اخیرا بعضی از رسانههای دوم خردادی در اقدامی تبلیغی عبارت «عبور از احمدی نژاد» را به مثابه صفتی برای رویكرد اصولگرایان در قبال احمدی نژاد بر پایه مشابهت سازی با عبور از خاتمی در دوران حاكمیت دوم خرداد در عرصه رسانهها مطرح ساختند . به عبارت سادهتر تبلیغ كردند كه اصولگرایان قصد عبور از احمدی نژادرا دارند . حال پرسش این است كه آیا چنین اتهام یا اساسا فارغ از قضاوت، این چنین گزاره ای درست است یا خیر؟
برای پاسخگویی شایسته است ابتدا معنایی را كه واژه عبور از ... به اذهان متبادر میگردد واشكافی نماییم. معنای محتمل چنین است :
1- عبور به معنای نفی: در این حالت عبور از یك چهره سیاسی نظیر خاتمی یا احمدی نژاد به معنای نفی دیدگاههای آنان است . حال زمانی این نفی متوجه سیاستها ، عقاید اصولی و یا گاه تاكتیكهای آنان است. بدون شك آنگاه كه عبارت عبور از خاتمی از سوی بعضی از چهرههای دانشجویی دوم خردادی(كه البته اكنون در ایران نیستند ) ساز شد، قصد آنان دقیقا نفی آرمانهای انقلابی و دینی خاتمی و گوشزد كردن این نكته بود كه خاتمی به دلیل عدم عبور از مرزهای عقیدتی و سیاسی نظام دیگر صلاحیت رهبری اصلاحات را نداشته و یا حداقل نقش او به عنوان یك كاتالیزور به زعم آنان به پایان رسیده و ضروری است كه با عبور از خاتمی مرزهای عقیدتی و سیاسی نظام اسلامی را در نوردیده و رهبری اصلاحات را به طیفهای رادیكال لائیك واگذار نماییم. در همان زمان هم اصولگرایان از موضع دفاع از چارچوبهای انقلابی و اسلامی باورهای خاتمی به دفاع از وی پرداخته و علیرغم اختلافنظر در مواضع سیاسی در برابر شعاردهندگان عبور از خاتمی صفآرایی كردند.
2- عبور از منظر سرعت: در این حالت عبور از خاتمی یا احمدینژاد به معنای نقد كندی سرعت آنان بوده و بر آن هستند كه اهداف خاتمی یا احمدینژاد مورد تائید است ولی سرعت پایین سوژه موجب از میان رفتن فرصتها میگردد . به عبارتی در این حالت اهداف و آرمانها و حتی تاكتیكها مخدوش نمیگردد فقط كندی سرعت مورد نقد است و بس.
واقعیت آن است كه معنای اصلی شعار عبور از خاتمی كه در آن دوران سرداده شد معطوف به برداشت نخست و از سوی رادیكالهایی بود كه گمان میكردند توانستهاند به دست خاتمی اصولگرایان را حذف نمایند والان وقت آن است كه خاتمی را كنار زده و اندیشههای لائیك را بر كرسی بنشانند . البته گروههایی هم بودند كه نسبت به تزلزل تصمیمگیری او اعتراض داشتند ولی دغدغه اصولگرایان از رفتار مبتنی بر عبور از خاتمی ناظر به گروه نخست بود .
اكنون در شرایط خاص بعد از دوم خرداد و ظهور دولت اصولگرای احمدی نژاد پرسش این است كه آیا اصولگرایان در یك مشابهت تاریخی قصد دارند آن گونه كه اصلاحطلبان میگویند از احمدینژاد در آستانه انتخابات دهم عبور كنند ؟
برای پاسخگویی لازم است ابتدا چند واقعیت در نظر گرفته شود :
1- احمدی نژاد یكی از اصولگرایان است و عقلا نمیتوان تمامی اصولگرایی را معادل شخص احمدی نژادگرفت .
2- كابینه احمدینژاد متشكل از نیروهای اصولگراست ولی آیینه تمام نمای اصولگرایان نیست چنانچه دولت نیز در پی این ادعا نیست. به عبارت سادهتر احمدینژاد و كابینه او بخشی از ظرفیتهای اصولگرایی هستند و نه تمامی آن .
3- اصولگرایان آرمانهای اصولگرایانه احمدینژاد وكابینه او را تائید میكنند ونیز تلاش بیوقفه او و كابینهاش را در پیشبرد این آرمانها تحسین میكنند.
4- اصولگرایان با استناد به مواضع منتشره در رسانهها احمدینژاد و كابینه او را بینقص و نقد ندانسته و از منظر نقد مصلحانه آن را نیز به چالش كشیدهاند .
5- برای اصولگرایان آنچه كه مهم است گفتمان یا آرمانهای اصولگرایی است و نه اشخاص لذا هدف غایی، حاكمیت این نگرش ونه حاكمیت بلامنازع افراد است از همین رو در راه تحكیم اندیشه اصولگرایی كه برخاسته از باورهای دینی آنان است با كسی تعارف ندارند .
از همین رو اصولگرایان بر اساس مفاهیم تعریف شده بالا هیچگاه از احمدینژاد عبور نخواهند كرد ولی اصولگرایی از آنجایی كه همواره در تكامل و تعالی است فراتر از احمدینژاد رفتن یا به عبارتی رسیدن به گزینههایی كه ایدههای اصولگرایانه را با كمترین درصد خطا تحقق بخشند، نه تنها محتمل بلكه عقلا واجب است .
پس اصولگرا از آن جهت كه اصولگراست هیچگاه نباید كه آنچنان بر كرسی صدارت تكیه زده و در برابر جمهور مومنین ایستادگی كند كه عدالت و خلوص او به زیر سوال رود. به همین دلیل عبور در میان اصولگرایان منطقا معنا ندارد زیرا بقای بر پست به شرط تحقق آرمانها معنا دارد و لاغیر و آزمایش اصولگرایی در همین نطقه حساس است.
کد مطلب : 7757