین طرفداران مقاومت و نیروهای مخالف است به نحوی كه طرفداران آنها در بین گروههای سنی، شیعه، مسیحی و همه طوائف قرار دارند. خیلی از جریانهای سیاسی سعی میكنند كه این درگیریها را به صورت فرقهای نشان دهند و این در حالی است كه به این شكل نیست. اكنون گروههای سنی بسیار زیادی از نیروی مقاومت حزبالله حمایت میكنند كه از جمله سلیم الحص عمركرامی، از بزرگان اهل سنت، اخوانالمسلمین و میشل عون و بسیاری از گروههای مسیحی را میتوان نام برد؛ حتی گروهی از دروزیها كه به دفاع از نصرالله در مقابل <ولید جنبلاط> قرار گرفتهاند. در واقع در همه طوائف گروههای موافق و مخالف نصرالله وجود دارد؛ به هر حال ممكن است كه این درگیریها كاهش پیدا كند ولی تصور نمیكنم كه این مشكلات با یك توافق دوطرفه خاتمه پیدا كند و راهحلی طولانی در پیش خواهد داشت هرچند كه امكان حمله دوباره اسرائیل به لبنان نیز وجود دارد.
کد مطلب : 3284