در ایستگاه ژنو یک مسافر بدون بلیت منتظر قطار هسته اى ایران است که البته در صورت حسن نیت و تغییر رویکرد و در نهایت دادن جریمه مى توان برایش یک صندلى دست و پا کرد.
اعلام ناگهانى حضور “ویلیام برنز” مرد شماره سه وزارت امور خارجه آمریکا در مذاکرات ژنو بین دکتر جلیلى و سولانا شاید رمزگشایى زود هنگام نامه غیر رسمى سولانا و وزراى خارجه شش کشور1+ 5 به جلیلى باشد ویا شاید ناشى از بى اعتمادى آمریکا به سولانا و یا همانطور که مقامات آمریکایى گفته اند براى تبیین موضع کاخ سفید در خصوص مذاکرات است . اما مهم این است که حساسیت این دور از مذاکرات با حضور نماینده رسمى آمریکا دو چندان شده است البته به شرطى که این حضور به معناى تغییر رویکرد آمریکا و پرهیز از خطاهاى گذشته در قبال ملت ایران باشد.
“آمریکایىها همیشه راه درست را انتخاب مىکنند اما دقیقا بعد از آن که تمام راههاى اشتباه را امتحان کردند.” این ضرب المثل دیپلماتیک یک عکس فورى از سیاست خارجى آمریکا طى 30 سال گذشته در قبال ایران است. آمریکایى ها پس از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامى به این نتیجه رسیده اند که راهى جز مذاکره بدون پیش شرط و در وضعیت احترام متقابل با ایران ونیز به رسمیت شناختن هویت وموجودیت انقلاب اسلامى ایران ندارند. رهبر فرزانه انقلاب اسلامى در بیانات اخیر خود درباره مذاکرات اخیر بین ایران و اروپا تنقیح مناط فرمودند و ضمن تاکید بر اجماع بین مقامات ایرانى در این موضوع افزودند: “مذاکره در صورتى پیشرفت خواهد داشت که فضاى تهدید بر آن حاکم نباشد، اروپایى ها باید توجه داشته باشند که طرف مذاکره آنان، ملت ایران است و ملت ایران نیز ملتى غیور است که از تهدید خوشش نمى آید و زیر بار هیچ تهدیدى هم نخواهد رفت.”
اما چرا وضعیت کنونى به شرط تغییر رویکرد آمریکا براى مذاکره مهیا است؟
در حال حاضر یک دولت نیرومند در ایران بر سر کار است که با اقتدار سکان سیاست خارجى کشور را در دست دارد و حاضر نیست ذره اى از منافع ملى ایران کوتاه بیاید. رویکرد مردمى دولت باعث شده است که فاصله اى بین دولت و مردم وجود نداشته باشد و یک پشتوانه عظیم اجتماعى دستگاه سیاست خارجى را در مذاکرات اخیر حمایت کند.کشور به لحاظ کیفیت اتحاد ملى و انسجام اسلامى در اوج خود قرار دارد. وفاق ملى بر سر موضوع هسته اى در وضع مطلوبى است و مسئولان و مردم یکصدا مصمم به احقاق حقوق کشور هستند. در مقابل دوران زوال ابرقدرتها به خصوص آمریکا آغاز شده است.قطبیت رنگ باخته و معادلات بین المللى به سوى یک دنیاى بى قطبى در حرکت است.
تضاد منافع در بین قدرتهاى بین المللى که اخیرا در مورد زیمبابوه به نمایش گذاشته شد به اوج خود رسیده است. چین، روسیه و حتى اتحادیه اروپا دیگر حاضر نیستند هزینه تک روى ها و جنگ طلبى آمریکایى ها را بپردازند.
وضعیت کنونى بهترین موقع براى بازنگرى آمریکایى ها در سیاست خارجى نسبت به ایران و جبران اشتباهات گذشته است. 30 سال از قطع رابطه ایران و آمریکا مىگذرد و آمریکایىها در این مدت تمام اشتباهات ممکن را تجربه کردهاند. بلوکه کردن اموال و دارایىهاى ایران پس از انقلاباسلامی، اجحاف غیرقابل چشمپوشى به جمهورى اسلامى در بیانیه الجزایر که تا به امروز نیز ادامه دارد، همراهى وحمایت از دیکتاتور بدعاقبت عراق در حمله به خاک ایران، درگیرى مستقیم نظامى با جمهورى اسلامى در آبهاى خلیجفارس و سرنگون کردن هواپیماى مسافربرى ایرباس،تحریمهاى اقتصادى علیه ملت و دولت ایران، به رسمیت نشناختن مشروعیت و جایگاه بینالمللى جمهورى اسلامى وحمایت همه جانبه از گروههاى اپوزیسیون وضد نظام ایران و...
اما امروز آمریکا به این نتیجه رسیده که تنها راه باقیمانده که احتمالا درست نیز هست مذاکره، گفتگوى مستقیم و به رسمیت شناختن جایگاه منطقهاى و فرا منطقهاى جمهورى اسلامى است.
آمریکایى ها حتى به صراحت درخواست گشایش دفتر حافظ منافع در ایران را مطرح کرده اند. ولى در این بین تکلیف 30سال اشتباه،اجحاف، قلدرى و خون هزاران جوانى که به ناحق به زمین ریخت چه مىشود؟
آمریکایىها از کودتاى 28 مرداد 1332 به ملت ایران بدهکار هستند و هر ساله بر میزان این بدهى افزوده شده است. چه کسى باید این بدهى را بپردازد؟ اگر به تعبیر “نیکلاس برنز” معاون سابق وزیر امور خارجه آمریکا و سلف سابق آقاى ویلیام برنز “دستگاه سیاست خارجى جمهورى اسلامى پیرامون مذاکرات تا کنون درنگ کرده و پاسخ روشنى ارائه نمىکند” به خاطر این است که هنوز کسى پاسخ این سوال را به ملت و دولت ایران نداده است و آمریکایى ها تضمین لازم را براى تغییر رویکرد خود در قبال ایران نداده اند.
عیار سنجى بسته پیشنهادى ایران به اروپا نشان مى دهد که در این بسته علاوه بر موضوع هسته ای، مسائل دیگرى درباره تعریف روابط ایران با غرب ارائه شده است که مى تواند آینده تعاملات تهران با غرب را قابل پیش بینى کند. عقب نشینى دیپلماتهاى آمریکایى از پیش شرط کذایى خود درباره تعلیق ، فضاى کنونى را آبستن یک فرصت بى نظیر در 30 سال گذشته براى آمریکایى ها کرده است تا بخشى از مشکلات لاینحل خود را حد اقل در قبال ملت ایران فرو بکاهند و تعریف شفافى از نوع رابطه خود با ملت ایران عارى از هر گونه تهدید و اجحاف ارائه دهند.
نویسنده: صالح اسکندری
کد مطلب : 5199