نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » مقاله » داخلی

تا باده در خم است همین‌جا نشسته‌ایم

محمدباقر نوبخت

6 شهريور 1387 ساعت 0:14

غائله‌ای كه این روزها به بهانه چند انتقاد ساده و مشفقانه آیت‌الله هاشمی‌ رفسنجانی از دولت آقای احمدی‌نژاد ایجاد شده بسیار تامل‌برانگیز است. هرچند كه این شخصیت روحانی و انقلابی در سه دهه اخیر همواره در معرض حملات سازماندهی ‌شده و غیرمنصفانه قرار داشته است اما حملات چند هفته اخیر را از نگاهی می‌توان نگران‌كننده‌تر از همیشه دانست. 

صورت مسئله بسیار ساده است. آقای هاشمی‌رفسنجانی با حدود ٥٠ سال فعالیت انقلابی، سیاسی و مذهبی و با قریب ٣٠ سال تلاش جانكاه در مسیر استقرار و اعتلای نظام مقدس جمهوری اسلامی نسبت به سرنوشت نظام و كشور نگرانی‌هایی غیرقابل انكار دارد. نباید فراموش كرد كه هاشمی‌ رفسنجانی نه فقط از نگاه دوستدارانش كه حتی از نگاه مخالفانش هم یكی از محرم‌ترین، دوراندیش‌ترین، مطلع‌ترین، كارآزموده‌ترین و فداكارترین بانیان جمهوری اسلامی است. پیوند میان هاشمی و انقلاب به قدری درهم تنیده و ریشه‌دار است كه با جرات می‌توان گفت تفكیك این دو از یكدیگر و شناخت هركدام بدون دیگری غیرممكن است. در این شرایط، نگرانی‌های هاشمی درباره سرنوشت نظام و كشور چیزی نیست كه بتوان به سادگی از كنار آن عبور كرد یا آن را نادیده گرفت چه رسد به اینكه برخی به خود حق دهند نگرانی‌های او را با سیل اتهامات و تخریب و دشنام پاسخ دهند. 

اشتباه بزرگ مخالفان آیت‌الله هاشمی ‌رفسنجانی كه ظرف چند هفته اخیر غائله بزرگی را در حمله به او سازماندهی كرده‌اند این است كه این یار نزدیك امام و رهبری را «رقیب سیاسی» خود می‌دانند و بر این اساس، استفاده از هر ابزاری ولو غیراخلاقی و غیردینی را برای حذف یا تضعیف این «رقیب» مجاز می‌شمارند. این اشتباه استراتژیك البته حدود یك دهه قبل در اردوگاه حامیان دولت وقت نیز رخ داد. در آن زمان نیز برخی از فعالان سیاسی جوان تصور می‌كردند هاشمی‌ رفسنجانی رقیبی قدرتمند است كه لاجرم باید تضعیف شود. همچنان كه یك دهه پس از آن تجربه تلخ، هم‌اكنون هم برخی از فعالان جوان در اردوگاه دولت نهم چنین سودایی را در سر می‌پرورانند. با این حال، زمانی نه‌چندان دور این مخالفان تازه‌ از ‌راه‌ رسیده اما جسور نیز متوجه خواهند شد كه هاشمی ‌رفسنجانی نه یك رقیب كه ظرفیتی فراتر از تصور آنان برای نظام و كشور است. ظرفیتی كه عامدانه یا از سر غفلت بازیچه دست كسانی قرار می‌گیرد كه مطلقا درك درستی از كشور داری و توطئه‌های پیچیده دشمنان برای خشكاندن ریشه نظام از داخل ندارند. 

نكته تاسف‌برانگیز آن است كه آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در حقیقت به دلیل طرح انتقادات مشفقانه و ناصحانه‌ای در معرض تاخت‌و‌تاز رسانه‌ای قرار می‌گیرد كه بیان آنها نه‌فقط ناشی از نگرانی‌های حقیقی وی كه تكلیف شرعی، قانونی و سیاسی اوست؛ تكلیفی كه از سوی قانون اساسی و رهبر معظم انقلاب بر عهده مجمع تشخیص مصلحت نظام گذاشته شده است. در شرایطی كه سند چشم‌انداز بیست‌ساله و سیاست‌های كلی اصل ٤٤ قانون اساسی به استراتژی كلان نظام تبدیل شده و بارها و موكدا توسط مقام معظم رهبری مورد ابرام قرار گرفته است، سكوت و تعلل مجمع تشخیص مصلحت (كه مسوول نظارت بر حسن اجرای موارد فوق است) در قبال تخطی از این فرامین طبیعتا قابل پذیرش نخواهد بود. در شرایطی كه برخی از تصمیمات دولت آقای احمدی‌نژاد در زمینه نقدینگی، واردات كالا و... نهایتا بر مشكلات اقتصادی و فاصله كشور با اهداف برنامه بیست‌ساله افزوده است، سكوت ریاست مجمع تشخیص نتیجه‌ای جز تایید تلویحی این شرایط نخواهد داشت. در شرایطی كه بر اساس آمارهای موجود وابستگی كشور به نفت طی سه سال اخیر افزایش یافته و اقتصاد دولتی‌تر شده است، این موضوع كه هاشمی مطلقا سكوت نماید برای افكار عمومی قابل دفاع نخواهد بود. در یك كلام؛ انتظار سكوت از شخصیتی چون آیت‌الله هاشمی ‌رفسنجانی در قبال تعلل در اجرای اسناد فرادستی یا مسائلی مانند تورم افسارگسیخته، قطع گسترده برق، صف‌های طویل بنزین و گاز و... انتظاری غیرقانونی است كه نه با چهره و سابقه هاشمی سازگاری دارد و نه با وظایف شرعی و حكومتی ایشان. همچنان كه انتقادات ملایم ایشان از عملكرد اجرایی كشور نیز به معنی فراموش كردن موفقیت‌های دولت‌ها در زمینه‌های دیگر نیست. 

در پایان یادآوری خاطره‌ای از آقای حسین شریعتمداری مدیرمسوول روزنامه كیهان درباره آیت‌الله هاشمی ‌رفسنجانی را خالی از لطف نمی‌دانم. آقای شریعتمداری نقل می‌كند در یكی از شب‌هایی كه در زندان شاه محبوس بوده است، یكی از زندانیان مبارز را برای گرفتن اعتراف تحت شكنجه قرار دادند و این زندانی تا صبح در مقابل فشارها و شكنجه‌های بازجویان مقاومت كرد و حتی یك كلمه دم بر نیاورد؛ زندانی‌ای كه بعدا مشخص می‌شود كسی نبوده است جز آیت‌الله هاشمی. چنین پیشینه و مقاومت و شخصیتی است كه باعث می‌شود آقای مسیح مهاجری مدیرمسوول روزنامه جمهوری اسلامی فریاد سر دهد با آنكه حمایت از هاشمی ‌رفسنجانی در شرایط كنونی «گناهی نابخشودنی» محسوب می‌شود و «عوارض منفی و ناگواری» دارد؛ اما دفاع از وی را ادای دین و یك «واجب شرعی» می‌داند و تمام عوارض آن را نیز به جان می‌خرد. همانطور كه دیگر دوستداران انقلاب و هاشمی چنین می‌كنند. 

ما را ز كوی باده‌فروشان گریز نیست / تا باده در خم است همینجا نشسته‌ایم