25 ارديبهشت 1387 ساعت 7:35

جمهوریت نظام در گرو نقادی

روزنامه‌تهران‌امروز-25 اردیبهشت87

 رئیس مجلس هشتم باید متوجه باشد كه تعامل بر وزن تفاعل است و تفاعل یعنی كار دوسویه. ما مخالف ارتباط یكسویه با دولت، آن هم به نام تعامل هستیم، چرا كه در این فرآیند، مجلس زیرمجموعه قوه مجریه می‌شود.

ریاست مجلس باید در همه حال از شأن مجلس و جایگاه نمایندگی دفاع كند و تحت هیچ شرایطی از این جایگاه مبنایی دور نشود. به نظر می‌رسد فهم این معنا درشرایط كنونی از ضرورتی مضاعف برخوردار است، زیرا به تدریج جایگاه جمهوریت كه جایگاه مردم و جایگاه نقادی است، بنابه دلایلی تضعیف شده و متاسفانه بنا به دلایلی هیات رئیسه مجلس هفتم در این تضعیف جایگاه نقادی، نقش موثری داشته است. 

اگر قرار است حضور پررنگ مردم را بخواهیم و تن به قواعد و ملزومات این حضور پررنگ بدهیم باید همواره بكوشیم تا مجلس در راس امور باشد و به سمتی حركت كنیم كه قوه مجریه و قضائیه تابع قوه مقننه باشند. 

ویژگی‌ها و خصوصیات بارز این جایگاه چنان است كه حضور یك فرد ملاحظه‌كار و مصلحت گرا و متمایل به باقی ماندن در قدرت به هر قیمتی، در راس مجلس پسندیده نیست و توصیه نمی‌شود. بنابراین رئیس مجلس در وهله اول باید شخصیتی جسور، شجاع، آگاه به قانون اساسی و روح آن داشته باشد. اینكه سابقه نمایندگی یا كار اجرایی در سوابق رئیس مجلس باشد در فرع این نكته اساسی قرار می‌گیرد. 

آگاهی به آیین‌نامه داخلی مجلس شرط لازم بوده، اما كافی برای ریاست قوه مقننه نیست و رئیس مجلس می‌تواند با مطالعه دقیق و با مشورت دیگران و با وجود یك هیات‌رئیسه قوی خلأ ناآگاهی به آیین نامه را پوشش دهد و لذا این موضوع پذیرفتنی نیست كه به نام فقدان سابقه نمایندگی یا عدم عضویت در هیات‌رئیسه شرایطی حاكم شود تا روال سابق تداوم یابد، روالی كه به ویژه در دو سال آخر ما را از جایگاه اصلی مجلس كه جایگاه حضور با نشاط در صحنه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است دور كرده است. 

اگر قرار است برای انتخاب رئیس مجلس از بیرون از آن تصمیم گرفته شود یا دخالتی در این روند صورت گیرد، بدون شك این دخالت، نافی جایگاه مردم، مردم‌سالاری و تفكیك قوا و ساختار شناخته شده قانون اساسی است و اختیار این انتخاب صرفا از آن نمایندگان مردم است. 

البته وجود رایزنی و لابی از بیرون یك واقعیت است، اما در نهایت این نمایندگان هستند كه انتخاب می‌كنند و مسوولیت این انتخاب متوجه خود نمایندگان است. این مردم هستند كه باید به دلیل انتخاب ضعیف، نمایندگان را مورد مواخذه قرار دهند و اگر نمایندگان تشخیص دادند این لابی‌ها آنقدر شدید و سنگین است كه مسوولیت این انتخاب را از دوش آنها خارج می‌كند، باید فریاد بزنند و این فریاد، فریاد انقلاب است، فریاد یك حضور پررنگ مردمی است. 

در شكل‌گیری مجلس هفتم بنا به دلایلی متاسفانه شاهد این حضور پررنگ مورد انتظار نبودیم و علاوه بر این مدتی است كه حضور پررنگ مردم در برخی صحنه‌ها نیز مشاهده نمی‌شود كه بدون شك برای این مساله باید فكری كرد و چاره‌ای اندیشید.
 
این فقدان حضور پررنگ یا عدم كاندیداتوری برخی چهره‌های شایسته یا به برخوردهای انقباضی و به دور از سعه‌صدر ازسوی مراجع تعیین و تشخیص صلاحیت برمی‌گردد و یا متوجه برخی خط دهی‌ها و بی‌تفاوتی مردم می‌شود كه باید برای آن چاره‌ای اندیشید. 

رئیس مجلس باید در نظر داشته باشد كه در تعامل با دولت از یكسویه نگری پرهیز كند زیرا اگر قرار شود قوه‌ای زیر مجموعه قوه دیگر قرار گیرد، علی القاعده قوه مجریه به لحاظ ساختاری استعداد بیشتری برای زیرمجموعه قرار گرفتن دارد، زیرا قوه مجریه باید مجری مصوبات مجلس باشد هرچند كه این حالت هم مطلوب ما نبوده و نیست. برخی باید متوجه شوند كه در دو سال آخر مجلس هفتم چه تفسیری از مجلس به دست آمده و به یك معنا مجلس زیر مجموعه قوه مجریه قرار گرفته بود. 

ما مدافع تفكیك قوا هستیم، اما قوه مقننه در راس امور است و درك این معنا یكی از ضروری‌ترین مسائل امروز ماست و‌ ای كاش اصحاب قدرت بیشتر متوجه این معنا بودند و جلوی تضعیف فزاینده حضور مردمی و وجهه جمهوریت فلسفه سیاسی را می‌گرفتند. 

وجهه جمهوریت نظام به یك معنا وجهه حضور مردم و وجهه نقادی و نظارت است. اگر برای مردم و به ویژه جوانان امید می‌خواهیم این امید با نقادی و نظارت و به یك معنا فریاد همراه است و اگر برای مردم یأس می‌خواهیم، این یأس با فقدان نقادی و نظارت و سكوت همراه است، بنابراین امید با فریاد و یأس با سكوت عجین است.



کد مطلب : 3283
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ