داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی
1835 تئاتر يا ديپلماسی؟!
سرمقاله کیهان-8 مهر 87
8 مهر 1387 ساعت 7:30
تبديل شدن «ديپلماسي» به «نمايش»، «اقدام» به «تظاهر» و «فشار» به «حفظ آبرو» مهم ترين مشخصه دوران جديدي است كه با صدور قطعنامه 1835 وارد آن شده ايم. صبح ديروز شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامه اي عليه ايران تصويب كرد كه به اعتراف تدوين كنندگان و به شهادت متن آن، فاقد هرگونه تحريم جديد و صرفا تاكيدي بر قطعنامه هاي قبلي است. بعد از صدور قطعنامه، امريكايي ها كه ذوق زده به نظر مي رسيدند بلافاصله سعي كردند مقصود 1+5 از اين اقدام را هر چه شفاف تر كنند تا هيچ سوءتفاهمي باقي نماند. خانم رايس در اولين دقايق پس از صدور قطعنامه به رويترز گفت كه از نظر او «به ويژه مهم است كه ايراني ها تشخيص دهند كه فرآيند كاري گروه پنج به علاوه يك همچنان به قوت خود باقي است». بعد از او هم، ديگر وزراي خارجه گروه 1+5 جملاتي قريب به همين مضمون براي توضيح دلايل صدور 1835 بيان كردند. ديويد ميليبند وزير خارجه انگليس كه همواره ميدان دار شر عليه ايران بوده به خبرگزاري فرانسه گفت اين قطعنامه نشان مي دهد اراده و تصميم شش قدرت جهاني درباره برنامه هسته اي ايران «تضعيف نشده است». فرانك والتر اشتاين ماير منظور خود را در قالب عبارت خوشمزه تر و البته واضح تري بيان كرد. خبرنگاران حاضر در نيويورك از قول او نوشتند «تحريم جديدي عليه ايران در اين قطعنامه مطرح نشده است اما صدور آن حركتي بود براي اين كه ايران از اختلاف دروني 1 + 5 خوشحال نباشد». اين تعابير روش بسيار ساده اي براي فهم درست وضعيتي كه در آن قرار داريم در اختيار مي گذارد و مي توان بر مبناي آنها به نتيجه گيري هاي مهمي درباره اتفاقي كه درون گروه 1+5 در حال وقوع است دست يافت.
اجازه بدهيد بحث را با يك سوال آغاز كنيم: ايران بايد از اين قطعنامه چه پيامي دريافت كند؟ امريكايي ها و ظاهرا همه اعضاي گروه 6 مايلند پيامي كه ايران دريافت مي كند اين باشد كه حساب باز كردن روي اختلافات دروني گروه 6 صرفا يك اشتباه محاسبه از جانب ايران است و همه آنها درباره جلوگيري از ظهور يك ايران هسته اي اجماع دارند. منازعات اخير بر سر گرجستان و ديگر مسائل نيز هر چه كه هست در ديدگاه گروه 6 نسبت به ايران تغييري بوجود نياورده و آنها همچنان به آنچه قبلا در قطعنامه هاي شوراي امنيت عليه ايران نوشته اند پاي بند هستند. اما حقيقت اين است كه 1835 به هيچ وجه قادر به رساندن چنين پيامي به ايران نيست، بلكه كاملا برعكس -همانطور كه عموم محافل تحليلي و سياستگذاري در تهران معتقدند- نگاهي به فرايند صدور اين قطعنامه و تامل در آنچه مقام هاي غربي براي تبيين اقدام خود در صدور اين قطعنامه گفته اند همگي نشان مي دهد ايران كاملا درست محاسبه كرده است و 1835 چيزي جز يك روكش نازك بر اختلافات شديد درون گروه 6 نيست كه جالب است خود غربي ها هم در سخنان خود تلويحا تاييد كرده اند هدف آنها «جلوگيري از خوشحال كردن بيشتر ايران» و سرپوش نهادن بر اختلافات درباره چگونگي برخورد با ايران بوده است نه «كتمان» اين اختلافات كه وجود آنها اظهر من الشمس است.
كمي اگر به عقب بازگرديم موضوع روشن تر خواهد شد. بعد از مناقشه اخير گرجستان كه در خلال آن روسيه و غرب براي اولين بار پس از جنگ سرد تمام قد روبروي هم ايستادند، فرايند همكاري گروه 6 عليه ايران دچار شوك شديدي شد و برخي از منابع روس و اروپايي همان روزهاي اول نوشتند قرباني اصلي اين منازعه قبل از آنكه گرجستان باشد، گروه 1+5 و فرايند همكاري دستجمعي براي مهار برنامه هسته اي ايران است. در چند روز پس از اين درگيري، اين تحليل در تقريبا تمامي رسانه هاي جهاني فراگير شده بود كه «ديپلماسي بزرگ» پايان يافته و روسيه از اين به بعد درباره هيچ موضوعي از جمله ايران همكاري هاي سخاوتمندانه قبلي را با غرب انجام نخواهد داد. در داخل ايران اگرچه به طور طبيعي تلاش غرب براي فتنه انگيزي در منطقه قفقاز مورد نكوهش قرار گرفت، اما بويژه درون حكومت و در سطوح تصميم سازي استراتژيك به هيچ وجه اين توهم وجود نداشت كه منازعه گرجستان روسيه را از اردوگاه غرب جدا كرده و به اردوگاه ايران ملحق ساخته است. اتفاقا قريب به اتفاق افراد دخيل در موضوع عقيده داشتند روسيه همواره بر سر ايران معامله كرده و از اين به بعد هم خواهد كرد منتها اتفاقي كه بعد از جنگ گرجستان رخ داده اين است كه «قيمت» پيشنهادي آنها براي اين معامله افزايش مي يابد و اين دقيقا همان اتفاقي است كه رخ داد، ضمن اينكه نه لزوما به خاطر مقاومت روسيه بلكه عمدتا به دليل مقاومت موفق و موثر ايران، فرايند تشديد فشار بر ايران از راه سخت تر كردن تحريم ها مدت ها پيش به بن بست رسيده بود و منازعه گرجستان تنها به عنوان يك عامل كمكي در اين ميان عمل كرد نه بيشتر.
شيوع بيش از حد اين گمان كه 1+5 كارايي خود را ازدست داده و اين گروه را ديگر بايد در رده اموات ديپلماتيك طبقه بندي كرد، اعضاي گروه 6 را واداشت به رغم همه اختلافات بسيار حادي كه با يكديگر دارند و به قول آقاي اشتاين ماير «فقط براي اينكه زياده از حد خوش به حال ايران نشود» همه سعي خود را براي ارسال مقادير بسيار كوچكي از علائم حياتي به خرج بدهند (مثل مردي كه به كما رفته و در اين حال تكان خوردن پلك چشم يا يكي از انگشت هاي او فقط به اين معنا خواهد بود كه او «نمرده است» و نتيجه اي بيش از اين از آن نمي توان گرفت) و 1835 همان علامت حياتي يا بهتر بگويم«تكان خوردن انگشت مرد به كما رفته» است. اين قطعنامه به طور كامل فاقد محتواست و حتي لحن آن هم نسبت به قطعنامه هاي سابق تفاوت نكرده است. گرفتن يك كپي از قطعنامه هاي سابق و به هم سنجاق كردن آنها، همه اتفاقي است كه رخ داده است. در واقع آنچه در گروه 1+5 روي آن توافق شده -پس از اصرار و التماس امريكا- در همين حد است كه «ايران نبايد بفهمد اختلاف داريم» والا خبري از توافق بر روي اقدام هاي سفت و سخت نيست و اساسا نبايد باشد. تازه مي توان حدس زد كه روس ها همين مقدار را هم به قيمتي گزاف به غرب فروخته باشند.
بسيار خوب، حالا مي توان دوباره به آن سوال سابق بازگشت؛ آيا 1835 مي تواند پيام مدنظر غرب را به ايران برساند؟ اگر مقصود غربي ها رساندن پيام اجماع به ايران بوده تنها چيزي كه نمي توان از اين قطعنامه فهميد اجماع در گروه 6 است. واقعا غربي ها تصور مي كنند اگر تحريم هاي بسيار ابتدايي را كه چند ماه قبل روي آن توافق كرده بودند -والبته جامعه جهاني در مقام اجرا به هيچ وجه آن را جدي نگرفته است- دوباره روي كاغذ بنويسند و در بوق و كرنا كنند كه «مجددا» روي همان ها توافق كرديم ايران بايد به وحشت وهراس بيفتد و به اين نتيجه برسد كه روابط دروني 1+5 در اوج استحكام است؟! چرا در حالي كه امريكايي ها همه تلاش خود را كردند 1835 نسبت به قطعنامه هاي قبلي حتي به اندازه يك ميلي متر پيشرفت ندارد؟ آيا علت اينكه اعضاي گروه 6 به تئاتر بازي كردن و نمايش دادن در مقابل ايران-و اعلام صريح اينكه اين چيزي جز يك نمايش و مانور با هدف ارسال پيام براي ايران نيست- روي آورده اند چيزي جز اين است توان انجام «اقدام واقعي و موثر» ندارند كه اگر داشتند نيازي به بازي كردن نقش دستگاه فتوكپي نبود. اتفاقا ايران از محتواي 1835 پيام اوج گرفتن اختلاف و استيصال در 1+5 را دريافت خواهد كرد. صدور قطعنامه اي كه «هيچ نمي گويد» يعني امكان صدور يك قطعنامه دندان دار وجود نداشته و اين خود مستقيما به اين معناست كه گروه 6 براي جلوتر رفتن مشكلات عبورناپذيري سر راه دارد و چون در خود توان غلبه بر آنها را نمي بيند به خيمه شب بازي و كبوتر از داخل كلاه درآوردن متوسل شده است. 1835 براي ايران نه حاوي پيام اجماع است و نه نشانه تشديد فشارها، فقط علامتي است از اينكه مسيري كه مي رود صحيح است و دشمنان پيشرفت ايران از سر درماندگي به فراهم آوردن اسباب تفريح براي ديگران روي آورده اند. غرب به يك كاغذ كه نامش قطعنامه باشد نياز داشت تا به ايران نشان دهد كه نمرده و هنوز نفس مي كشد، روس ها هم به اين كاغذ نياز داشتند تا اتهام «بي مسئوليتي» و «نقض توافقات» را از خود دور كنند. اما ايران با علم به اينكه از حالا تا شب انتخابات بايد اتفاقات فراواني ازاين دست را انتظار بكشد، به اين نمايش ها فقط خنديد. از اين به بعد البته هيچ چيز مثل سابق نخواهد بود،و بديهي است كه ايران اسلامي بايد در تعامل قبلي خود با حريف تغييراتي جدي بدهد.
مهدي محمدي