سـومیـن سـالگـرد سوم تیر، فرصت مناسبی در اختیار بازوی رسانهای و تبلیغاتی دولت نهم قرارداد تا ادعاهای خود درخصوص «ویژه» بودن این دولت را در حجمی وسیع تكرار كنند كه البته در طرح این ادعاها، طعنه زنی به سایر سیاستمداران به خصوص دولتهای قبلی، جایگاه «ویژه» داشت. كسانی كه به مناسبت سومین سالگرد انتخاب دكتر احمدینژاد به ریاست جمهوری، تبلیغات خود را بر <متفـاوت جلـوه دادن> دولـت نهـم متمـركـز كردند در واقع تلاش مینمودند تا مردم را نسبت به اجرای وعده انتخاباتی خود قانع نمـاینـد.
گـروه تبلیغـاتـی احمـدینـژاد در دوره انتخـابات، از ارائه برنامههای دقیق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و نیز مبانی دیپلماسی خارجی دولت احتمالی آینده خودداری كردند و به جای آن تلاش نمودند كه احمدینژاد و دولت او را «تحفه»ای متفاوت درحد معجزه هزاره سوم برای مردم جلوه دهند.
آنها از یكسو سخنانی گفتند كه گویی نامزد انتخابات و همكاران بعدی او، هیچ نقشی در كمبودها و نابسامانیهای پیشین نداشتهاند و از سوی دیگر «مردم خسته» از برخی فخرفروشیها و خود بزرگبینیها را وعده دادند كه «كسی كه قرار است رئیسجمهور شود، نوكر مردم خواهد بود». پس ، اگر دولت نهم بتواند تفاوت مثبت خود با دولتهای پیشین را ثابت كند هیچ منتی بر سر مردم ندارد و تنها یكی از وعدههای انتخاباتی خود را – كه تاكنون تكذیب نشده– اجرا نموده است.
با پذیرش این فرض، اكنون میتوان به بررسی میزان صحت و دقت ادعاهایی پرداخت كه در روزهای اخیر بر زبان حامیان درجه اول دولت نهم جاری شده و در رسانههای حامی دولت– یا شیفته آن– منعكس گردیده است. در این میان، روزنامه رسمی دولت، بیش از دیگران به مصاحبه با اعضای دولت یا نزدیكان رئیس جمهور پرداخته و یا با درج سرمقاله، متفاوت بودن دولت نهم را به مردم یادآوری كرده است. البته در خصوص دستاوردهای اقتصادی دولت، وضعیت آنچنان برای آحاد مردم روشن و محسوس است كه نه مخالفان و منتقدان دولت میتوانند به «سیاه نمایی» وضعیت كشور بپـردازنـد و نـه كسـی قـادر خـواهـد بـود با «سفید نمایی» یا حتی «طلانمایی»های تصنعی، مردم را از مشكلات غافل نماید و به این طـریق دولت نهم را در كسب موفقیتهای اقتصادی، متفاوت از پیشینیان نشان دهد. اجماع بسیاری از اصولگرایان و اصلاحطلبان در اعتراض به مكانیزمهای تصمیمسازی و تصمیمگیری در دولت نیز شرایطی ایجاد كرده است كه بررسی ادعای حامیان دولت در متفاوت نشان دادن ساختارسازیهای دولت نهم، چندان مشكل نیست.
اما آنچه كه نیاز به بررسی دقیقتر دارد، ادعاهایی است كه در خصوص «نقدپذیری متفاوت دولت نهم» بیان میشود. روزنامه رسمی دولت در مقالهای مفصل به این نكته پرداخته و مدعی شده است: <هیچ زمانی فضای انتقاد تا این اندازه باز نبوده و دولتها به ویژه شخص رئیس جمهور، نسبت به پیشینیان خود در مقابل دیدگاههای مخالف، سعه صدر نشان ندادهاند.> مشابه این ادعا بارها توسط رئیس جمهور و همكاران رسانهای او مطرح شده است اما آیا این، همه واقعیت است؟ آیا صاحبان رسانه و بسیاری از مردم، این سخن را دقیق میدانند؟
حقیقت آن است كه حجم انتقادات از دولت، در ماههای اخیر افزایش چشمگیری داشته است. اما نمیتوان این افزایش را نشانه زیاد بودن یا زیاد شدن <نقدپذیری> دولت دانست. زیرا از یكسو، عملكرد بعضی مدیران و سیاستگذاران دولتی در سه سال اخیر، شرایطی فراهم نموده است كه انتقاد از دولت، مرزهای جناحی را شكسته و حتی تا درون دولت پیش رفته است.
به عبارت دیگـر بسیـاری از انتقـادهایی كه نسبت به عملكرد دولت مطرح مـیشود دیدگاه اجماعی كارشناسان و سیاستمدارانی است كه عـدهای از آنهـا بـه جنـاح اصولگرا وابسته هستند، گروهی دیگر، اصلاحطلب نامیده مـیشوند و عده كثیری از ایشان نیز در سالهای اخیر به عنوان كارشناسان مستقل شناخته شدهاند. اكنون میتوان از مـدعیـان تـــوسـعـــه فـضـــای نـقــد سـوال كـرد كـه «آیـا افـزایـش اقـدامـات قابل انتقاد، كه منجر به فراگیر شدن انتقادات از دولت شده است را میتوان نشانه افزایش نقدپذیری دولت دانست؟»
از سوی دیگر، آیا برخی از مسئولان دولت نهم، تصور میكنند كه با توجه به گستردگی طیف منتقدان، دولت جز همراهی یا سكوت در برابر بعضی تصمیمات محدود كننده – كه تاكنون به توقیف حداقل سه رسانه شده است– قادر به اقدام دیگری بوده است، اما برای اثبات نقدپذیری خود، از اجرای آن خودداری كرده است؟! كسانی كه دولت نهم را «نقدپذیرترین دولت» مـیداننـد آیـا مـیتوانند برخی تهمتهایی كه توسط عالی ترین مقامهای دولتی نسبت به منتقدان بیان شده است را تكذیب كنند؟
در دو سال گذشته، عدهای از اقتصاد دانان، برنامههای اقتصادی دولت نهـم را مشكـل سـاز دانستند. این انتقادات، با پاسخ بسیار تند و غیر منصفانه بعضی از حامیان دولت مواجه شد و تعدادی از مقامهای نزدیك به دولت، علت اصلی انتقادها را <قطع دست منتقدان از رانتهای بزرگ اقتصادی> دانستند. همچنین در برابر انتقادهایی كه نسبـت بـه تـورمزا بـودن بـرخـی تصمیمـات دولـت بیـان مـیشد،رئیس جمهور به صراحت بعضی از آمار دهندگان تورم – كه مركز پژوهشهای مجلس، یكی از آنها بود–را دروغگو نامید. مخالفان بعضی سفرهای خارجی رئیسجمهور از جمله عدهای از اصولگرایان نیز، بدبین و تنگنظر نامیده شدند.
در آخرین نمونه، تعدادی از روزنامههای داخلی، نسبت به خبر ربودن و ترور رئیسجمهور در عراق، تأملاتی را مطرح كردند كه در طـرح این تأملات نیز، همزبانیهایی میان بعضی روزنامههای اصولگرا با روزنامههای اصلاح طلب وجود داشت. از سوی دیگر، هیچ رسانه مستقل یا هیچیك از شخصیتهای شناخته شده وابسته به جناحهای گوناگون، حاضر به حمایت از موضع رسمی دولت در این خصوص نشدند. كسانی كه دولت نهم را نقدپذیرترین دولت میدانند و باز كردن فضای نقد را از افتخارات این دولت میدانند، لابد اظهارات روزهـای اخیـر رئیـسجمهور را فراموش نكردهاند كه منتقدان را <بلندگوی امریكا> نامید.
البتـه اگر استفاده از تریبونهای یكطرفه برای ملقب ساختن منتقدان به عناوینی همچون رانتخوار، دروغگو، بلندگوی امریكا، همدست مافیا، جاسوس و ... نشانه نقدپذیری دولت است ما هم در برابر ادعای طرفداران دولت نهم درخصوص متفاوت دانستن این دولت، سر تسلیم فرود میآوریم و البته قضاوت در مورد مثبت یا منفی بودن این تفـاوت را بـه مـردم میسپاریم؛ درست همانطور كه قضاوت مردم درخصوص مفید یا خدای نخواسته زیانبار بودن تفاوتهای اقتصادی و سیاسی دولت نهم با دولتهای پیشین را با منّت میپذیریم!
کد مطلب : 4624