داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی
سیستان و بلوچستان؛ صدایی كه باید شنید [فیاض زاهد]
روزنامه اعتمادملی-21 مرداد87
21 مرداد 1387 ساعت 9:48
سیستان و بلوچستان یكی از مهمترین مناطق مرزی و از مواریث كهن تاریخ ایرانیان است. این سرزمین تاریخی كهن و قدمتی سترگ دارد. از زمان استقرار اولین دولتهای آریایی در ایران و هند، سیستان و بلوچستان نقش مهم خود را در تاریخ ایران ایفا نموده است. این سرزمین جدا از نقش استراتژیك در دولتهای پیش از اسلام و پس از آن در بسیاری از ایام نقطه تعاطی و تلاقی ایران و توران بوده است. سیستان و بلوچستان از منظر هویت نیز نقش بیبدیلی دارد. عمدهترین داستانهای اساطیری ایران در این منطقه شكل گرفته است. رستم قهرمان اسطورهای ایرانیان به این منطقه تعلق دارد. رستم در دفع خطر از ایران و طراحی سیاسی نقش مهمی داشته است. همان نقشی را كه زیگفرید، آشیل و هركول در تاریخ اروپا دارند.
در تاریخ اسلام نیز این منطقه دارای اهمیت فراوانی است. گسترش اسلام در ایران و سپس تفوق اعراب در این مناطق آنها را در عصر اموی به فكر گسترش دین در ماوراءالنهر انداخت. این عمل دو حسن داشت؛ هم آنها را در منزلت غازیان مینشاند و هم ثروت فراوانی را نیز نصیب مینمود. در این میان وجود مطوعه و عیاران از نقاط مهم این دوره است. گروههایی كه در نتیجه ظلم و ستم امویان سر به طغیان برداشته اتحاد قدرتمندی را نیز با گروههای ناراضی در سراسر امپراتوری اسلامی ایجاد كردند. در عصر استقرار دولتهای متقارن نیز سیستان و بلوچستان شاهد شكلگیری دولتهای مخالف خلافت عباسی بود. از مهمترین و شاخصترین این دولتها میتوان به صفاریان اشاره نمود.
یعقوب لیثصفار رویگرزاده جوانمرد در تخاصم با خلافت عباسی تا بدانجا پیش رفت كه سپاهی را برای برانداختن خلفا به سوی بغداد تازاند. هرچند بیماری به او فرصت نداد تا كار خویش به سامان رساند. از آن ایام تا روزگار قاجار كه معاهده گلد اسمیت در عصر ناصری موجبات جدایی بخشهایی از بلوچستان ایران را فراهم نمود نمیتوان از تاریخ ایران سخن راند و نامی از این منطقه نبرد. گفتنی است معاهده گلد اسمیت بیشتر به دلیل همجواری سیستان و بلوچستان با هندوستان بر ایران تحمیل شد. انگلستان كه به دنبال ساخت سپری در برابر تهاجم به هندوستان بود تمام راههای منتهی به این نعمت بادآورده را در اختیار گرفته بود.
نقش بریتانیا در این مقطع از آزاردهندهترین و كثیفترین سیاستهای بینالمللی است. معاهده مزبور پس از آن بر ایران تحمیل شد كه انگلیسیها تحریكات فراوانی را در افغانستان و جنوب ایران علیه ایرانیان انجام دادند. با این همه هیچ از نقش و اهمیت این بخش از كشور كاهش نیافت. در دوران پهلوی این منطقه به عنوان یكی از دروازههای ارتباط با شرق مورد توجه قرار گرفت. سیاست پهلوی در این منطقه از هدفمندی مستحكمی برخوردار بود. آنها توانستند شناخت مطلوبی از منطقه به دست آورند اما نتوانستند برای كنترل ماهیت تحركات روسها و انگلیسیها در این مناطق به سوی امنیت عامل سوق یابند. شاه تصمیم گرفت در این منطقه به جای عمران و آبادانی بیشتر سرمایهگذاری نظامی نماید. نیروی هوایی و دریایی ایران بزرگترین سرمایهگذاریها را در این مناطق انجام دادند. در كنارك یكی از بزرگترین مراكز نظامی آسیا طراحی شد. دهها هزار نفر تنها در نیروی هوایی مستقر شدند. در بخش اجتماعی نیز رژیم به گسترش نفوذ خود در میان سرداران و خوانین ادامه داد. آنها از سوی رژیم و عوامل امنیتی آن حمایت میشدند. مطالعات عمومی نشان میدهد كه دستگاههای امنیتی میتوانستند در كمترین ساعات ممكن از تحركات مطلع شوند.
در اوایل انقلاب این فرآیند تغییر یافت. در آغاز تلاش شد تا شبكه خوانین و سرداران منهدم شود. آنها با شعار عمومی طاغوتی حذف شدند رفتهرفته مولویها و روحانیون اهل سنت به لحاظ تعلقات مذهبی حكومت جایگزین آنها شدند. در این میان به دلیل عقبماندگی منطقه و حجم كم سرمایهگذاریها و از سویی تمركز برخی كشورهای بیگانه برخی تهدیدهای امنیتی شكل گرفت. حكومت كه نهادهای قدیمی را منهدم كرده بود آرامآرام اعتماد خود را به نیروی جایگزین از دست داد از سوی دیگر پس از جنگ و پایان دوران استانداران امنیتی، نگاه به منطقه تغییر یافت.
در دوره سازندگی محمود حجتی به این استان رفت. او همراه با گروهی توانمند با كار شبانهروزی ركوردی بینظیر از خود به جای گذاشت. طرح عمران سیستان و بلوچستان احیا و سرمایهگذاریهای گسترده آغاز شد و در دوران اصلاحات به اوج رسید. با تغییر دولت در ایران و وزش نسیم تغییرات اهالی این استان انتظار داشتند كه به آنها نیز مانند دیگر ایرانیها نگریسته شود. در این میان كملطفیها و بیدقتیهای فراوانی در حقشان روا داشته شده بود.
محمود حسینی اولین استاندار خاتمی بود. چهرهای كه هرچند در اجرا به حجتی نمیمانست اما به یكی از محبوبترین استاندار دهههای اخیر آن منطقه بدل شد. او رابطه مطلوبی با اهل سنت و نهادهای آن منطقه برقرار نمود. در این دوره و البته پیش از آن سرمایهگذاریهای شگرفی در چابهار صورت پذیرفت تا همه امیدوار باشند فقر، خشونت و تروریسم با عمران و توسعه از بین خواهد رفت. - این منطقه و آن همه سرمایهگذاری امروز از رونق گذشتهاش فاصله گرفته است و در مقابل پاكستانیها با كمك چینیها در حال گسترش بندر گوادر در برابر بندر گواتر ایران هستند- ! امینی استاندار پس از حسینی البته با آرامش بیشتری آن سیاستها را تداوم بخشید.
سیاستهای دولت خاتمی باعث شد تا آرامش و امید به این منطقه بازگردد. حجم سرمایهگذاریها افزایش یافت. پروژههای فراوانی در منطقه صورت پذیرفت. بسیاری از بزرگان این استان از خارج و داخل به زاهدان دعوت شدند تا با سیاستی مشاركتی افقهای بهتری را رقم زنند. ناامنی كاهش یافت و مردم به روزهای بهتر امیدوار گشتند.
با ظهور دولت نهم نگاه گذشته به سیستان و بلوچستان تغییر یافت. نگرش دولتمردان و جهانبینیشان از این منطقه رفتهرفته دگرگون شد. دولت نهم سیاست خود را با انتخاب استاندار نشان داد؛ رئیس دانشگاه زابل در اوایل قدرت یابی دولت نهم یكی از مفاخر ریاضی در ایران و فارغالتحصیل آكسفورد؛ اما به چهرهای تندرو و طرف دعوا در این استان معروف بود.
انتخاب او برای اولین بار بود كه نقطه تقابل سیاست دولتهای پیش و پس از انقلاب بود زیرا نه در پیش و نه پس از انقلاب استانداران بومی را به دلیل وجود حساسیتهای منطقهای انتخاب نمیكردند. حال دولت احمدینژاد كه به این رئیس دانشگاه احساس دین هم میكرد كاری كرده بود كه دولتهای پیشین آن را به مصلحت نمیدانستند. روند تغییرات در استان سیری نگرانكننده گرفت. در این میان سرویسهای خارجی نیز فعالتر از قبل شده از شرایط جدید سود میبردند. ناامنی در برخی مناطق استان گسترش یافت و پای تروریستهایی چون مالك ریگی نیز به میان آمد. امروز اخبار نگرانكنندهای به گوش میرسد. شماری از مرزداران ایران در این فتنهها به شهادت رسیدهاند. ریگی و حامیانش حتی اگر به فرض مورد ظلم هم قرار گرفته باشند امروز در مسیر مخالفان و دشمنان ایران گام مینهند و همین كه در مقابل سرباز ابرانی دست به اسلحه میبرند خائن و مستحق شدیدترین مجازاتها هستند. اما نباید یادمان برود ما نمیتوانیم چشم خود را به روی حقایقی كه در سیستان و بلوچستان عامل شكلدهی بحران هستند ببندیم. این منطقه ایرانی و بخشی از هویت تاریخی و ملی ما است.
به هوش باشیم تا با سیاستهای غیرمنطقی ناخواسته آب به آسیاب دشمنان ایران نریزیم. بر بزرگان این استان تاریخی هم فرض است كه در مقابل حركات افراطی و غیرانسانی واكنش نشان دهند. خشونت تنها دایره خشونت را افزایش داده عرصه را از خردمندان ستانده و به دست عربدهكشان خواهد داد. در هیاهو صدای سیستان و بلوچستان به گوش نخواهد رسید.