اتفاقی كه در دانشگاه زنجان افتاد را نباید به عنوان یك رویداد سطحی و مقطعی نگاه كرد. دلیل آن است كه مشابه این اتفاق ناگوار در دانشگاههای دیگر و به اشكال دیگر رخ داده و فضای ناامنی را برای دانشجویان دختر ایرانی ایجاد كرده است. اگر جسارت آن دختر دانشجو نبود، این اتفاق به نتیجه دیگری میانجامید و به شكل دیگری ختم میشد.
تعدد این نوع وقایع پس از روی كار آمدن دولت نهم و جایگزین نمودن رویه انتصابی به جای رویه انتخابی جهت تعیین مسوولان دانشگاهها با وقوع این اتفاقات جای تامل و مداقه جدی دارد. این اولین پیامد اقدامات دولت عدالتطلب و مهرورز در دانشگاهها نبود. تعطیلی بسیاری از تشكلها و توقیف نشریات دانشجویی مستقل، بازداشت و ستارهدار نمودن دانشجویان غیرخودی و بازنشستگی زودرس استادان دگراندیش تنها بخشی از اقدامات علنی بوده است كه به نوبه خود مجالی مجزا را طلب میكند. اما تاكید و بهانه این نوشتار بر واقعه اخیر دانشگاه زنجان عبارت است از:
1- در حالیكه رسانههای برونمرزی تصاویر این فاجعه را در سطح دنیا پخش كردهاند، رسانه ملی ما به گونهای وانمود میكند كه گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است. ظاهرا مردم نامحرمان اصلی اخبار و وقایع داخلی كشور هستند. این سانسور خبری صدا و سیما نه تنها موجب حذف این خبر از اذهان عمومی نشد، بلكه زمینه بیاعتمادی بیشتر به رسانه ملی و گرایش اذعان عمومی را به سمت رسانههای برونمرزی افزایش داده است.
2- سوغات ماندگار دولت نهم برای دختران طالب علم و دانش این سرزمین، سهمیهبندی آنها برای ورود به دانشگاهها بود كه به نظر میآید با این فضای ناامن ایجاد شده از این پس، جامعه و خانوادهها نیز سهمیههایی را برای ورود دختران به دانشگاهها اعمال كنند. تا پیش از این، دانشگاه به عنوان محیطی علمی، آموزشی و فرهنگی توام با امنیت نزد افكار عمومی به ویژه برای دختران شناخته میشد. چه فاجعهای از این دردناكتر میتوانست چهره این محیط علمی را به محیطی ناامن و فاسد نزد افكار عمومی و خانوادهها تبدیل نماید؟
3- مبارزه با مفاسد و برقراری امنیت اجتماعی و اخلاقی در حالی مورد تاكید قرار میگیرد و روسری و چكمه و مدل موی جوانان به عنوان موارد نقض امنیت اجتماعی نشانهگیری میشود كه یكی از مسوولان دانشگاهها خود اقدام به چنین فجایعی میكند. اگر هدف از طرح امینت اجتماعی، برقراری امنیت (به گفته سردار رادان) برای زنان و دختران این كشور است، چه مفسدهای از این بالاتر كه یكی از مسوولان دانشگاههای كشور آن هم در محیط دانشگاه دست به این اقدام غیرانسانی و غیراخلاقی بزند؟ دلیل این همه سكوت مدافعان طرح امنیت اجتماعی چیست؟ اگر این ظلم و مفسده در حق دختران مظلوم ایرانی نیست، چه تعبیر دیگری میتواند داشته باشد؟ واقعیت كدام است؛ دم خروس یا قسم حضرت عباس؟!
4- تئوریپرداز دولت نهم كه در جایی فضای دانشگاههای ایران را «غیراسلامی» معرفی كرده بو، بهتر است به این سوال پاسخ دهد نظایر این اتفاق – آن هم توسط مدیران این دولت – تا چه حد انتظارات وی را جامه عمل پوشانده است؟ حداقل انتظاری كه در این شرایط میتوان داشت، این است كه اگر قرار است با این بهانه تشكلهای دانشجویی منتقد و مستقل حذف شوند و اگر مقرر شده است انسداد همهجانبه بر دانشگاههای كشور حاكم شود، اسلام را به مسلخ نبرند.
5- در حالیكه از جانب مجامع بینالمللی، كشور ما به دفعات به نقض حقوق بشر و حقوق زنان متهم شده است، چنین اتفاقاتی نه تنها چهرهای نامناسب و ناخوشایند از ایران در جامعه جهانی بر جای خواهد گذاشت، بلكه به مراتب زمینه طرح چنین اتهاماتی را مهیاتر خواهد ساخت.
کد مطلب : 4335