گزارش خبرگزاری حامی دولت از تضاد مواضع مشایی با بیانات رهبر انقلاب
21 مرداد 1387 ساعت 18:10
شهاب نیوز ـ پس از آن که خبرگزاری فارس یکی از دو خبرگزاری اصلی حامی دولت نهم روز گذشته با انتشار گزارشی تاکید کرد که مواضع اخیر آقای اسفندیار رحیم مشایی درباره دوستی ایران با مردم اسرائیل مخالف نظرات بنیانگذار جمهوری اسلامی بوده است؛ این خبرگزاری روز دوشنبه نیز گزارش دیگری را منتشر کرد که نشان میدهد این مواضع با دیدگاههای صریح حضرت آیتالله خامنهای نیز در اختلاف است. این گزارش البته در حالی منتشر شد که آقای مشایی در گفتگویی با ایرنا تاکید کرد وی عبارت «مردم اسرائیل» و نه «ملت اسرائیل» را به کار برده است و ملت و مردم با یکدیگر کاملاً تفاوت دارند.
فارس در گزارش خود تاکید کرده است: رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیتالله خامنهای بارها تأكید كردهاند كه ملت اسرائیل، یك ملت جعلی و دروغین، اراذل و اوباش، غاصب و بی هویت هستند. جعلیبودن رژیم غاصب صهیونیستی و پروژه ملتسازی از سوی سردمداران صهیونیسم بینالملل، موضوعی است كه بارها از رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سید علی خامنهای در مناسبتهای مختلف طرح و از زوایای گوناگون به آن پرداخته شده است.
این گزارش افزوده؛ موجودیت ساختگی و دروغین رژیم موهومی به نام اسرائیل كه اختاپوسوار بخش اعظم كشور اسلامی فلسطین را در نوردیده است، پیش از رهبری آیتالله خامنهای نیز همواره از سوی بنیانگذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(س) مورد موشكافی و بررسی قرار میگرفت و آن بزرگوار نیز در مناسبتهای متعدد چه در بدو شكلگیری شعلههای انقلاب اسلامی در سال 1341 و 42 و چه پس از آن، همواره مسأله فلسطین و موجودیت جعلی رژیم اشغالگر قدس و نیز فرایند ملتسازی این رژیم را مطرح و خطر آن برای مسلمانان و كشورهای اسلامی را گوشزد میكردند.
سید حسن نصرالله، دبیركل حزبالله لبنان پنج سال پیش در دیدار با جمعی از طلاب حوزه علمیه قم، مقام معظم رهبری را «كارشناسترین كارشناسان درباره مسائل اسرائیل» ذكر كرد و از ایشان به عنوان بلندپایهترین رهبر مقاومت اسلامی علیه رژیم صهیونیستی نام برد. به همین مناسبت در ادامه بخشی از دیدگاههای ایشان درباره ملت بیهویت، جعلی و دروغین اسرائیل را مرور میكنیم.
رهبر انقلاب در هشتم اردیبهشت سال 1372 در دیدار مسئولان و كارگزاران حج به مرور سیر تاریخی اشغال كشور فلسطین پرداختند و تصریح كردند: «درباره مسأله فلسطین، آنچه بنا دارم عرض كنم این مطلب است كه در این قضیه، نكته بسیار تلخی وجود دارد. اگر چه همه مسائل مربوط به سرزمین فلسطین تلخ است، اما این نكته، انصافاً گزنده است كه در تبلیغات جهانی، در تمام این چهل و پنج سال كه از اشغال فلسطین میگذرد، بخصوص در این یك، دو دهه اخیر سعی شده است نشان داده شود كه یهودیانی كه آمدهاند و فلسطین را گرفتهاند، مردمی مظلوم، دارای حق و مورد فشار و تعدّی هستند.
وقتی صهیونیستها و یهودیانِ روسی میخواستند به فلسطین مهاجرت كنند، نمیگفتند اینها غاصبند؛ اینها اهل فلسطین نیستند كه به آنجا میروند؛ اینها اهل روسیهاند، اهل اوكراینند، اهل كشورهای اروپایی و اهل امریكایند كه هر كدام در سرزمین خود، جایی، مكانی، خانهای، ثروتی، پولی و زندگیای دارند. با این حال به فلسطین میروند تا حق یك فلسطینی را بگیرند، خانه او را صاحب شوند، ثروت و سرزمین او را غصب كنند و امكان تشكیل خانواده را از او بگیرند. این را كه نمیگفتند...
این كاری است كه از شصت، هفتاد سال پیش تا به امروز انجام دادهاند؛ یعنی بیست و پنج سال قبل از آنكه فلسطین را رسماً اشغال كنند، همین روش را انجام دادند. اینها ابتدا كه وارد فلسطین شدند، نگفتند "ما مهاجر به فلسطین میآوریم." مردم فلسطین تعجّب میكردند كه اینها چهكسانی هستند كه میآیند؟! به دروغ گفتند "متخصّص میآوریم!" مطالبی كه میگویم، مستند است؛ در اسناد وزارت خارجه انگلیس بوده كه افشا شده است. بعضی از وزارتخانههای امور خارجه دنیا، اسناد قدیمی و كهنه را منتشر میكنند و در اختیار همه قرار میگیرد. اسنادی كه عرض میكنم، امروز بعد از شصت، هفتاد سال در اختیار ما قرار گرفته است. در این اسناد، افسر انگلیسیای كه در فلسطین مسئول كاری بوده، در گزارش خود مینویسد: ما به مردم فلسطین گفتیم كسانی كه وارد فلسطین میشوند، متخصّص و مهندسند؛ دكترند و فلان و بهمانند كه میآیند كشور شما را آباد كنند! وقتی هم سرزمین شما را آباد كردند، میروند.
همین افسر انگلیسی در نامهای نوشته است: ولی ما به این مردم، دروغ میگوییم! یهودیان فاقد تخصّص و بیهنر را از اطراف دنیا جمع كردند به فلسطین بردند و امكانات و زمین و همه چیز در اختیارشان گذاشتند؛ چون میخواستند صاحبان اصلی فلسطین را از آن كشور بیرون كنند... میخواهند یك ظلم را تثبیت كنند؛ میخواهند یك ظلم را قانونی و رسمی كنند. البته كه ما مخالفیم! همه جوانمردان عالم باید مخالف باشند. همه مسلمانان باید مخالف باشند و با آن مخالفت كنند. خانه ملت فلسطین را از آنها گرفتهاند و یك عدّه غاصب را در آنجا جا دادهاند، پشتیبانی كردهاند و به دست آن غاصبین، صاحبخانهها را به فجیعترین شكل، سركوب كردهاند.»
ایشان در دیدار مسئولان نظام و سفرای كشورهای اسلامی در سالروز مبعث پیامبر اكرم(صلیاللهعلیهوآله) در روز چهارم آبانماه 1379 نیز تصریح كردند: «فلسطین باقی مانده است؛ ملت فلسطین، باقی مانده است. در كنار وجود ملت فلسطین، یك غصب بزرگ هم وجود دارد. عدّهای را از اطراف دنیا جمع كردند، یك ملت جعلی و دروغین تشكیل دادند، اسمی هم روی آن گذاشتهاند، با ابزارهای قدرت هم آن را مجهّز كردهاند؛ این در كنار واقعیت ملت فلسطین، امروز خودنمایی میكند.»
رهبر انقلاب همچنین در دیدار فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در 25 شهریور 1372 نیز خاطرنشان كرده بودند: «در قضیه فلسطین، آنچه حقیقت قضیه است، همین مطلبی است كه سالهای متمادی است جمهوری اسلامی علناً و مستدلاًّ آن را بیان كرده است. یك باند و گروه وابسته و مزدور به قدرتهای جهانی، با اتّكا به همین وابستگیشان، آمدند سرزمین فلسطین را غصب كردند. آیا كسی میتواند منكر این بشود؟! از این چند میلیون صهیونیستی كه امروز در سرزمینهای اشغالی ما در فلسطین هستند، چند نفرشان فلسطینیاند؟ پدرشان در فلسطین بوده یا خودشان متولّدِ فلسطیناند؟! بیگانههایی هستند كه با اهدافی شوم، از جاهای مختلف به اینجا آورده شدند، تا اینجا را پایگاهی قرار دهند، و نفوذ قدرتهای استكباری را در منطقه، راحت گسترش دهند. آیا این غصب نیست؟! آیا این ظلم نیست؟! آیا این محكوم نیست؟! اگر گروهی بروند خانه دیگری را، شهر دیگری را بگیرند، این در نظر آزادیخواهان و مردم عادّی و منصف اهل هر دین و مذهبی مردود نیست؟»
ایشان همچنین در دیدار با شركتكنندگان در كنفرانس بینالمللی حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین كه در روز 27 مهرماه سال 1370 در حسینیه امام خمینی(س) برگزار شد خاطرنشان كردند: «ما از كسانی كه امروز میگویند میخواهیم در قضیه فلسطین راهحل عادلانه پیدا كنیم، سؤال میكنیم كه این راهحل عادلانه چیست؟ فلسطین متعلق به كیست؟ جز اینكه متعلق به فلسطینی است؟ آیا شما با تغییر اسم میتوانید یك ملت را از اولیترین حقش یعنی حقِ داشتن سرزمین خود محروم كنید؟ آیا با تبلیغات میتوانید یك ملیت دروغین به نام ملیت اسرائیلی به وجود بیاورید؟ آیا چنین چیزی مقبول است؟ آیا چنین چیزی مطابق با انصاف است؟ آیا چنین چیزی عادلانه است؟ مسأله غیر از اینهاست... چرا شما افرادی را با ملیتهای مختلف روسی، انگلیسی، امریكایی، آفریقایی، آسیایی، از هند و از مناطق دیگر دنیا در اینجا جمع كردهاید، تا مردمی را از خانهی خودشان بیرون كنید؟ اگر شما صلح میخواهید، صلح به این است كه افرادی كه متعلق به كشورهای دیگرند، به خانههای خودشان برگردند و فلسطین را به فلسطینیها بدهند.»
رهبر انقلاب همچنین در خطبههای نماز جمعه تهران در روز بیست و دوم ماه مبارك رمضان و روز قدس مصادف با دهم دیماه 1378 درباره اخراج ملت فلسطین از سرزمین خود و وارد كردن غاصبان از نژادهای مختلف به این كشور فرمودند: «در میان زشتیهایی كه در این قرن بر ما گذشت كه البته در كنارش محسّناتی هم در این قرن اتّفاق افتاده است كه حالا مورد بحث ما نیست؛ یكی از زشتترین، یا شاید بشود گفت زشتترین آنها، مسأله فلسطین بود. چرا؟ چون در این قضیه، یك ملت را از كشور خودش بیرون كردند. من خواهش میكنم جوانانی كه با مسأله فلسطین خیلی آشنایی و سابقه ذهنی ندارند، روی این كلمات تأمّل و درنگ كنند. یك ملت را از خانه و از كشور خود بیرون كنند و یك عدّه آدمهایی را از اطراف دنیا جمع كنند و به جای آن افراد در آن كشور بگذارند. چرا؟ چون آن جماعتی كه از اطراف دنیا جمع كردند، از یك نژادند؛ نژاد اسرائیلی، نژاد یهودی! یعنی یك حركت نژادگرایانه زشت كه هر جای دنیا بهوسیله هر كسی در ابعاد كوچكتر از این پیش میآمد، مایه ننگ و سرافكندگی بود؛ اما این را در ابعاد یك كشور بهوجود آوردند...
اینطور نیست كه شما خیال كنید تا ابد باید فلسطینیها - صاحبان سرزمین - خود و اولادشان بیرون از سرزمین خودشان باشند؛ یا اگر در آن داخلند، بهصورت یك اقلیّتِ مقهور زندگی كنند و آن بیگانههای غاصب در اینجا بمانند؛ نه، چنین چیزی نیست...
اصل ماجرای فلسطین چیست؟ اصل ماجرا این است كه یك عده از یهودیان متنفّذ در دنیا به فكر ایجاد یك كشور مستقل برای یهودیها افتادند. از فكر اینها دولت انگلیس استفاده كرد و خواست مشكل خود را حل كند. البته آنها قبلاً به فكر بودند به اوگاندا بروند و آنجا را كشور خودشان قرار دهند. مدّتی به فكر افتادند به طرابلس، مركز كشور لیبی بروند؛ لذا رفتند با ایتالیاییها كه آن وقت طرابلس در دست آنها بود صحبت كردند؛ اما ایتالیاییها به اینها جواب رد دادند؛ بالاخره با انگلیسیها كنار آمدند. انگلیسیها آن وقت در خاورمیانه اغراض بسیار مهمِّ استعماری داشتند؛ دیدند خوب است كه اینها به این منطقه بیایند. اوّل به عنوان یك اقلیت وارد شوند، بعد بتدریج توسعه پیدا كنند و گوشهای را، آن هم گوشه حسّاسی را بگیرند ـ چون كشور فلسطین در نقطه حساسی قرار دارد ـ و دولت تشكیل دهند و جزء متّحدین انگلیس باشند و مانع شوند از این كه دنیای اسلام ـ بخصوص دنیای عرب ـ در آن منطقه اتّحادی بهوجود آورد. درست است كه اگر دیگران هوشیار باشند، دشمن میتواند اتّحاد ایجاد كند؛ اما دشمنی كه از بیرون آنطور حمایت میشود، با ترفندهای جاسوسی و با روشهای گوناگون میتواند اختلاف ایجاد كند كه همین كار را هم كرد: به یكی نزدیك شود، یكی را بزند، یكی را بكوبد، با یكی سختی كند. بنابراین، در درجه اوّل كمك كشور انگلیس و بعضی كشورهای غربی دیگر بود. بعد اینها بتدریج از انگلیس جدا و به امریكا متّصل شدند. امریكا هم اینها را تا امروز زیربال خودش گرفته است. اینها به این معنا كشوری بهوجود آوردند و آمدند كشور فلسطین را تصرّف كردند. تصرّفشان هم اینطوری بود: اوّل با جنگ نیامدند؛ اوّل با حیله آمدند، رفتند زمینهای بزرگ فلسطین را كه زارعان و كشاورزان عرب روی آنها كار میكردند و خیلی هم سرسبز و آباد بود، با قیمتهای چند برابر قیمت اصلی، از صاحبان و مالكان اصلی این زمینهای بزرگ كه در اروپا و امریكا بودند خریدند؛ آنها هم از خدا خواستند و زمینها را به این یهودیها فروختند. البته دلاّلهایی هم داشتند كه نقل كردهاند یكی از دلالهایشان همین "سیّدضیاء" معروف، شریك رضاخان در كودتای 1299 بود كه از اینجا كه به فلسطین رفت، آنجا دلاّل خرید زمین از مسلمانان برای یهودیها و اسرائیلیها شد! زمینها را خریدند؛ زمینها كه ملك اینها شد، با روشهای واقعاً بسیار خشن و همراه با سبعیّت و سنگدلی، بتدریج شروع به اخراج زارعان از این زمینها كردند. در جایی میرفتند، میزدند، میكشتند و در همین هنگام افكار عمومی دنیا را هم با دروغ و فریب به طرف خودشان جلب میكردند.
این تسلّط غاصبانه صهیونیستها بر فلسطین سه ركن داشت: یك ركنش عبارت از قساوت با عربها بود. برخوردشان با صاحبان اصلی، با قساوت و با سختی و خشونت شدید همراه بود. با اینها هیچگونه مدارا نمیكردند. ركن دوم، دروغ به افكار عمومی دنیا بود. این دروغ به افكار عمومی دنیا، یكی از آن حرفهای عجیب است. این قدر اینها بهوسیله رسانههای صهیونیستی كه دست یهودیها بود، دروغ گفتند - هم قبل از آن و هم بعد از آن، این دروغها گفته میشد - كه به خاطر همین دروغها بعضی از سرمایهداران یهودی را گرفتند! خیلیها هم دروغهای آنها را باور كردند. حتّی این نویسنده فیلسوف اجتماعی فرانسوی - "ژان پلسارتر" - را نیز كه خودمان هم در جوانی چندی شیفته این آدم و امثال او بودیم، فریب دادند. همین "ژان پلسارتر" كتابی نوشته بود كه بنده در سی سال قبل آن را خواندم. نوشته بود: "مردمی بیسرزمین، سرزمینی بیمردم"! یعنی یهودیها مردمی بودند كه سرزمینی نداشتند؛ به فلسطین آمدند كه سرزمینی بود و مردم نداشت! یعنی چه مردم نداشت؟ یك ملت در آنجا بود و كار میكرد. شواهد زیادی هم هست. یك نویسنده خارجی میگوید در سرتاسر سرزمین فلسطین، مزارع گندم مثل دریای سبزی بود كه تا چشم كار میكرد، دیده میشد. سرزمین بیمردم یعنی چه؟! در دنیا اینطور وانمود كردند كه فلسطین یك جای متروكه مخروبه بدبختی بود؛ ما آمدیم اینجا را آباد كردیم! دروغ به افكار عمومی!»
ایشان در چهارم تیرماه سال 1375 نیز در جمع مردم مشهد و زائران حضرت علی بن موسیالرضا علیه السلام خاطرنشان كردند: «پلیدتر از آمریكا، دولت صهیونیست در فلسطین اشغالی است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمریكا، یك دولت و متّكی به یك ملت است. در صورتی كه اساساً دولت غاصب صهیونیستی، متّكی بر یك ملت نیست! ملت ساكن آن مناطق، ملتی است كه امروز آواره است! اسراییل، از اوّل با ظلم و آدمكشی، با دروغ و فریب به وجود آمده است. در آن روز یك عدّه افراد زورگو و متجاوز، با پشتیبانی دولت انگلیس به منطقه فلسطین آمدند. اهالی آن منطقه را بیرون كردند و فرزندان و بازماندگان آنها - بیش از یك میلیون نفر - هنوز هم در زیر چادرها و در شرایط اردوگاهی زندگی میكنند! زیر چادر، یا چیزی شبیه چادر، در كوخها زندگی میكنند! مردم فلسطین، در خارج از فلسطین، با حال كوخنشینی و اردوگاهنشینی زندگی میكنند. خانههای آنها و وطن آنها در اختیار كسانی است كه از اروپا، از استرالیا، از آمریكا، از آسیا و از آفریقا به آنجا رفتهاند و یك ملت جعلی و دروغین به وجود آوردهاند و در آنجا به نام یك ملت، زندگی میكنند و دولتی هم دارند! اساساً چنین ملتی، وجود و هویّتی ندارد. گناه جمهوری اسلامی این است كه این حرف را میزند! جمهوری اسلامی بر خلاف دولتهای دیگر كه از ترس یا با تطمیع امریكا همین حرف حق را كتمان كرده و پوشیده داشتند، این حرف را به صراحت میزند و میگوید حق، حقّ است و باطل، باطل است. ما نمیتوانیم انكار كنیم كه ملت فلسطین وجود داشته، ولی امروز آواره است. نمیتوانیم انكار كنیم كه سرزمین فلسطین، از مردم فلسطین غصب شده است؛ آن هم نه با یك روش ظاهراً با نزاكت، بلكه با كشتار و آدمكشی و فریب و دروغ و اعمال زور و سفّاكی و قتل عام. دولت اسرائیل با قتل عام و غدر و فریب و سفّاكی و لگدزدن به ارزشهای انسانی به وجود آمد. حقوق یك ملت در مقابل پای مهاجرین صهیونیست كه وارد فلسطین اشغالی شدند، قربانی شد.»
رهبر معظم انقلاب اسلامی همچنین در سخنرانی تاریخی خود در مراسم گشایش كنفرانس بینالمللی حمایت از انتفاضه فلسطین در چهارم اردیبهشت 1380 در تهران فرمودند: «دلایلی در دست است كه عدّهای از اراذل و اوباشِ غیریهودی شرق اروپا را به نام یهودی به فلسطین كوچانیدند... و انگلیسیها هم با مجموعهای از طرحهای حسابشده، یهودیان را به فلسطین آوردند و مسلمانان را از خانه و كاشانه خویش آواره كردند.»
ایشان همچنین در خطبههای نماز جمعه تهران در روز 28 دیماه سال 1375 گفتند: «چه كسی باور میكرد كه بیایند ملتی را از این كشور بیرون كنند و یك عدّه را از اطراف دنیا جمع كنند و به این جا بیاورند و به اصطلاح یك كشور تشكیل دهند؟ امر خیلی عجیب و باورنكردنیای است.»
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار شركتكنندگان در همایش بینالمللی رسانههای جهان اسلام در حمایت از انتفاضه فلسطین نیز فرمودند: «در بخش دیگری از دنیا، با تكیه بر داستانهای ذكر شده در تورات و این كه اینجا سرزمینی است كه به فرزندان اسرائیل بخشیده شده، بسیاری از مسیحیان را هم با خود همفكر و همدل كردند. آن طوری كه من در آماری ملاحظه كردم، اینها توانستهاند در برخی كشورها - از جمله عمدتاً در امریكا - به عنوان پشتوانه افكار عمومی، با همین تبلیغات، میلیونها صهیونیست غیر یهودی درست كنند!»
ایشان همچنین در دیدار با اعضای كنفرانس اسلامی فلسطین در سیزدهم آذرماه سال 1369 تأكید كرده بودند: «در مسأله فلسطین، هدف، محو اسرائیل است و میان سرزمینهای اشغالشده قبل و بعد از سال 1967 هیچ تفاوتی وجود ندارد. هر وجب از خاك فلسطین، یك وجب از خانه مسلمین است و هر حاكمیتی به جز حاكمیت اسلام و مردم مسلمان فلسطین، حكومتی غاصب محسوب میشود.»