نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی

رقابتى بر پايه مكتب قدرت

روزنامه ایران-13 مرداد87

13 مرداد 1387 ساعت 7:53

در مبارزه زودهنگام انتخاباتى كه اكنون شروع شده است، همه جريان هاى حزبى در يك هدف اتفاق نظر دارند و آن گشودن معبرى براى بازگشت به كانون هاى قدرت و ثروت است و طيف هاى حزبى بى آن كه اعلام كنند، حول اين انديشه اجماع پيدا كرده اند. 

تحليل اين سبك از رفتار سياسى با معيارهاى علم سياست چندان دشوار نيست، تابلوى راهنماى اين گروه از بازيگران سياسى نظريه اى به نام «مكتب قدرت» است؛ مكتبى كه در آن سياست چيزى جز مبارزه براى كسب قدرت، حفظ قدرت و بهره بردارى از قدرت نيست. 

پيداست كه از بطن چنين بينشى چه طرح مبارزاتى اى به دست مى آيد و همين سطح از شيفتگى به مكتب قدرت است كه برخى از احزاب امروز را رو در روى چهره اى قرار مى دهد كه نگاه موروثى و تمليكى به قدرت را از اساس نفى مى كند. براى حلقه ها و احزابى كه رشته هاى پيوندشان از منابع قدرت قطع شده است، ميدان انتخابات مهم ترين فرصت تلافى و انتقام مى باشد. لذا طبيعى است كه آنها همه كوشش خود را به كار مى بندند تا مدار امور سياسى را بر همان منويات حزبى خويش برگردانند. 

پيش بينى واكنش مردم ايران به شروع تكرار اين نوع از مبارزه سياسى چندان دشوار نيست. جامعه ايران در چند بزنگاه ديگر نيز قضاوت خويش را درباره مرام و منويات اين گروه از شاگردان مكتب قدرت ابراز كرد. شايد بارزترين نمونه آن انتخابات اسفند سال گذشته باشد؛ انتخاباتى كه به نماد مواجهه دو طيف تفكر آرمانگرايان و قدرت طلبان تبديل شد و در قضاوت نهايى، مردم جريانى را برگزيدند كه با همان گفتمان سوم تير يعنى خدمتگزارى و عدالت محورى به ميدان آمد. 

بنابراين ناظران سياست بر اين باورند كه جامعه ايران هنوز پس از سه سال از طرد «جنگ احزاب»؛ هنوز با همان كراهت به آرايش هاى سودجويانه حزبى مى نگرد. 

آزاد ساختن منابع قدرت و ثروت از انحصار احزاب در انتخابات سوم تير ،۸۴ به عنوان يك انتخاب آگاهانه و تاريخى، اتفاقى نبود كه گذشت زمان و بروز برخى شرايط سياسى غبار فراموشى بر سيماى آن بيفكند. مردمى كه در اوج عقلانيت سياسى، حساب بازيگران حزبى را از حكومت جدا كردند، هنوز نيز بر اين عقيده راسخ هستند كه سياست ايران تنها در سايه حضور يك كابينه غيرحزبى روى سامان و اصلاح خواهد ديد. انتظار گشودن گره بسته مشاركت مردم در عرصه سياست و اقتصاد از يك رجل حزبى كه از هر سو وامدار احزاب و باندهاى ثروت و سرمايه است، يك نقض غرض است كه بدون شك از نگاه تيزبين جامعه ايرانى پنهان نمى ماند. 

اگر دغدغه اصلى نسل جديد ايران- كه جنبش هاى انتخاباتى سه سال اخير حاصل اراده اوست- را در عرصه اقتصاد، «عدالت» و توزيع برابر امكانات و ثروت بدانيم، بى شك در پهنه سياست منتهاى آمال آنها شكستن سيكل معيوب گردش قدرت است. براى فهم اين مسئله، كافى است به سخن فعالان جنبش هاى دانشجويى نگاه شود كه از هيچ چيزى به اندازه دست به دست شدن چرخش قدرت ميان عده اى محدود ابراز نگرانى نكرده اند. به همين دليل اين جنبش بيش از هر چيز با تئورى ها و نظرياتى كه درصدد موجه ساختن حضور طولانى برخى گروه ها و چهره ها در اريكه قدرت است، مبارزه كرده است.
 
به باور نخبگان ايرانى به همان صورت كه بزرگ ترين بلاى اقتصاد ايران، انحصار است، در سياست نيز نوع ديگرى از انحصار كه با تئورى «قحط الرجال» پوشانده شده، حكمفرماست. 

مهدى تقوى