آقای احمدینژاد رئیسجمهور در یكی از آخرین سخنرانیهای خود به نكتهای اشاره كرده است كه قبلا نیز توسط او و همكارانش بیان میشد. وی ضمن افتخارآمیز دانستن نتیجه تحریمها برای ملت ایران گفت: <كسانی كه با غرور شبكه بانكی ایران را تحریم كردند فكر میكردند كه شریان ایران را بستند ولی اینچنین نشد. در این بین افرادی از داخل كشور با اطلاعات غلط آنان را به اشتباه انداختند و هم اكنون نیز چنین افرادی وجود دارند.> تردیدی وجود ندارد كه صبوری و نجابت ملت ایران و نیز خصلت ایستادگی آنها در برابر زورگویان، مهمترین عاملی بوده است كه تحریمكنندگان ایران را از رسیدن به همه اهداف خود محروم كرده است كه سابقه این موضوع تقریبا ده برابر عمر دولت نهم میباشد.
به عبارت دیگر، اگر عاملان تحریم ایران به همه اهداف خود نرسیدهاند این موضوع نه هنر دولت نهم است و نه ناشی از ویژگیهای استثنایی كه بعضی طرفداران دولت نهم برای رئیس آن قائل میشوند. البته در مورد تحریمها بایستی در فرصت مناسب به دو سوال پاسخ داده شود. نخست آنكه آیا تحریمها تنها برای ملت ایران افتخارآمیز بوده و آنها را با هیچ مشكلی مواجه نكرده است؟ پرسش دوم نیز آن است كه آیا دولتمردان فعلی نمیتوانستند با برخی اقدامات تاكتیكی یا خودداری از بعضی اقدامات و اظهارات، مانع تحریمها شوند؟ اما آنچه كه این یادداشت به آن می پردازد تكرار اتهام – و شاید تمجید– نسبت به كسانی است كه طبق گفته رئیسجمهور، به دشمنان <اطلاعات غلط> میدهند و همین اطلاعات، موجب تحریمهایی میشود كه آقای احمدینژاد نتایج آنها را برای ملت ایران افتخارآمیز میداند.
لابد رئیسجمهور و مشاورانی كه برخی اطلاعات را در اختیار ایشان میگذارند در این مورد با نگارنده هم عقیده هستند كه اگر كسی، خادم دشمن باشد تلاش میكند كه اطلاعات صحیح در اختیار او بگذارد. پس اگر فرد یا افرادی در داخل كشور هستند كه اطلاعات غلط در اختیار دشمن میگذارند اقدام آنها از دو حال خارج نیست. یا میدانند كه درحال انتقال اطلاعات غلط به دشمن هستند و میخواهند دشمن را در چالهای بیندازند كه نتیجه آن، تحریمهای افتخارآمیز برای ملت ایران است. در این صورت باید دست این افراد را بوسید كه آگاهانه، دشمن را فریب میدهند. این گروه <دشمن فریب> قطعا در تاریخ، خوشنامتر از كسانی خواهند بود كه مشاورهها و اطلاعات غلط در اختیار مسئولان كشوری میگذارند و آنها را به تصمیمگیریهایی وادار میكنند كه نتیجه آن برای ملت ایران، نه افتخارآمیز است و نه قابل تحمل! اگر هم این گروه از سر جهل و نادانی اطلاعات غلط به دشمنان میدهند در خوشبینانهترین شرایط میتوان آنها را معادل كسانی دانست كه اطلاعرسانی غلط و گاه آغشته به انگیزههای سیاسی آنان، راهكارهای غلطی را پیش روی تصمیمگیران كشوری میگذارد؛ اگرچه نتایج رفتار این دو گروه با هم متفاوت است: گروه اول كه رئیسجمهور و همكاران او تاكنون بارها در مورد آنها سخن گفتهاند دشمن را فریب میدهند و گروه دوم دوستان را! واضحتر سخن بگوئیم: امروز دولت و منتقدان آن در تریبونهای علنی، دو گروه را به <اطلاعرسانی غلط> متهم میكنند. دولتمردان مدعی هستند كه عدهای در عرصههای اقتصادی، سیاسی – از جمله موضوع هستهای– اطلاعات غلط به دشمنان ایران میدهند. عدهای دیگر هم تاكنون بارها ادعا كردهاند كه بخشی از اطلاعات و مشاورههایی كه در اختیار تصمیمگیران دولتی از جمله رئیسجمهور قرار میگیرد، غلط است و لازم است در كانالهای خبرگیری رئیسجمهور و دولت، اصلاحاتی انجام شود.
كسانی كه ادعای اخیر را مطرح میكنند شامل طیف گستردهای از صاحب نظران دانشگاهی و حوزوی، تعداد زیادی از نمایندگان مجلس، عدهای از صاحبمنصبان دولتهای قبلی و تعدادی از همراهان اولیه دولت نهم هستند. این عده در اظهارات خود به نمونههایی نیز اشاره كرده و میكنند كه نشان میدهد برخی تصمیمگیریها متاثر از اطلاعات غلط یا عدم صلاحیت و اهلیت مشورت دهندگان بوده است. مردم هم با گوشت و پوست خود نتایج برخی مشاورههای غیردقیق را لمس كردهاند. اكنون میتوان سوال كرد كه زیان كدام دسته از افراد برای كشور بیشتر است: كسانی كه به تعبیر رئیس جمهور اطلاعات غلط به دشمن میدهند یا كسانی كه اطلاعات و آمار غلط آنها در اختیار مسئولان كشوری قرار میگیرد و هزینه تصمیمسازی غلط آنان، مستقیما از جیب نسل فعلی و نسلهای آینده پرداخت خواهد شد؟ اگر كسی به دنبال شناسایی <اطلاعات غلط> ارائه شده به دوستان باشد نمونه فراوان است:
- اطلاعات غلط در مورد عملكرد یك بانك خصوصی كه منجر به فشار برای بركناری مدیرعامل آن شد اما همان مدیرعامل در یك مجمع مهم اقتصادی دولتی، مسئولیت پذیرفت، درحالی كه پیامدهای اعمال فشار برای بركناری مدیر یك بانك خصوصی، به هیچ وجه به صورت فوری قابل رفع و رجوع نیست
- اطلاعات غلط كه منجر به صدور دستور بركناری كلیه اعضای هیئت مدیره یك تشكل مهم اقتصادی گردید كه البته این دستور پس از چند روز تعدیل شد اما قطعا تزلزل مدیریتی ناشی از اقدام اولیه، تا مدتها تداوم خواهد داشت
- اطلاعات غلط كه منجر به برخی اظهارنظرهای غیرضروری درخصوص بورس گردید
- اطلاعات غلط كه موجب تكذیب مكرر گرانی توسط رئیسجمهور و همكاران او شد
- اطلاعات غلط كه باعث استقبال مسئولان عالی رتبه دولتی از روند تصاعدی قیمت نفت گردید اما پس از مدتی، همان مسئولان ناچار شدند افزایش قیمت نفت را یكی از عوامل تورم و گرانی در داخل كشور بدانند!
- اطلاعاتی كه منجر به تصمیم ناگهانی برای تغییر مبنای معاملات خارجی ایران از دلار به یورو گردید و اثر منفی آن، هم اكنون با تقویت دلار در برابر یورو قابل مشاهده است
- اطلاعات غلط در مورد حادثه 11 سپتامبر كه باعث شد، یك مقام عالیرتبه ایرانی در یك سخنرانی عمومی اعلام كند <دولت آمریكا تاكنون هیچ آماری از كشتهشدگان آن حادثه اعلام نكرده است>
- ...
ای كاش آقای رئیسجمهور با همان صراحتی كه در مورد مخالفان و منتقدان خود سخن میگویند به پرسش مندرج در این یادداشت نیز جواب دهند تا در واقع پاسخ به انتقادات مكرری باشد كه برخی صاحب منصبان و كارشناسان درخصوص اطلاعرسانیهای غلط به دولت مطرح میكنند!
کد مطلب : 7755