در سه سال اخير، بعضي مسئولان دولت نهم اصرار داشتهاند كه روابط ايران با روسيه را بسيار دوستانه و رو به گسترش جلوه دهند. هرچه هم كه روسها تلاش كردهاند كه <عدم دوستي> خود با ايران را ثابت كنند، بعضي سياستمداران ايراني زيربار نرفتهاند. روسها با تاخيرهاي مكرر و بهانههاي بني اسرائيلي در راهاندازي نيروگاه بوشهر، به ايران فهماندند كه به هيچ وجه حاضر نيستند ايران را متحد استراتژيك خودبدانند. اما مقام عاليرتبه ايراني در پاسخ به اين <پالس> واضح روسها، اعلام كرد: <به دوستان روس خود اعتماد داريم.> بعد از آن هم براي آنكه به روسها بگويند هرچه شما كم لطفي كنيد از اعتماد ما به شما كاسته نميشود به صراحت اعلام كردند: <در ساخت نيروگاههاي بعدي نيز، روسيه اولويت و انتخاب اول ايران است>! همچنين در موضوع فعاليت هستهاي ايران، روسها براي آنكه نشان دهند دوستي با غرب را به هيچوجه فداي رضايت ايرانيان نميكنند، مرحله به مرحله پيامهاي واضح براي ايران و طرفهاي غربي پرونده هستهاي فرستادند. نخست براي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت، با امريكا و انگليس همراهي كامل كردند. پس از آن هم در يك دوره نسبتا كوتاه به سه قطعنامه ضد ايراني راي دادند تا هيچكس در دشمني تاريخي آنها با حقوق ملت ايران ترديد نكند. ضمن آنكه به اربابان امريكايي خود ثابت كردند كه هر چه قدر هم بين روسيه و امريكا اختلاف وجود داشته باشد اين اختلاف، باعث كاهش دشمني روسيه با حقوق اساسي ايرانيان نخواهد شد. اما در اين طرف مرز، عدهاي از سياستمداران ايراني و تعدادي از رسانهها، در مقام دفاع از روسيه برميا~مدند كه <متن اوليه قطعنامهها بر عليه ايران بسيار خشنتر بوده است، اما با فشار روسها تعديل شده است>!
از سوي ديگر، در تحولات بين المللي مرتبط با روسيه، بعضي از سياستمداران ايراني تلاش ميكردند كه از هرگونه اقدام يا اظهارنظر كه <تضعيفكننده موضع روسيه> خواهد بود خودداري كنند. اين وضعيت در حوادث چچن و حواشي به رسميت شناخته شدن استقلال كوزوو به خوبي قابل مشاهده بود.
آخرين نمونه، حوادث دو ايالت جدايي طلب اوستياي جنوبي و آبخازيا بود كه بعضي رسانههاي رسمي ايران، به نحو آشكار به حمايت از موضع روسيه در برابر گرجستان پرداختند و مسئولان دستگاه ديپلماسي كشور هم ترجيح دادند سخني نگويند كه نشانه ترجيح مواضع كشورهاي بزرگ غربي در برابر اقدامات روسيه باشد. اما درست در اوج اين مهرورزي ايرانيان، وزير خارجه روسيه به تكرار ادعاي اربابان غربي خود پرداخت كه <همكاري ايران با آژانس بين المللي انرژي اتمي كافي نبوده است>! هم زمان با اين سخنان لاوروف، <كهنه جاسوس روسيه > يعني پوتين هم بدون توجه به اختلافات شديدي كه بر سر اوستيا و آبخازيا با غربيها دارد، بار ديگر به پُرگويي پرداخت كه <روسيه در پرونده هستهاي ايران، از روي وظيفهشناسي با شركاي اروپايي و امريكايي خود همكاري كرده است. نه به خاطر اينكه كسي از ما چنين چيزي بخواهد و نه به خاطر اينكه ما در چشم برخي، خوب به نظر برسيم. ما اين كار را براي منافع ملي خود كه با منافع بسياري از كشورهاي اروپايي و امريكايي منطبق است انجام ميدهيم>!
قاعدتا اين موضعگيريها نبايد هيچ ترديدي باقي گذاشته باشد كه روسها دچار احساس <خود زرنگبيني> شدهاند و تلاش ميكنند در حوادث مهم داخلي و خارجي، هم از طرف ايراني امتياز بگيرند و هم از طرفهاي غربي. مواضع مقامهاي روسي و چراغسبزهاي ضد ايراني آنها به امريكا و اروپا در اوج اختلافات بر سر موضوع گرجستان، آنقدر شفاف بوده است كه اگر بعضي سياستمداران و كارگزاران دولتي، كماكان بخواهند بر <اعتماد به دوستان روس> تكيه كنند بايد پاسخگوي بسياري از شائبهها در اين زمينه باشند. ممكن است دستاندركاران ديپلماسي خارجي كشور،بعضي مداراها با طرف روسي را در شرايط اختلاف عميق با امريكا و اروپا ضروري بدانند. اين در حالي است كه به نظر ميرسد تعيين تكليف قطعي روابط ايران با امريكا، اين تلقي غلط را در روسهاي معاملهگر ايجاد نموده است كه ايران چارهاي جز مدارا با رفتار ناپسند روسيه ندارد. ضمن آنكه تمام مداراهايي كه تاكنون با روسيه صورت گرفته است تغيير عمدهاي در رفتار كاسب كارانه آنها – يا به ادعاي پوتين، حفظ منافع مشترك روسيه با امريكا و اروپا– نداشته است.
اما حوادث گرجستان شرايط جديدي، پيش پاي ايران قرار داده است تا به روسها ثابت كند ايرانيها بسيار هوشيارتر از كساني هستند كه حكومت را تنها در كانالهاي كا.گ.ب ياد گرفتهاند. هشدار روز گذشته گوردون براون نخستوزير انگليس به روسيه، داراي ابعاد گوناگون بود كه يكي از آنها، اعلام نياز تلويحي به منابع انرژي ايران ميباشد. وي با تاكيد بر لزوم تجديدنظر در روابط با روسيه، اعلام كرده است كه بايستي وابستگي غرب به منابع انرژي روسيه كاهش يابد. نخست وزير انگليس در همين راستا از لزوم شناسايي و دسترسي به منابع جديد انرژي سخن گفته است.
در چنين شرايطي، به نظر ميرسد موقعيت جغرافيايي و منابع غني و متنوع ايران، مي تواند يكي از بهترين انتخابهاي غرب باشد. تنها كافي است با پشت كردن به روسها و با تغيير برخي رفتارها و گفتارهاي كليشهاي، به غربيهاي نيازمند– و در عين حال قدرتمند سياسي و اقتصادي– پيام بدهيم كه براي تغيير روش در تعامل با آنها آمادگي داريم. اين اعلام آمادگي مي تواند از موضع كاملا عزتمندانه نيز انجام شود و حتي نيازي نيست كه در برخي اصول خود تجديدنظر كنيم يا از دوستي با ملت اسرائيل سخن بگوئيم! كافي است پالسهاي اوليه را براي غربيها بفرستيم. اين پالسها ابتدا به مسكو ميرسد و سپس غربيها آن را دريافت خواهند كرد.
پيگيري هوشمندانه اين سياست از سوي ايران، رقابت روسها و غربيها بر سر فشار آوردن بر ايران براي امتيازگيري را به رقابت براي تعامل مبتني بر منافع دو طرف تبديل خواهد كرد. شايد هم روسها ناچار شوند به جاي عهدشكنيهاي مكرر با ايران، اين بار قول و قرارهاي ضدايراني با غرب را بشكنند و كمي از مهرورزيهاي چندسال اخير ايران را جبران كنند! اگر هم روسها از ترس غربيها اين كار را نكنند غربيها براي به خاك ماليدن پوزه روسيه، انگيزه كافي خواهند داشت تا به ايران امتياز بدهند.
رفتارهاي روزهاي آينده مي تواند ثابت كند كه سياستمداران ايراني، بسيار باهوشتر از همتايان روس خود هستند.
کد مطلب : 6550