نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی

راز آشفتگی

سرمقاله کیهان- 14 مرداد87

14 مرداد 1387 ساعت 7:20

مقام های اسرائیلی یكی پس از دیگری سراسیمه به واشنگتن می روند؛ چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ از آشفته حالی صهیونیست ها می توان فهمید خبری در راه است و آنها سعی می كنند از حالا خود را برای رویارو شدن با آن آماده كنند تا مبادا تجربه غافلگیری های پی درپی در خاورمیانه، این بار از ناحیه آمریكا مكرر شود. صهیونیست ها در واشنگتن چه می كنند؟
 
هفته پیش «گابی اشكنازی» رئیس ستاد ارتش اسرائیل كه وارث كابوس جنگ 33روزه است به آمریكا رفت. سفر او در واقع پاسخی بود به مسافرتی كه یك هفته قبل از آن «مایكل مولن» رئیس ستاد ارتش آمریكا به سرزمین های اشغالی انجام داده بود. «ایهود باراك» وزیر دفاع كابینه اولمرت دیروز به دیدار خود از آمریكا پایان داد و «شائول موفاز» وزیر حمل و نقل رژیم صهیونیستی هم - كه از او به عنوان جانشین احتمالی اولمرت نام برده می شود- اكنون كه این یادداشت در حال نوشته شدن است در واشنگتن به سر می برد و سرگرم دیدار با مقام های كاخ سفید است. بسیار ساده اندیشانه است اگر تصور كنیم این دیدارها «از قبل برنامه ریزی شده» و «در چارچوب روابط عادی دو متحد» است؛ اگرچه آمریكایی ها سعی می كنند بگویند همه چیز عادی است اما این تعارفات را نباید حتی به قدر ذره ای جدی گرفت. 

آنچه صهیونیست ها را به واشنگتن كشانده «ظاهر شدن علائم شكست» و «استشمام بوی معامله» است. اگر بخواهیم صورت مسئله را در كوتاه ترین بیان ممكن خلاصه كنیم می توان گفت برای اسرائیلی ها سؤالی مهیب به وجود آمده و درپی پاسخ آنند: «درحالی كه برادر بزرگتر همیشه مغرور كم آورده و در حال كوتاه آمدن است، چه بلایی بر سر طفیلی مریض احوال خواهد آمد»؟ 

صهیونیست ها مدت هاست دریافته اند آمریكا نه قادر به تداوم بخشیدن به مسیر مقابله روز به روز تشدیدشونده با ایران است و نه مایل به آن. نخستین بار، پیام احتمال یك سازش استراتژیك با ایران در پائیز سال گذشته به تل آویو رفت؛ زمانی كه آمریكایی ها در برآورد اطلاعات ملی خود به صراحت گفتند برنامه هسته ای ایران «در حال حاضر» صلح آمیز است و چیزی هم اگر- به ادعای آنها- بوده پیش تر در سال 2003 متوقف شده است. انتشار NIE سال 2007 فریاد صهیونیست ها را به آسمان رساند و بلافاصله از آن نتیجه گرفتند آمریكا قصد دارد آنها را در مقابل ایران تنها بگذارد. با این حال، آن روز نه فقط در سرزمین های اشغالی، بلكه در واشنگتن و پایتخت های اروپایی هم كسی تصور نمی كرد این رخداد واحد بدل به یك «رویه عقب نشینی» در رفتار آمریكا شود؛ چیزی كه امروز به وضوح اتفاق افتاده است. اكنون آمریكایی ها بی آنكه هیچ یك از شروط خود را تحقق یافته دیده باشند ارشد دیپلمات خود در امور ایران را به جلسه ای می فرستند كه عالی رتبه ترین مقام امنیتی ایران در آن حضور دارد و علاوه بر آن از تصمیم جدی خود برای گشایش یك دفتر نمایندگی با حضور دیپلمات های آمریكایی در تهران خبر می دهند و حتی ابا ندارند كه بگویند درخواست خود را داده اند و در انتظار جواب ایران هستند. دیگر چه چیز لازم است تا اسرائیلی ها متقاعد شوند كه پس پرده خبری است و آمریكا دیگر آن یار همیشه وفادار دیرین نیست. نكته بسیار مهم تر در اینجا این است كه نباید تصور كرد پیام های سازش طلبانه آمریكا به همین مقدار خلاصه می شود. اصل قصه- كه صهیونیست ها را سخت نگران كرده- اتفاقاتی است كه در محتوای مذاكرات هسته ای ایران و غرب در حال رخ دادن است و اهمیت آنها با مواردی مانند اعزام چند دیپلمات آمریكایی به تهران یا ژنو اساساً قابل مقایسه نیست. بزرگترین وادادگی ها از جانب غرب درون مذاكرات رخ داده است آنجا كه فرمول «تعلیق در مقابل تعلیق» بی سر و صدا كنار گذاشته شده و گزینه «فریز در مقابل فریز»- كه دربرگیرنده غنی سازی در خاك ایران است- روی میز قرار گرفته و تازه علائمی در دست است كه همین گزینه هم چندان جدی نیست و می توان تا حد زیادی تعدیل و بلكه اساساً منتفی شود. صهیونیست ها آشكارا می بینند كه خط قرمزهای آمریكا یكی پس از دیگری دود می شود و به هوا می رود و ایران در مقابل نه تنها امتیازی نداده بلكه در حال مطالبه امتیازهای بیشتر است و بدتر از همه این كه راهی جز كنار آمدن با آن نیست. 

به وجود آمدن این شرایط در حالی كه صهیونیست ها یكی از بدترین دوران های خود را به لحاظ شرایط سیاست داخلی می گذرانند و به تعبیر برخی از محققان این حوزه رژیم جعلی اسرائیل برای نخستین بار از 1948 تاكنون «برای بقا» نیازمند كمك شده است، كل داستان را به هیئت كابوسی هولناك درآورده است. صهیونیست ها اكنون به دنبال آن هستند كه ببینند ابعاد این آب رفته تا كجاست و چه میزان از آن را می توان به جوی بازگرداند. آنچه از ظاهر اخبار می توان دریافت- و باید منتظر ماند و دید گزارش های دقیق تر بعدی تا چه حد آن را تایید می كند- این است كه مقام های اسرائیلی در واشنگتن 3درخواست از طرف های اسرائیلی خود مطالبه كرده اند:
 
1- درخواست برای حفظ همه گزینه ها روی میز،
2- حل و فصل اختلافات اطلاعاتی كه بعد از انتشار NIE سال گذشته ظهور كرد و احیاناً تاثیرگذاری بر برآورد امسال دستگاه های اطلاعاتی آمریكا و
3- دریافت تضمین هایی برای مرحله مابعد معامله احتمالی به گونه ای كه سر اسرائیل مطلقاً بی كلاه نماند. 

درباره مورد اول، اگرچه آمریكایی ها لطف كردند و چند قلم لفاظی درباره «موجود بودن همه گزینه ها روی میز» تحویل طرف مقابل خود دادند اما دیگر برای كسی تردید نمانده كه گزینه نظامی دیگر یك «گزینه واقعا موجود» نیست سهل است حتی ارزش تبلیغاتی خود را هم از دست داده است. كار اكنون به جایی رسیده است كه حتی پنتاگون هم از لزوم به كار گرفتن دیپلماسی و روش های اقتصادی سخن می گوید و جف مورل سخنگوی آن برخلاف همیشه این تاكیدات را در پاسخ مستقیم به درخواست های وزیر دفاع صهیونیست ها مبنی بر حفظ همه گزینه ها بر زبان آورده است. 

مورد دوم ظاهراً اختلافی بنیادین درباره میزان دسترسی های اطلاعاتی دو طرف، وثاقت منابع آنها و نهایتاً دقت روش های تحلیل اطلاعاتی است كه به این سادگی ها قابل رفع نیست. اسرائیلی ها همچنان تاكید می كنند كه NIE 2007، در ارزیابی های كلیدی خود دچار خطا شده و باید آن را اصلاح كند و در مقابل طبیعی است كه آمریكا علاقه ای به بی حیثیت كردن دوباره سیستم اطلاعاتی خود بعد از افتضاح عراق نداشته باشد. 

و اما مورد سوم ظاهراً مورد استقبال آمریكا قرار گرفته و كاخ سفید حاضر شده است با هدف كاهش یافتن مخالفت صهیونیست ها با سازش در مقابل ایران امتیازاتی به آنها واگذار كنند. در موردی كه فعلا قطعی شده یكی اعطای برخی كمك های مالی و دیگری نصب یك سیستم رادار و ضد موشك در سرزمین های اشغالی برای مقابله با تهدیدهای احتمالی است. اسرائیلی ها هم گویا ناچار به همین مقدار راضی شده اند و به عنوان اولین علائم تعدیل موضع، شائول موفاز روز شنبه برای اولین بار در ماه های گذشته از «لزوم یافتن راه حلی دیپلماتیك برای پرونده ایران» سخن گفته است. 

همه این اتفاقات نشان می دهد راهی كه ایران می رود صحیح است و فراتر از لفاظی های رسانه ای آنچه در صحنه واقعی دیپلماسی در حال وقوع است چیزی جز پیروزی های پی درپی برای ایران نیست. تعدیل اساسی موضع غرب، مستقیماً محصول ایستادگی مستمر و جدی ایران بوده و اگر تا امروز این مقدار عقب نشینی از جانب طرف غربی پذیرفته شده دلیلی ندارد كه فرض كنیم پس از این اتفاق كاملا متفاوتی رخ خواهد داد. حتی اگر فرض كنیم به واقع اراده ای برای یك سازش در واشنگتن شكل گرفته باشد آن گاه تفسیری سرراست تر از این می توان عرضه كرد كه یانكی ها همه راه ها را رفته اند و چون به بن بست خورده اند و راهی جز كوتاه آمدن برای آنها نمانده است؟ تاریخ آمریكا به ما می گوید واشنگتن تا جایی كه بتواند زور می گوید و هر وقت نتوانست معامله می كند. 

در این مورد خاص البته معلوم نیست كسی در ایران علاقمند به كار با یك آمریكای شكست خورده باشد اما ضعف و ناتوانی زورگوها عجالتاً عیانی است كه حاجت به بیان ندارد. ستایش آن نوع از دیپلماسی كه چنین دستاورد ارزشمندی را خلق و عیان كرده حداقل كاری است كه اكنون باید كرد. 

مهدی محمدی