نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی

واگرائی در انقلاب‌های مخملی!

جمهوری اسلامی-16 شهریور 87

16 شهريور 1387 ساعت 10:10

دیك چنی معاون رئیس جمهور آمریكا در جریان سفر زنجیره ای خود به كشورهای جمهوری آذربایجان گرجستان و اوكراین برای تشدید تخاصم با روسیه و عضوگیری در جنگ سرد از میان اقمار دیروز مسكو به رهبران كرملین هشدار داد كه از تهدید همسایگان خود دست بردارند اما كاملا بعید بنظر می رسد كه این اعلام حمایت دیرهنگام آمریكا چیزی را در صحنه مناسبات منطقه ای و تحولات پرشتاب قفقاز تغییر دهد.
بطور همزمان « دیمتری مدودف » رئیس جمهور روسیه از رفتار ماجراجویانه و تحریك آمیز واشنگتن به شدت انتقاد كرد و مقامات كاخ سفید را نسبت به عواقب تصمیمات و اقدامات اخیر برحذر داشت . وی از تصمیمات واشنگتن و غرب درخصوص تنبیه و تحریم روسیه بعنوان تصمیماتی كه عمدتا به زیان غرب تمام خواهد شد یاد كرد و حتی اخراج روسیه از « جی ـ 8 » را به تمسخر گرفت و یادآور شد كه در این صورت غرب خودش را تنبیه كرده است چون « جی ـ 8 » بدون روسیه كاری از پیش نخواهد برد .
سفر تحریك آمیز « دیك چنی » در چنین شرایطی یك « اقدام چند منظوره » ارزیابی می شود كه در آن واحد اهداف گوناگونی را تعقیب می كند و عمدتا بوی نفت از آن به مشام می رسد. واقعیت اینست كه « دیك چنی » علاوه بر پست معاونت ریاست جمهوری از شركا و سهامداران اصلی كمپانیهای نفتی و تسلیحاتی از جمله « بكتل » و « هالیبرتون » محسوب می شود و در 3 كشور « هدف » دارای منافع سرشاری است كه بیش از شرایط سیاسی ـ اقتصادی منطقه برای « دیك چنی » دارای جاذبه های شخصی و اختصاصی است . بدین ترتیب « دیك چنی » در این سفر عمدتا به دنبال تامین منافع شخصی و گروهی خود بعنوان یك سهامدار اصلی كمپانیهای نفتی و تسلیحاتی بوده و سعی داشته و دارد كه منافع شخصی خود و همدستانش در كمپانیهای فعال در قفقاز و ماروا قفقاز را تامین و تضمین كند.
بمباران هدفهای متعددی در عمیق خاك گرجستان و از جمله بمباران فرودگاه تفلیس و چند هدف استراتژیك در اطراف تفلیس توسط جنگنده بمب افكن های روسیه زنگ خطر برای خط لوله انتقال نفت از طریق گرجستان به بنادر گرجستان در دریای سیاه را به صدا در آورده است . علاوه بر این قرار است خط لوله « باكو ـ جیهان » نیز بعنوان شاهرگ حیاتی اقتصاد صنعتی اروپا و غرب ظرفیت قابل اعتنائی از نفت مورد نیاز ماشین های صنعتی اروپا را از لحاظ انرژی فسیلی تامین كند. طبعا اگر مسكو بتواند اهداف خاصی را در خاك گرجستان مورد حمله نظامی قرار دهد چه بسا در لحظه های حساس و تعیین كننده خطوط لوله انتقال نفت و گاز عبوری از گرجستان و آذربایجان را به راحتی مورد تهدید و حمله قرار دهد. به عبارت دیگر اقدامات اخیر گرجبستان در حمله به اوستیای جنوبی « امنیت انرژی اروپا » را به شدت در معرض تهدید و مخاطره قرار داده است . مسكو انگشت اتهام را به سوی آمریكا نشانه گیری كرده و تصریح می كند كه واشنگتن با تجهیز گرجستان به سلاحهای جدید و ارائه اطلاعات غلط و مخدوش رهبران تفلیس را به انجام عملیات نظامی در اوستیای جنوبی تحریك نموده و زمینه های ایجاد این كانون جدید بحران را فراهم ساخته است .
این مسائل مربوط به گذشته است ولی آنچه به آینده مرتبط می شود اینست كه واشنگتن درصدد كشاندن همزمان جمهوری آذربایجان گرجستان و اوكراین به جمع اعضای « ناتو » است و سعی دارد همسایگان روسیه را « در معرض تهدید » معرفی كند و چنین وانمود سازد كه هر لحظه ممكن است حوادث اوستیای جنوبی و بمباران تفلیس در مورد آنها تكرار شود و دیگر فرصتی برای تصمیم و اقدام باقی نماند. مسئله اینست كه واشنگتن در عین تلاش برای تحریك آذربایجان گرجستان و اوكراین برای پیوستن به « ناتو » و اظهار حمایت از این 3 كشور در برابر تهاجمات احتمالی مسكو در میدان عمل اقدام قابل ذكری در برابر حملات برق آسای مسكو علیه گرجستان انجام نداد و فقط به لفاظی های سیاسی ـ تبلیغاتی بیهوده و بی هزینه اكتفا كرد. شدت و دامنه بی تفاوتی عملی واشنگتن به حدی بود كه « ساكوشویلی » رئیس جمهور مخملی گرجستنان از فریبكاری واشنگتن به ستوه آمد و صراحتا مراتب سرخوردگی خود را نسبت به آمریكا اعلام كرد.
سفر دیك چنی در مقطع كنونی از این دیدگاه با هدف سرپوش گذاشتن بر بی تفاوتی آمریكا در جریان حملات برق آسای روسیه به گرجستان صورت می گیرد و مقامات كاخ سفید مایلند به گرجستان و سایر كشورها چنین وانمود كنند كه می توانند روی حمایت واشنگتن حساب كنند! اما آیا سفر تبلیغاتی « دیك چنی » در شرایطی كه تهدید مسكو عملی شده و « اوستیای جنوبی » و « آبخازیا » رسما از گرجستان تجزیه شده می تواند چیزی را تغییر دهد
نباید از نظر دور داشت كه دومای روسیه و رئیس جمهور این كشور مراتب استقلال این دو بخش از خاك گرجستان را به رسمیت شناخته و اعلام كرده اند ولی رفتار انفعالی واشنگتن و اتحادیه اروپا و حتی سازمان پیمان آتلانتیك شمالی (ناتو) هم تحت هیچ شرایطی متناسب با ابعاد بحران قفقاز نبوده و نیست .
موضوع مهمتر اینكه مسكو در روزهای اخیر بطور رسمی از زبان « مدودف » رئیس جمهور روسیه تهدید كرده است كه به محض پیوستن عملی گرجستان و اوكراین به ناتو و استقرار سپر دفاع موشكی در لهستان واكنش عملی مسكو اجتناب ناپذیر خواهد بود. خشم مسكو از اینست كه نه تنها « پیمان ناتو » پس از فروپاشی اتحاد شوروی و « انحلال پیمان ورشو » از میان نرفت كه حتی با جذب اعضای اروپائی « پیمان ورشو » به توسعه ناتو و خیز برداشتن تا پشت مرزهای جغرافیائی روسیه پرداخته است .
در واقع ناتو اعضای دیروز ورشو را به خاكریزهای جدیدی در برابر روسیه تبدیل كرده و در پشت این خاكریزها سرگرم استقرار سپر دفاع موشكی ایستگاههای راداری و استراق سمع و كنترل تحركات هوائی نیروهای نظامی روسیه است كه محاصره روسیه را تكمیل و « حلقه محاصره » را مرتبا تنگ تر كند.
این بحرانهای منطقه ای اكنون به واگرائی انقلاب های مخملی تبدیل شده اند. موقعیت سیاسی « ساكاشویلی » درون ساختار قدرت گرجستان مرتبا در معرض آسیب و لرزه بوده و او اكنون در ضعیف ترین موقعیت ممكن قرار دارد. بعلاوه موقعیت دولت « یولیا تیموشنگو » نخست وزیر اوكراین با متزلزل شدن اتحاد احزاب شركت كننده در دولت به شدت شكننده و ناپایدار شده است . امروزه حتی « متحدین مخملی » هم در ادامه همكاریهای خود دچار تردید شده اند و یكدیگر را به تهدید و كودتا و توطئه متهم كرده و می كنند. اما آیا سفر دیك چنی می تواند معجزه ای در جهت حفظ موقعیت مزدوران منطقه ای آمریكا صورت دهد واكنش مایوسانه مزدوران منطقه ای آمریكا نشان می دهد كه حتی آنها هم به این سئوال پاسخ منفی می دهند