داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی
قطعنامه چهارم و پايان سراب جنگ سرد [صادق زيباكلام]
روزنامه اعتمادملی-8 مهر 87
8 مهر 1387 ساعت 7:31
اگر ناظر بياطلاعي از روانشناسي سياسي ايرانيان، نحوه پوشش خبري رسانههاي دولتي ايران در قبال بحران گرجستان را مورد بررسي قرار ميداد، يقينا از جهتگيري بسياري از مقامات سياسي، حكومتي، متخصصان و كارشناسان ايراني دچار شگفتي ميشد. نگاه ما و درستتر گفته باشيم برداشت و جمعبندي مسوولان و كارشناسان حكومتيمان از تحولات گرجستان بهگونهاي بود كه به ميمنت و مباركي سايه مبارك جنگ سرد مجددا بر مناسبات و روابط ميان شرق و غرب حاكم شده است. يكي پس از ديگري كارشناسان، ديپلماتهاي سابق و شاغل به همراه اساتيد دانشگاهي متخصص روابط بينالملل در برنامههاي مختلف راديو و تلويزيون ظاهر ميشدند و پيرامون ابعاد بحران گرجستان به تجزيه و تحليل ميپرداختند. دستكم ظرف كمتر از دو هفته در نيمدوجين برنامه راديو گفتوگو، متخصصان،اساتيد دانشگاهي و نظريهپردازان عرصه روابط بينالملل ساعتها نشستند و برخاستند و تحولات گرجستان را از ابعاد مختلف تاريخي، فرهنگي، نظريات و تئوريهاي مختلف روابط بينالملل، تاريخچه مناسبات ميان شرق و غرب و... مورد بحث و بررسي قرار دادند.
پيام كلي همه اين برنامهها و ديدگاههاي كارشناسان والامقام آن بود كه با كمال مسرت و شادماني به اطلاع عموم شهروندان عزيز ايراني ميرسانيم، جنگ سرد كه مدتي بود تعطيل شده بود با مديريت جديد فعاليت خود را آغاز كرده است. اما چرا اينقدر براي برخي از ما ايرانيان طليعه جنگ سرد و حضور آن در عرصه بينالمللي مهم است؟ پاسخ اين پرسش بازميگردد به نگاه و تصوير و تصوري كه بسياري از مسوولان و كارشناسان سياسي حكومتي در ايران از ابتداي انقلاب داشتهاند؛ اينكه نظام اسلامي ايران در چالش و تضادي مستقيم با ابرقدرتها، قدرتهاي بينالمللي و نظام سلطه قرار دارد. مراد از ابرقدرتها و نظام سلطه عمدتا آمريكا و اتحاديه اروپا است. حاجت به گفتن نيست كه در چنين پيكار تاريخياي هر عامل و عنصري كه بتواند خاكريز و جبههاي در برابر دشمن ما بگشايد، مددي و فرجي غيرمستقيم براي ما ميشود. از جمله اين امدادها و يكي از بهترين و مهمترين آنها عبارت است از وجود جنگ سرد ميان شرق و غرب. اگرچه فروريختن ديوار برلين و فروپاشي بلوك شرق از منظر ايدئولوژيك تا حدود زيادي با استقبال ما روبهرو شد، واقعيت حزنانگيز آن است كه صداي مهيب تاريخي فروريختن ديوار برلين به گوش بسياري از مسوولان و متخصصان، ديپلماتها، اساتيد دانشگاه و كارشناسان امور بينالملل نرسيده؛ بنابراين آنان همچنان خوشخيالانه و خوشباورانه در انتظار و آرزوي خوش عصر جنگ سرد هستند.
به همين دليل است كه بروز هر اتفاقي در روابط ميان مسكو و واشنگتن در تهران به شدت زير ذرهبين رفته، نظريهپردازي شده و از آن به عنوان جرقه بروز جنگ سرد استقبال ميشود. از جمله اين تحولات بحران گرجستان بود. اين بحران بهگونهاي در ايران مورد تفسير و تبيين قرار گرفت كه ديگر كار تمام شده و اين بار جديجدي سايه جنگ سرد بر سر روابط شرق و غرب به حركت درآمده و ايران ميتواند فعلا و دستكم تا مدتي خيالش از بابت پرونده هستهاياش راحت باشد.
با توجه به رويارويي جدي ميان روسيه و غرب در گرجستان، روسها براي مقابله با غربيها و كاهش فشارها عليه خودشان در گرجستان، حاضر نخواهند شد تا مدتي دستكم با غربيها درخصوص پرونده هستهاي ايران در هيبت 551 همكاري نمايند. تحليلگران ايراني اعتقاد داشتند يا دستكم اميدوار بودند مادامي كه غربيها حاضر به دادن امتيازات جدي به روسيه در گرجستان نشوند، مسكو امضاي خود را پاي پيشنويس قطعنامه جديدي مبتني بر محكوميت ايران در شوراي امنيت نخواهد گذارد و از آنجا كه غرب نميتواند امتيازي به روسيه در گرجستان بدهد و برعكس خيلي جدي در برابر مسكو در گرجستان ايستاده، بنابراين و فعلا تا اطلاع ثانوي پرونده هستهاي ايران در كشوي <پروندههاي در دست اقدام> شوراي امنيت باقي خواهد ماند. هفته گذشته كه شوراي حكام گزارش جديد البرادعي را استماع كرد و تصميمي در مورد ايران اتخاذ نكرد و به دنبال آن 551 نيز بدون نتيجهگيري قطعي پيرامون ايران به نشست خود خاتمه داد، محافل و رسانههاي رسمي در ايران با بوق و كرنا اعلام كردند كه آفتاب آمد دليل آفتاب؛ 551 به دليل اختلاف ميان روسيه و مابقي اعضا نتوانست به تصميمي در مورد ايران برسد. همزمان با آن وقتي اعلام شد كه روسها قرار شده تسليحات سنگيني به ونزوئلا و كلمبيا بفروشند، باز محافل ايراني با شادماني و شعف، انگار كه در المپيك مدال طلا كسب كردهايم، اعلام داشتند: <ورود روسيه به حياط خلوت آمريكا.> آنقدر كه ايرانيها از اين خبر به وجد آمدند، خود روسها خيلي هيجانزده نبودند.
خبر تصويب توافق اوليه 551 پيرامون صدور قطعنامه سوم شوراي امنيت عليه ايران در روز جمعه و تصويب قطعنامه ديگري در شوراي امنيت آب سردي بر شوق و ذوقها، اميدها و انتظارات و خيالبافيهاي برخي نظريهپردازان وطني پاشيد. اينكه 551 خيلي بيسر و صدا و بدون بحث و گفتوگو و مجادله و با موافقت كامل روسيه و چين به اين توافق ميرسد، نشان ميدهد كه متخصصان، تحليلگران، كارشناسان و اساتيد دانشگاهي حكومت محور ما كه ظرف چند هفته اخير در صدا و سيما، مطبوعات و راديو گفتوگو به بحث و بررسي و تبيين ظهور دور جديدي از جنگ سرد ميان روسيه و غرب پرداخته بودند، چقدر تحولات بينالمللي را درست، واقعبينانه و با هشياري توام با سعه صدر درك كرده بودند. حتي اگر خيالبافيها و تئوريهاي دايي جان ناپلئوني برخي مسوولان و كارشناسان ايراني پيرامون ظهور مجدد جنگ سرد به حقيقت بپيوندد، ديوار برلين مجددا بالا رود و شرق و غرب در برابر يكديگر قرار گيرند، هنوز اين پرسش مطرح است كه ايران چقدر ميتواند روي روسيه حساب باز كند؟
گذشتهها به كنار، حمايتهاي بيچون و چراي روسيه از صدام و ارسال تسليحات پيشرفته سنگين براي عراق طي 8 سال جنگ هم به كنار، روسها در هر دو نوبت موافقت كامل خود را بيچون و چرا پاي قطعنامههاي شوراي امنيت عليه ايران گذاشتهاند. از همه اينها اسفناكتر، نيروگاه بوشهر است كه بيش از 10 سال است هزاران كارشناس، متخصص و تكنيسين روس سرگرم تكميل آن هستند و تاكنون ميلياردها دلار از ايران دريافت داشتهاند و همواره هم گفتهاند، تا سال ديگر، تا 6 ماه ديگر، تا جشن شكوفههاي سال ديگر و قسعليهذا. عزت در سياست خارجي، برخورد از موضع استقلالطلبانه و متكي به خود آن نيست كه عليالدوام غرب را بكوبيم و نابودي اسرائيل را طلب كرده و وعده اضمحلال قريبالوقوع آمريكا را بدهيم. اتفاقا عزت و كرامت در سياست خارجي آن است كه اين همه دنبالهرو و مجيزگوي روسها نباشيم و به جاي اميد و دل بستن به جنگ سرد به خداوند متعال و ملت خود توكل كنيم.