داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی
ایران و انتخابات آمریکا [عباس ملكی]
روزنامه کارگزاران-12 شهریور 87
12 شهريور 1387 ساعت 3:30
برنده انتخابات ریاستجمهوری آمریکا هر حزبی که باشد تاثیر استراتژیکی در روابط تهران-واشنگتن نخواهد داشت. اما در سطح تاکتیکی این روابط با تغییر رئیسجمهور تغییر خواهد کرد. ایران با این وسعت، نیروی انسانی اول در منطقه، منابع مختلف به خصوص انرژی و ژئوپلیتیک آن، کشور بسیار مهمی به حساب میآید و هر کشوری که بتواند در جهان نقش یک ابر قدرت را داشته باشد و یا بتواند به سطح کشورهای پرقدرت در جهان برسد نسبت به ایران حساس میشود، بنابراین درصدد مقابله با ایران برخواهد آمد. یکی از راههای مقابله راهی قدیمی است و در انقلاب اسلامی ایران کنار گذاشته شد.
در این روش سعی میکردند که ایران را پیوسته در مدار حول آمریکا قرار دهند که با انقلاب ایران، این مسئله نفی شد و از بین رفت. راه دوم مبارزه با ایران است تا این کشور ضعیف و کوچک شود تا چهار امتیاز ایران (وسعت، نیروی انسانی اول در منطقه، منابع مختلف به خصوص انرژی و ژئوپلیتیک آن) را بتوانند از بین ببرند. این راهی است که جورج بوش، رئیسجمهور آمریکا و نومحافظهکاران و لابی اسرائیل آن را انتخاب کرده بودند. اما یک مرحله بینابین نیز وجود دارد که مرحله بسیار سختی هم از طرف ایران و هم از طرف آمریکاست، یعنی راه حلی که ایران در اندازه خودش مورد شناسایی قرار بگیرد ولی در عین حال در امنیت منطقهای نقش عمدهای بازی کند و از طرف دیگر آمریکا، ایران را به عنوان کشوری اسلامی با پرچمداری علیه تروریسم در این منطقه به رسمیت بشناسد.
در حال حاضر 3/2 افغانستان در دست طالبان است. در پاکستان تقریبا دولت مرکزی تسلطی بر ایالتهای شمالی و شمال غرب مانند سرحد و وزیرستان ندارد. در عراق، آمریکا هنوز نتوانسته است به اهداف خود برسد و در کشورهای جنوبی ایران گرچه این کشورها از لحاظ اقتصادی رشد میکنند اما این همه مسئله نیست. به هر حال در آبراههایی مانند دریای سرخ، دزدی دریایی به عنوان یک پدیده شروع شده است و فاصله زیاد بین کشورهای عرب خلیج فارس و مابقی کشورهای عربی مسئلهساز است. در شمال نیز وقایع گرجستان نشان میدهد که روسیه همچنان مایل است که حرف خودش را از طریق زور به کرسی بنشاند.
در این موقعیت فرقی بین کاندیدای دموکرات و جمهوری خواه از لحاظ استراتژیکی وجود ندارد. هر دوی اینها انتخابهایی بسیار سخت پیش رو خواهند داشت اما از لحاظ تاکتیکی ممکن است موجب بروز تحولاتی شوند. به عنوان مثال باراک اوباما، کاندیدای حزب دموکرات میتواند در منازعه بین اعراب و اسرائیل یک سری روشهای دیگری را اتخاذ کند و یا در مورد انرژی ممکن است که اوباما سیاستهای جدیدی را مدنظر قرار دهد، ولی این تغییرات در سطح پایین و کماهمیت هستند.
در خصوص مذاکره و گفتوگوی میان ایران و آمریکا نیز باید به این نکته اشاره کرد که احتمال مذاکره ایران و آمریکا مسئلهای است که همواره وجود داشته و در حال حاضر نیز وجود دارد. اما با روی کار آمدن باراک اوباما هم، موانعی که بین دو کشور وجود دارد به سرعت برطرف نخواهد شد.
گفتوگو و مذاکره با ایران به سیاستمداران و نظریهپردازان آمریکایی مرتبط است که ابتدا قبول کنند کشوری مانند ایران در سیاستهای منطقهای باید نقش داشته باشد و دوم این نکته را بپذیرند که یک ایران باثبات و قوی به نفع منافع ملی ایالات متحده آمریکا هم هست. یک ایران قوی آن چیزی نیست که سالها توسط لابیهای صهیونیستی تبلیغ شده و علیه آمریکاست. هدف ایران اجرای برنامههایی است که در سند چشمانداز نوشته شده که این سند به هیچوجه گرایش ضد آمریکایی ندارد. سند چشمانداز، سند توسعهای است که ایران را به سمت توسعه اقتصادی پیش ببرد و حرکت در مرزهای دانش را به ارمغان بیاورد. رسیدن به بسیاری از اینها با داشتن یک روابط متناسب و عادی با ایالات متحده آمریکا امکانپذیر است.