15 مرداد 1387 ساعت 7:18

زمینه‌های ائتلاف اصلاح‌طلبان با اصولگرایان عقلگرا و سنتی

سرمقاله صدای‌عدالت-15 مرداد87

با نگاهی عمیق و نسبتا منصفانه باید اعتراف كرد كه ظهور مكتب جدید تفكری در عرصه قدرت سیاسی پس از سه مقطع ظهور سلسله صفویه، انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی از اهمیت بسیاری در سیر تطور سیاسی شیعی برخوردار است.به شكلی ایجابی یا سلبی مكتب جدید تفكری، مجموعه تفكر-رفتار هایی است كه باید آن را به عنوان محصول باز تولید های متعدد تفكر سیاسی شیعی در چند صد سال اخیر پذیرفت و در رد یا اثباتش منتقدانه كوشید. بدون اغراق، پس از انقلاب اسلامی ،می توان تفكر سیاسی را به پیش از مكتب جدید تفكری و پس از آن تقسیم كرد. 

حتی 8 سال دوران اصلاحات نتوانست تاثیر سازنده ای را كه مكتب جدید تفكری بر تغییر اذهان چهره های عقل گرای سیاسی راست( همچون لاریجانی، توكلی، باهنر و...) و بخشی از راست سنتی( موتلفه اسلامی) در راستای روشن شدن ضرورت توسعه سیاسی گذاشت، بگذارد. مكتب جدید تفكری، نتایج دهشتناك غرب ستیزی آرمان گرایانه ای را كه حاضر است همه ی دستاوردهای علم تجربی در اداره علمی كشور را نیز قربانی این ستیز سازد، به عقول راست سنتی نشان داده و آنها را وادار به باز بینی در اندیشه سیاسی و همچنین باز اندیشی در نوع تعامل خود با نیروهای انقلاب كرده است. بدین ترتیب ، راست عقلگرا دریافته است كه اگر نه در بحران، كه ممكن است در آستانه ورود به یكی از بدترینهای آن باشیم. 

لاریجانی در سخنان اخیر خود در جلسه‌ ماهانه كانون نمایندگان ادوار مجلس با بیان اینكه قصد ندارد شرایط كنونی را بحرانی جلوه دهد، گفته است: اما در شرایط حساسی به سر می بریم و لازم است با دقت به واقعیات شرایط بنگریم تا تصویر صحیحی در بعد سیاسی و اقتصادی این شرایط داشته باشیم. 

علی لاریجانی پیشتر در حاشیه ثبت نام در انتخابات هشتمین دوره مجلس در گفتگویی با خبرنگاران در پاسخ به سوالی درباره طرح "آشتی ملی و ایجاد جبهه وحدت ملی" كه توسط وی مطرح شده بود، گفت: تجربه من در سال های گذشته این نگاه را القا كرده كه توسعه كشور روی دوش مردان و افراد خبیر سیاسی و مدیران با تجربه خواهد بود كه اینها می توانند دارای سلایق مختلف بوده و از هر طیف باشند. ‏ 

وی تاكید كرد: زمان آن فرارسیده كه نظام ما دست از حركت‏ های اتوبوسی بردارد و از افرادی كه سلامت فكر دارند و برای كشور و اسلام و انقلاب می خواهند زحمت بكشند، استفاده كند. لاریجانی با بیان اینكه این كار مبانی و چارچوبی می خواهد، یادآور شد که برخی سیاستمداران با نگاه مثبت به این طرح نگاه كردند و برخی نیز از این موضوع ناراحت شدند و برخی از اصلاح طلبان ابراز ناراحتی كردند. این طرح نیاز به بحث و گفت و گو دارد و طرفین باید نگاه مثبت داشته باشند. ‏ 

وی تاكید كرد: دلیلی برای نگرانی از این طرح نمی بینم و معتقدم كه این فكر باید سامان پیدا كند و به همین خاطر ابتدا باید بین جریان های سیاسی قوام گیرد. در عرصه قانونی نیز باید ضوابط قانونی برای وحدت بیشتر فراهم شود و ساز وكارهایی برای این ایجاد شود كه جریان های حزبی به شان و جایگاه بهتری در دولت دست یابند.

بدین شكل بدون اینكه اصطلاح طلبان در جهت آشتی ملی و نفی مكتب جدید تفكری كه همه نیروهای انقلاب را به جز خود ، طرد كرده است، كاری كرده باشند، اصولگرایان عقلگرا راضی به همراهی با رقبای دیرین برای كنار زدن محفل به وجود آمده در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری شده اند.

لاریجانی كه اكنون ریاست مجلس هشتم را به عهده دارد مبانی نظری این ائتلاف را این گونه تشریح می كند: برخورداری از یك تشكیلات دقیق مدنی و سازمان‌‏یافته برای دموكراسی ضروری است ولی چون این بخش قوی نیست، هم در تربیت مدیران و افراد صاحب نظر ‌مشكلاتی داریم و هم در استفاده بهینه از افراد. برای حل این مشكل، كارهایی باید در صدر كشور صورت گیرد تا این نقص تا جایی كه ممكن است جبران شود.

مكتب جدید تفكری حتی عده ای از راست گرایان آرمانگرا را نیز كه در ابتدا آقای احمدی ن‍ژاد را نمونه اعلای آرمانهای خود می دیدند، سرانجام برآن داشت تا از زبان عماد افروغ(نماینده سابق مجلس در ذكر دلایل خود برا ی نامزد نشدنش در انتخابات مجلس هشتم) اعتراف كند كه سیاست ورزی ما از پشتوانه های نظری كافی برخوردار نیست.

عماد افروغ كه نماینده شاخص مجلس هفتم و از اصولگرایان منتقد دولت بود اخیرا در اظهاراتی كه می‌توان آنها را نشان‌دهنده تمایل جریانی در جناح راست برای همكاری با اصلاح‌طلبان دانست، گفته است كه "احتمال ائتلاف بخشی از اصولگرایان با اصلاح‌طلبان در انتخابات وجود دارد."

وی توصیه كرده است: بزرگان هر دو جناح كنار همدیگر بنشینند و با كنار زدن صف‌‏آرایی‌‏های كاذب ناشی از قدرت و ثروت به وحدت و همگرایی ملی كمك كنند.

افروغ در گفت‌وگو با خبر گزاری ایلنا با اشاره به احتمال ائتلاف بخشی از اصولگرایان با اصلاح‌‏طلبان، گفت: به لحاظ محتوایی امكان توفیق این ائتلاف وجود دارد، یعنی كاندیدایی كه در واقع، نگاه جامعی به حقوق شهروندی داشته باشد و تعریف جامعی از عدالت و آزادی ارائه دهد، می‌‏تواند مورد توافق دو گروه قرار گیرد. ‏

اظهارات قائم‌مقام حزب موتلفه اسلامی هم در گفت‌وگویی كه با خبرگزاری‌ ایلنا انجام داده ، به صراحت تاكید كرده است كه "حمایت موتلفه از احمدی‌نژاد تا پایان انتخابات ریاست‌جمهوری" و آن هم تنها به دلیل اینكه "بار امور اجرایی كشور بر دوش اوست"، است ولی "حمایت در انتخابات آتی بحث دیگری است." ضمن اینكه حزب موتلفه، بادامچیان و "محمدنبی حبیبی" دبیر كل آن در موضع‌گیری‌های بعدی نیز هرگز حاضر به حمایت صریح یا تلویحی از احمدی‌نژاد در انتخابات آینده نشدند. ‏

جان كلام اینكه مكتب جدید تفكری، كه فهم ساده انگارانه ای از عدالت گستری زاهدانه علی وار را با تفكر مهندسی پیوند داده و سعی دارد مشكلات نظری و عملی این ملغمه را با فریاد های مهدویت مصادره به مطلوب شده جبران كند، بسیاری از استخوان تركانده های انقلاب‏ را از هر طیفی از این ترسانده كه روزی ممكن است از دم شمشیر این نوع تفكر به بهانه عدالت بگذرند و این زمینه ظهور ائتلافی ضد مكتب جدید تفكری را فراهم سازد.

شیوه های عملی شدن ائتلاف
اصولگرایان عقل گرا به خوبی می دانند كه هیچ كاندیدایی برای پیروزی بر احمدی ن‍‍ژاد ندارند. آنها به این نتیجه رسیده اند كه فقط خاتمی است كه می تواند از ریاست مجدد آقای احمدی نژاد بر جمهور جلوگیری كند. از سوی دیگر حضور چهر ه ای كه بتواند تصویر ایران را در سطح بین الملل باز سازی كند و در مقابل سناتور اوباما(ریس جمهوری بعدی محتمل) مهره ماری رو كند، به شدت لازم است. طبیعی است در میان نامزدهای احتمالی ، خاتمی به عنوان واضع نظریه گفتگوی تمدن ها و پیش برنده سیاست تنش زدایی در دوران ریاست جمهورین خود ، مناسبترین گزینه است.

اما مشكل این است كه در تقسیم بندی های سنتی نیروهای انقلاب ، خاتمی ، گزینه ی جبهه اصلاح طلبان است. با این وجود، یك خاتمی ضعیف شده كه جنبه كاریزمایی آن تا حدی كه بتواند رایی بیشتر از رقیب و نه رای بیست میلیونی به دست آورد ، می تواند كشور را از سلطه مكتب جدید تفكری نجات دهد و در عین حال ، خود دوباره مشكلی برای اصولگرایان عقلگرا نشود، برای این دسته از اصولگرایان گزینه ای مطلو ب است.

از این منظر ، چاره ی كار ، برهم زدن آرایش سنتی اصلاح طلبان- اصولگرایان ، و تعریف شكاف جدیدی در صحنه سیاسی كشور است: دولت نهم در برابر سایر نیروهای انقلاب.

اساس این چاره طی مذاكراتی بنیان گذاشته خواهد شد كه پیش از رای گیری میان عمده اصولگرایان منتقد دولت و خاتمی و احتمالا كروبی صورت خواهد گرفت. گرچه طراح حقیقی مذاكرات، اصولگرایانی خواهند بود كه می توان آنها را تیم لاریجانی نامید و در حقیقت همان پروژه آشتی ملی مطرح شده توسط او را پی گیری می كنند. واضح است كه این دسته از اصولگرایان ، بر سر سهمی كه در دولت احتمالی خاتمی- درقبال دست كم عدم حمایت از احمدی نژاد(و حداكثر حمایت رسمی از خاتمی در برابر احمدی نژاد) می خواهد- چانه خواهند زد. به احتمال قوی این گونه مذاكرات با میانجیگری چهره های فراجناحی و میانه رو صورت خواهد گرفت.

حمایت حداقلی ‏
شیوه های حمایت اصولگرایان عقل گرا از خاتمی به شكل حداقلی شامل رایزنی با شورای نگهبان برای خنثی سازی پروژه رد صلاحیت تندور های حامی دولت احمدی نژاد علیه خاتمی و همچنین عدم حمایت صریح از احمدی نژاد خواهد بود.‏ بدین منظور ابتدا با صحنه سازی های لازم به پیشگامی كیهان و تحریك مستقیم یا غیر مستقیم بعضی از عناصر حامی دولت، برای طرح رد صلاحیت سید اصلاحات از سوی شورای نگهبان صورت می گیرد. از این طریق می توان در مذاكرات با خاتمی وی را قانع كرد كه تنها عاملی كه می تواند جلوی رد صلاحیت را بگیرد لابی این دسته از اصولگرایان است كه البته در عوض ، باید سهم آنان در دولت خاتمی لحاظ شود. از نظر اصولگرایان میانه رو، ضمانت اجرای این ائتلاف این است كه مجلس هشتم در اختیار اصولگرایان بوده و هر گونه تخطی بعضی از اصلاح طلبان دردسر ساز همراه خاتمی از مفاد توافقات احتمالی ،منجر به پاسخ متقابل مجلس به دولت آینده در بهارستان شود.

حمایت حداكثری
اما حمایت حداكثری علاوه بر موارد فوق شامل:

1- طیفی از ارائه اطلاعات لازم به خاتمی و شاید بعضی از مشاورینش برای پیروزی در عملیات روانی( تبلیغات) در برابر دولت احمدی نژاد باشد، به علاوه انتقاد و همجمه هایی به دولت نهم باشد كه می تواند از سوی مطبوعات و یا ارگان و نهادهای در اختیار اصولگرایان منتقد ساماندهی و عملی شود.

2- اقناع كاندیداهایی چون قالیباف و رضایی و یا هر كس دیگری، كه راست های عقلگرا بر آنها نفوذ دارند و یا در اتحادی تاكتیكی با آنها در برابر احمدی نژاد به سر می برند، برای كنار كشیدن به نفع خاتمی.

3- قول عدم سخت گیری اكثریت مجلس هشتم در رای اعتماد به اعضای كابینه دولت احتمالی خاتمی به خصوص به آنهایی كه سهمیه جناح اصلاحات هستند.

اماسهم خواهی ها به شکل زیر می تواند باشد:‏
1- درخواست از خاتمی برای جلوگیری از ورود بعضی از عناصر درد سر ساز و تندرو ی جبهه اصلاحات در دولت احتمالی بعدی.‏

2- تعیین سهمیه ای در كابینه برای این طیف از اصولگرایان كه طبعا موجب عدم نامگذاری دولت بعدی به عنوان دولت اصلاحات شده و می توان به تسامح آن را دولت آشتی ملی نامید.

3- خاتمی به آن دسته از اصلاح طلبان تندرویی كه در تبلیغات انتخاباتی حاضر نیستند حساب اصولگرایان تندرو را از عقلگرایانشان جدا كنند، تذكر داده و حتی در صورت لزوم برخورد كند.

4- وادار ساختن مطبوعات و تریبون های طرفین به آتش بس در مبارزات سیاسی وتوقف شعار پراكنی هایی كه هنوز هم هر از چند گاهی علیه هم صورت می گیرد. چنانكه بادامچیان در این زمینه با اشاره به مصاحبه خود با خبرگزاری ایلنا گفته است: در این مصاحبه درخصوص اینكه اصلاح‌طلبان اگر بخواهند با شما تفاهم كنند، آیا تفاهم می‌كنید یا خیر از بنده سوال شد كه در جواب گفتم: در رابطه با تفاهم اولین شرطش عدم به‌كار بردن واژه‌های منفی و كاذب درباره اصولگرایان از سوی اصلاح‌طلبان است.

مانع اول؛ اصلاح طلبان و نه دولت نهم
پیشتر به فضا سازی لازم برای این ائتلاف توسط كیهان اشاره شد. بنابراین مقاله "او كیست" كیهان(7 مرداد) كه مثلا به واكاوی پروژه اصلاح طلبان می پردازد، در واقع شمایی از پروژه اصولگرایان عقلگرا است كه در تابع هزینه و فایده ای كه شکل داده اند، به این نتیجه رسیده اند كه نمی توانند این پروژه را از زبان خود بیان كنند (چراكه از واكنش دولت هراس دارند) و بنابراین باید آن را منتسب به اصلاح طلبان سازند.

در این میان بر خلاف نظر آقای تاج زاده در گفت‌وگو با سایت نوروز كه اولین خوان پیش روی آقای خاتمی در راستای كاندیداتوری اش را مسله رد صلاحیت می داند باید گفت: اولین خوان اتفاقا عده ای از اصلاح طلبان خواهند بود كه خاتمی برای شركت در ائتلاف خود با اصولگرایان عقلگرا باید از آنها عبور كند !‏ 


میکاییل جلالی

کد مطلب : 5785
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ