نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی

انتخابات، خاتمی و دیگر هیچ!

سرمقاله رسالت-3 مهر 87

3 مهر 1387 ساعت 7:15

پس از گذشت یك ماه و نیم از برگزاری كنگره دوازدهم سازمان مجاهدین و در پی ناكامی رایزنی های نهایی با خاتمی و سایر نامزدهای دوم خردادی، قطعنامه این كنگره صادر شد. 

این قطعنامه كه مملو از بایدها و نبایدهای صریحی خطاب به سایر گروههای دوم خردادی است ذیل سرفصل مهمی تحت عنوان “چه باید كرد؟”ملحوظات راهبردانتخاباتی اصلاح طلبان را كاملا دیكته شده و دستوری برشمرده است. 

آنچه كه در یك عكس فوری از فحوای این قطعنامه به دست می آید نوعی جمود وسكون استراتژیك حول شعار “انتخابات، خاتمی و دیگر هیچ” است و نشان می دهد، علی رغم تلاش بدنه اصلی اصلاح طلبان طی ماههای گذشته در منطق سیاسی پدرسالارانه ائتلاف مشاركت- مجاهدین، هیچ پیشرفت محسوسی حاصل نشده است. این در حالی است كه حتی آقای خاتمی نیز به عمق این خبط استراتژیك پی برده و طرح شعار “ یا یكنفر یا هیچ كس” را خطرناك دانسته است. 

وی از دوستان دوم خردادی خودخواسته تا این شعار را ندهند چرا كه هم باعث دلخوری و افزایش گلایه‌ها خواهد شد و هم راه‌های مختلف را مسدود می‌كند. 

اولین الزام استراتژیك سازمان مجاهدین به سایر گروههای دوم خردادی در این قطعنامه قطبی كردن فضای انتخابات است.”استراتژی انتخاباتی اصلاح طلبان باید قطبی كردن انتخابات ریاست جمهوری آینده و ایجاد انگیزه لازم برای مشاركت بخش میانه و بی تفاوت جامعه درانتخابات باشد.” در حالی كه تمایل عمومی جامعه و اغلب احزاب و گروههای سیاسی به بسط دایره بازیگران اصلی و عبور از فضای دوقطبی دهه 60 و 70 ، به منظورافزایش كیفیت مردمسالاری درایران است اصرار اعضای معدود سازمان مجاهدین و بخشی ازحزب مشاركت بر دو قطبی ماندن انتخابات حتی برای گروههای دوم خردادی نیز غیرقابل توجیه است و با شعار تحقق واقعی اراده مردم و امكان حضور سلایق مختلف برای اداره كشور منافات دارد. 

علا‌وه بر اینكه در چند انتخابات گذشته ثابت شده است كه طیفهای بی انگیزه اگر طرف اصولگرایان نیستند به دوم خردادیها نیز رای نمی دهند و چرتكه انداختن روی 20 یا 30 درصد از رای دهندگان برای پیروزی درانتخابات مهمی مثل ریاست جمهوری كه باید مركز طیف رای دهندگان را نشانه گرفت، چندان عقلانی نیست. از سویی تجربه دور دوم انتخابات نهم ریاست جمهوری نشان داده كه اصولگرایان در وضعیت دوقطبی از پتانسیل بسیار بیشتری برای بسیج پایگاه اجتماعی خود برخوردارند. 

در بخش دیگری ازاین قطعنامه ضمن تضمین و اعلام اطمینان به گزینه خاتمی آمده است:” كاندیدای اصلاح طلبان باید از چنان مقبولیت و محبوبیتی در میان گروههای اصلاح طلب برخوردار باشد كه موجب ائتلاف میان ایشان شده و حضور وی حتی المقدور احتمال تعدد و تكثر كاندیداها در این جناح را منتفی سازد.” 

نوعا مدیریت فرایندهای زیردستی ائتلاف گروههای همسو، توسط كانونهای مشروعی صورت می گیرد كه در بستری از یك توافق پیشینی روییده باشد. ائتلاف مشاركت-مجاهدین فاقد چنین مشروعیتی بین گروههای دوم خردادی است. بخش زیادی از اصلاح طلبان كه متشكل از چند حزب و گروه سیاسی مطرح هستند این منطق دستوری را قبول ندارند و حاضر نیستند یك باردیگر زیر بلیت جریانی بروند كه آن را عامل اصلی شكست جبهه اصلاحات می دانند. 

توقف رویشهای سیاسی در بین دوم خردادی ها به نفع هیچ فرد و جریانی نیست. جبهه اصولگرایی در آستانه انتخابات 88 با فهم ضرورت التفات به تكثر سیاسی و احترام به اختلاف نظرهای درون گروهی، حداقل 5 رجل سیاسی جدید برای معرفی در انتخابات آینده را تولید كرده و بنا به شرایط وبه فراخور فضای سیاسی كشور از كارتهای برنده خود استفاده می كند.اینكه حجت الاسلام ناطق نوری می گوید “ما باید فضا را برای حضور چهره های جدید خالی كنیم و بزرگان اصولگرا به اتاق فكر بروند” مبتنی بریك فهم استراتژیك از هندسه رقابت در دهه آینده است كه متاسفانه بخشهایی از جریان دوم خرداد ازآن غفلت كرده اند. اهتمام به پلورالیسم سیاسی از جانب اغلب گروهها و احزاب، دهه آینده را آبستن حضور بازیگران جدیدی نموده كه ضمن افزایش كیفیت مردمسالاری در ایران، امكان حضور تمام گروههای قانونی و سلایق مختلف را در انتخابات مختلف فراهم می كند.دراین هندسه جدید حوزه مانور سازمانهای نیمه مخفی و نیمه علنی و برخوردهای دستوری از بالا به پایین به حداقل می رسد 

پیشداوری غیرمنصفانه درباره شورای نگهبان و تلاش برای اغوای زودهنگام سایر گروههای دوم خردادی، حربه دیگری است كه سازمان مجاهدین باتوسل به آن سعی دارد ضمن تحدید گزینه های موجود سایر اصلاح طلبان را بر توافق اجباری روی گزینه خاتمی متقاعد كند. “كاندیدای اصلاح طلبان باید چهره ای باشد كه ضمن نمایندگی دیدگاه ها و مطالبات اصلاح طلبان، رد صلاحیت وی به دلیل تحمیل هزینه های سنگین بر اقتدارگرایان عملا منتفی باشد و در صورت رد صلاحیت وی مشروعیت انتخابات نزد افكار عمومی مخدوش گردد.” 

هر چند رویكردهای ضد ساختاری و پروژه مظلوم نمایی دوم خردادیها در چند انتخابات گذشته مسبوق به سابقه و دستاویزی برای فرافكنی مشكلات داخلی بوده است اما سوءاستفاده از آن برای تحكیم پایه های ائتلاف صوری حول نامزد احتمالی مشاركت-مجاهدین ترفند جدیدی است كه پس یك روند تكاملی به این شكل درآمده است.گفتنی است چند ماه پیش سعید حجاریان در گفتگویی كه با اقبال رسانه‌های مخالف نظام روبرو شد، ضمن پیشنهاد عبدالله نوری برای ریاست جمهوری آینده گفته بود: “دانشجویان و تحریمی‌ها هم پشت سر او می‌آیند. اگر هم ردصلاحیت شد می‌گوییم كه در انتخابات شركت نمی‌كنیم. اگر هم در صحنه باقی ماند كه همه دوم خردادی‌ها و تحریمی‌ها بسیج می‌شوند.” 

پرواضح است كه روند اجرایی و برگزاری انتخابات در ایران یكی از سالم‌ترین و پاك‌ترین مدل‌های انتخاباتی در بین كشورهای مردمسالار است . تقیدات، تضییقات و روح دینی مردمسالاری در ایران اصلی‌ترین عامل تفوق سلامت انتخاباتی در بین سایر كشورهاست. متاسفانه برخی گروه‌های دوم خردادی‌ به دلیل فقدان بلوغ سیاسی لازم به جای ارائه مواضع صریح حزبی در قبال مسائل مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، تصور می‌كنند تنها راه جلب افكار عمومی، مظلوم‌نمایی كاذب با توسل به اعوجاجات سیاسی و اجتماعی و استفاده از ترفندهای نخ‌نما شده در اعتراض به رد صلاحیت‌هاست. 

اما در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آینده سازمان مجاهدین با ناامیدی از میزان و دامنه نفوذ این مواضع ضد ساختاری در بین مردم سعی دارد از آن برای مصارف داخلی و درون گروهی بهره برداری كند و با توسل به آن بخشی از شكافهای موجود بین دوم خردادی ها را بپوشاند. 

در نهایت به نظر نمی رسد تز “انتخابات، خاتمی و دیگر هیچ!”از منطق تحلیلی پیشرفته و جامعی برای رقابت بازیگران سیاسی در سال آینده برخوردار باشد و بتواند سایر گروههای دوم خردادی را به یك فهم مشترك از انتخابات 88 رهنمون سازد.این رویكرد تمامیت خواهانه همان طور كه آقای خاتمی اذعان كرده نتیجه ای به جز تعمیق شكافهای موجود و افزایش دلخوری ها بین گروههای دوم خردادی در پی نخواهد داشت. 



صالح اسكندری