30 تير 1387 ساعت 7:28

رمز موفقیت‌های حزب‌الله

سرمقاله حزب‌الله-30 تیر87

قرار بود در اوت 2006، هنگام سخنرانی سید حسن نصرالله دبیر كل حزب‌الله لبنان در ملاء عام، محل سخنرانی وی بمباران و سپس حمله رژیم صهیونیستی به لبنان آغاز شود اما بعد از دو سال نصرالله بدون امضای توافقنامه‌ای و قبول پیش شرطی تمامی اسرای لبنانی را آزاد و اجساد شهدا را باز پس گرفت.همه به دنبال این هستند تا ببینند رمز بقای و پیروزی حزب‌الله لبنان چیست؟ چطور یك چنین جنبشی توانست سه بار متوالی ارتش رژیم صهیونیستی را كه ادعای شكست ناپذیری داشت، شكست دهد؟ و اكنون بدون امضای موافقتنامه‌ای و صرفا در قالب مذاكراتی غیر مستقیم و بدون قبول پیش شرطی تمامی اسرای و اجساد شهدای لبنانی را در قبال دو جسد نظامی صهیونیستی باز پس گیرد؟

چهارشنبه گذشته تبادل اسرای و اجساد شهدای لبنانی در قبال دو جسد نظامی رژیم صهیونیستی برای بار سوم پیروزی فوق‌العاده‌ای را برای حزب‌الله و لبنانی‌ها رقم زد.

لبنانی‌ها پیش‌تر نیز طعم دو پیروزی دیگر را نیز چشیده بودند. اولین پیروزی زمانی رقم خورد كه نیروهای مقاومت با مقاومت دلیرانه خود موفق شدند در سال 2000 نیروهای اشغالگر اسرائیلی را مجبور به ترك جنوب لبنان (به استثنای مزارع شبعا) كنند.

دومین پیروزی نیز جنگ 33 روزه لبنان بود. حزب‌الله در طول 33 روز و در شراطی كه تمام دنیا به غیر از ایران و سوریه 24 ساعت علیه آن بودند، در مقابل چشمان حیرت‌زده جهانیان رژیم صهیونیستی را كه دارای چهارمین ارتش دنیا است، شكست داد.

رمز بقای حزب‌الله و پیروزی‌های پی در پی آن عناصر متعددی تشكیل می‌دهد اما در این میان عاملی خود نمایی می‌كند كه در كمتر ارتشی در دنیا وجود دارد.

یكی از رموز اصلی بقای حزب‌الله را باید در این جمله جستجو كرد: ایمان به خدا. همین عبارت سه واژه‌ای باعث شده است كه نیروهای حزب‌الله بتوانند 20 سال در مقابل ارتش چهارم دنیا بایستند و اسطوره شكست ناپذیری آنها را به هیچ تبدیل كنند.

این تجربه همواره وجود داشته است كه هرگاه گروه‌های مقاومت مختلفی كه در طول تاریخ می‌خواستند عملیاتی را علیه دشمن انجام دهند به مرور زمان یا از مقابل دشمن فرار می‌كردند و یا خسته شده، دست از این كار برداشته و به خانه‌های خود باز می‌گشتند.

عامل ایمان و اتكای به خدا باعث شده است كه حزب‌الله از همان سال‌های 1981 و 1982 میلادی كه شكل گرفت تا همین لحظه با همان روحیه پیش برود. این شرط لازم برای جنگ با این دشمن (رژیم صهیونیستی) بود.یكی از منابع موثق حزب‌الله در این باره می‌گوید:‌ «حزب‌الله آنقدر فضای معنوی و روحی عالی دارد كه اگر صد بار هم این جنگ رخ دهد باز هم می‌تواند تحمل كند. واقعا این را لمس می‌كنیم و می‌بینیم. در جنگ 33 روزه كه مصادف با ماه رجب و شعبان بود 90 درصد نیروهای مقاومت حاضر در جنگ روزه بودند. اكنون مجددا حاضرند آن مقاومت 33 روزه را تكرار كنند و از لبنان دفاع كنند.»

وی اظهار‌كرد: «ایمان به خدا و و شجاعت نیروهای حزب‌الله را می‌توان در آن جنگ به عینه ملاحظه كرد. در بنت جبیل كه به تنهایی بیشترین حملات را در جنگ 33 روزه به خود دیده است تنها بین 10 تا 25 نفر از نیروهای حزب‌الله مستقر بودند. این تعداد نیروها هنگام تجاوز نیروهای اسرائیلی به این منطقه اقدام به جمع كردن آنها در یك جا مانند گله گوسفند می‌كرد و سپس آنها را‌می‌كشت و زیر پاهایشان قرار می‌داد.»

بسیاری از نظامیان صهیونیستی هنگام شنیدن صدای نیروهای مقاومت از رو در رویی با آنها می‌گریختند و خیلی از نظامیان اسرائیلی از پشت گلوله می‌خوردند و بعد از جنگ نیز صهیونیست‌ها خود به این مسئله اذعان داشتند.

نیروهای حزب‌الله با همان ایمان به خدا و تدبیر و مدیریت در طول جنگ توانستند ارتباطات لب مرز تا داخل (بیروت و بقاع) را حفظ كرده و مهمات را منتقل كنند. خود اسرائیلی‌ها از این اقدام آنها شگفت‌زده شده بوده بودند.این جمله را كه «اسرائیل شكست ناپذیر است» سال‌ها تزریق كرده بودند. به لبنانی‌ها اعلام كرده بودند كه آنها ضعیف هستند و گفته بودند كه به غیر از تسلیم شدن راهی برای آزادی اسرای آنها وجود ندارد. اما حزب‌الله این مقوله را شكست داد و توانست با گرفتن دو اسیر، این اسرای را بدون قید و شرط آزاد كند.هدف از جنگ 33 روزه‌ای كه اسرائیل آغازگر آن بود پس گرفتن دو اسیر نظامی خود بود اما این شرط‌ نه تنها محقق نشد بلكه به تحقق هدف سید حسن نصرالله كه آزادی اسرای لبنانی بود و اعلام كرده بود كه این دو اسیر را نمی‌دهد مگر به مذاكرات غیر مستقیم و آزادی و اسرای لبنانی، تن داد.در این مبادله دیگر هیچ اسیر و جسد شهید لبنانی در اسرائیل باقی نماند. لبنان به عنوان اولین كشور عربی است كه بدون امضای توافقنامه‌ای و تن دادن به قید و شرطی اسرای و اجساد شهید خود را از رژیم صهیونیستی باز پس گرفت.

آمریكا، اسرائیل و برخی كشورهای عربی بعد از سال 2004 و آزاد سازی لبنان به دنبال برنامه‌ریزی برای از میان برداشتن حزب‌الله بودند. بر اساس برنامه‌ریزی آنها جنگ علیه حزب‌الله قرار بود در اوت 2006 انجام شود. قرار بود زمانی كه سید‌حسن نصرالله سخنرانی می‌كند در ملاء عام رژیم صهیونیستی محل سخنرانی را بمباران و سپس به لبنان حمله كند.آنها به دنبال بهانه بودند، این بهانه گرفتن دو اسیر توسط حزب‌الله بود.آنها جنگ را شروع كردند. 75 درصد از روستاهای مرزی لبنان با خاك یكسان شده است. ضاحیه با خاك یكسان شده است. در طول 33 روز، 24 ساعته دنیا (به غیر از سوریه و ایران) علیه حزب‌الله بود. همه امكانات نظامی علیه حزب‌الله بود.یك میلیون و 200 هزار شیعه آواره شدند. مزدوران بسیاری از كشورهای مختلف و حتی لبنانی‌ها در لبنان سرازیر شدند تا علیه حزب‌الله اطلاعات جمع‌آوری كنند اما با این شرایط حزب الله باز هم پیروز شد و تا آخرین روز همان تعداد موشك به سمت رژیم صهیونیستی شلیك شد كه در روز اول شلیك می‌شد.حزب‌الله در كنار ایمان به خدا و روحیه فوق‌العاده معنوی خود دارای مدیریت و برنامه‌ریزی بسیار خوبی است. در زمینه نظامی حزب‌الله نگفت كه ما می‌خواهیم با چوب و شمشیر با اسرائیل بجنگیم بلكه گفت ما باید حتی المقدور فنون نظامی را یاد بگیریم و از آن استفاده كنیم.حزب‌الله اكنون به جایی رسیده كه توانست در جنگ 33 روزه علیه اسرائیلی‌ها استراق سمع كند و بداند كه در طی 33 روز جنگ در میان اسرائیلی‌ها چه می‌گذرد و آنها چه برنامه‌ای دارند.اما این رژیم نه تنها نتوانست از حزب‌الله استراق سمع كند بلكه با لحظه تبادل اسرا نمی‌دانست كه دو اسیرش در همان روز نخستین كشته شده‌اند. 

حزب‌الله نه تنها از رژیم صهیونیستی شكست نخورد بلكه یك قدم جلوتر رفت و اسلحه دست دشمن را ساقط كرد. این پیروزی فوق‌العاده نیز از همین بابت است. در جنگ اعراب با اسرائیل كه 6 روز طول كشید، در سه روز اول، چهار كشور عربی شكست خوردند و در سه روز دوم با اسرائیل مذاكره كردند اما در جنگ 33 روزه اسرائیل حتی نتوانست یك كیلومتر از خاك لبنان را اشغال كند. 


کد مطلب : 5245
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ