نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی

خداحافظي ناگزير با ريال

سرمقاله دنیای‌اقتصاد-2 شهریور 87

2 شهريور 1387 ساعت 7:30

كمتر از چهار دهه پيش ريال ايران، يك پول پرقدرت در بازار داخل بود و دارنده يك ريال مي‌توانست با آن كالاهاي متعددي خريداري كند. اين ريال كه قديمي‌ترها به آن «قران» مي‌گفتند، اجزايي داشت كه مهم‌ترين آنها «شاهي» بود. هر 20شاهي يك ريال بود و 5 شاهي و 10 شاهي پول توجيبي هر روز صدها هزار جوان و نوجوان ايراني در طبقه متوسط و پايين به حساب مي‌آمد. 

نرخ تورم دو رقمي در چهار دهه گذشته به مرور، ارزش ريال را در برابر كالاها كاهش داد و اين فرآيند چهار دهه‌اي كار را به آنجا رسانده است كه «ريال» واحد در بازار واجد هيچ ارزشي نيست و هيچ كالايي را نمي‌توان با «يك ريال» خريداري كرد. 

شهروندان ايراني سال‌ها است در صحنه واقعيت با «ريال»، وداع كرده و از «تومان» يا بيشتر استفاده مي‌كنند و «ريال» به عنوان واحد پول ملي تنها در ذهن مسوولان ايراني استقرار دارد. 

در حالي كه بازار كالا با بازار پول ناسازگاري نشان داده و رشد قيمت‌ها در اين بازار خارج از اراده سياستگذاران اقتصادي ارشد از «ريال» عبور كرده است. در سال‌هاي گذشته به دلايل گوناگون چاپ اسكناس درشت ناممكن تلقي مي‌شد و به همين دليل «چك‌پول»ها در بازار پيدا شدند.شهروندان ايراني تجربه و احساس خوبي درباره «نقد كردن» اين چك‌پول‌ها نداشته و ندارند و در حالي كه آنها را از بانك‌ها بدون حق انتخاب دريافت مي‌كردند، در خرج كردن آن با تنگناهاي متعدد مواجه بودند. طنز كار اينجا بود كه كاسب‌هاي هر محل مثل ميوه‌فروش، خواربار فروش و قصاب چك‌پول را به راحتي دريافت مي‌كردند، اما در بانك‌ها كه عرضه‌كننده آن بودند يا در مراكز عرضه خدمات و كالاهاي دولتي براي پذيرش آن محدوديت‌هاي سختي به وجود آمده بود. 

اكنون مي‌توان گفت نظام تصميم‌سازي اقتصادي كشور به اين نتيجه قطعي رسيده است كه نگهداشتن اجباري واحد پول ملي در اندازه «يك‌ريال» ناممكن است و از طرف ديگر بايد اسكناس‌هاي درشت‌تر چاپ كرد تا محدوديت‌هاي مبادلاتي فعلي از بين برود. بانك مركزي ايران با درك اين واقعيت‌ها است كه از يك سو مي‌خواهد «چك‌پول‌ واحد» عرضه كند و شرايط عرضه و تقاضاي آن را آسان كند و شهروندان را از بلاتكليفي خارج كند و از طرف ديگر مقدمات حذف چند صفر از اسكناس‌ها را به لحاظ ذهني آماده كند. 

اين اقدام‌ها البته ضرورت تمام عيار امروز است و شايد راه گريزي از آن نباشد، اما آنچه نبايد به فراموشي سپرده مي‌شود، اين است كه چگونه مي‌توان «تورم» را به شكل واقعي و در عمل مهار كرد. در صورتي كه راهي براي مهار اين پديده در اقتصاد ايران پيدا نشود، چاپ اسكناس درشت و برداشتن صفرها، چاره نهايي نيست و صفرها دوباره باز خواهند گشت. نهاد دولت به عنوان سياست‌گذار و مجري سياست‌هاي كلان اقتصادي، بايد با برگشت به اصول علم اقتصاد و تجربه جهاني، تورم را مهار كرده و مانع از رشد شتابان آن شود و پول ملي بيش از پيش بي‌ارزش نشود و بازي چك‌پول‌ها دوباره تكرار نشود. 

محمدصادق جنان‌صفت