مقاله مهاجرانی در الشرق الاوسط درباره ترور بوتو
13 دي 1386 ساعت 17:23
مرجع : الشرق الاوسط - عطاالله مهاجرانی
پایگاه اینترنتی روزنامه الشرق الاوسط در مقالهای با عنوان «اگر مشرف ترور میشد چه اتفاقی برای پاكستان میافتاد» به قلم عطا الله مهاجرانی وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، از دیدگاهی جدید به بررسی این ترور پرداخت:
بی نظیر بوتو نخست وزیر سابق پاكستان در راولپندی با دو گلوله كه به گردن و سرش اصابت كرد کشته شد. تاریخ بار دیگر تكرار شد. در 16 ژانویه 1951 لیاقت علی خان نخستین نخست وزیر پاكستان كه از سوی ژنرال محمد علی جناح اولین حكمران پاكستان انتخاب شده بود، با دو گلوله در لیاغت باغ كشته شد یعنی همین جایی كه بوتو ترور شد وبر اساس گزارشها یك اسلامگرای تندرو به نام سعد اكبر او را ترور كرده بود. اخرین كلماتی كه لیاقت علی خان گفتهاین بود:خدا پاكستان را حفظ كند.
وضع او مثل وضع بوتو بود. او از دانشگاه اكسفورد فارغ التحصیل شد. در سال 1921 فوق لیسانس گرفت. به عدالت و دمكراسی فكر میكرد و لقب رهبر ملت با ان داده شد و پس از كشته شدن هم شهید ملت نام گرفت.
چه كسی ممكن است بی نظیر بوتو را كشته باشد؟ به نظر میرسد زندگی و مرگ در هم تنیده شده است نه فقط در پاكستان بلكه در افغانستان، عراق، سودان، فلسطین، لبنان و سومالی هم چنین است. ایااین چهره نهایی ماست؟ آیا میتوانیم بگوئیم به وضعمان افتخار میكنیم؟
ایاد امیر روزنامه نگار معروف روزنامه داون پاكستانی كه هفته قبل كارش را رها كرد؛ در مقالهای كه در 21 دسامبر منتشر شد گفته است پاكستان كشور بدشانسی است.
چنین وصفی درباره عراق و افغانستان هم صادق است اما چه كسی مسولاین فجایع است؟ پاكستانیها یا دولت پرویز مشرف؟ یا احزاب و یا امریكا ، شاید همهاینها مسول این سرانجام تلخ باشند.
اگر به كشته شدن بوتو به عنوان یك زن بنگریم میتوانیم چهره واقعی پاكستان را درایناینه خونین ببینیم. رندگی و سیاست و مرگ یك مجموعه واحد در تاریخ خانواده بوتو است. می توانیم بین سه نسلاین خانواده مشهور مقایسه كنیم و حتی میتوانیماین خانواده را با خانواده گاندی در هند و حتی با خانواده كندی در امریكا مقایسه كنیم.
بی نظیر بوتو حدود بیست سال پیش با همتای هندیش راجیو گاندی در اسلام اباد دیدار كرد یعنی سه سال پس از ترورایندیرا گاندی و هشت سال پس از اعدام ذوالفقار بوتو در سال 1979این دیدار صورت گرفت.
راجیو گاندی آن وقت 44 ساله بود و بی نظیر هم 34 سال داشت. ترور سرنوشت بی نظیر و راجیو هر دو بود هر دو نسل دوم از دوخانواده مشهور بودند.
دراینجا میخواهم نظر خواننده را به یك نكته مهم جلب نمایماینكه فیروز گاندی (1960-1912 ) پدر ر اجیو گاندی و نصرت بیگم مادر بوتو متولد 1929 هر دوایرانی الاصل بودند. پس از اعدام پدرش شاهنواز و مرتضی دو برادر بی نظیر هم ترور شدند.
جسد شاهنواز بوتو در در 18 ژوئیه 1985 در اپارتمانش در شهر نیس فرانسه كشف شد و خانواده بوتو معتقد است شاهنواز را مسموم كرده بودند. اما مرتضی بوتو در كنار شش تن از طرفدارانش در درگیری با پلیس كشته شد. پلیس اعلام كرده بود مرتضی بوتو و طرفدارانش به عناصر پلیس اجازه ندادند خودرهای انها را در قالب یك طرح امنیتی بازرسی کنند و بی نظیر نخست وزیر بود زمانی كه مرتضی ترور شد.
اینها مجموعهای از حوادث تروریستی در خانواده بوتو است. در پرده پنجم از نمایش مكبث نوشته شكسپیر تفسیری فراموش ناشدنی از زندگی ارائه داده است كه از زبان مكبث گفته شد: زندگی چیزی جز یك سایه در حال حركت نیست.
این ماهیت قدرت است. ماهیت مكبث و استالین است. مشاركت طزف دیگر را نمی پذیرد. این اغاز بحران است. امریکا طرحی را سازماندهی كرده است تا نقش ژنرال مشرف را كه ناچار به كناره گیری از مقام نظامی اش شد؛ مهار كند. واین اغازی برای پایان است و روشن است كه مشرف به طرح امریكا متقاعد نشد.
آیا مشرف همان كاری را كرده است كه مكبث كرده است؟ آیا میتوان گفت دستش به خون آلوده شده است؟ دست كم سایهای از خون بوتو بر چره مشرف نشسته است.
دو ماه پیش از كشته شدنش یك نامه الكترونیكی (ایمیل ) از بی نظیر بوتو رسید كه اگر وی ترور شد بخشی از مسولیت ان بر عهده مشرف است. وی همچنین اشاره كرد دولت با درخواستش پس از حمله به او در اكتبر گذشته هنگام بازگشت از تبعید ، برای افزایش تدابیر امنیتی مخالفت كرده است ?چرا دولت مشرف به درخواست بوتو اهمیت نداد؟
آیا شباهتی میان مشرف و مكبث وجود دارد؟ آیا مشرف به شبح بی نظیر بوتو نگاه كرد در حالی كه میگفت خون خون میاورد! هر بار كه خونی در پاكستان ریخته میشود خونهای دیگری ریخته میشود. مشرف در قلب بحران زندگی میكند. اگر مشرف با گلوله كشته میشد چه اتفاقی در پاكستان میافتاد؟
از آنجا كه مشرف تنها كسی است كه در اوضاع سیاسی كنونی پاكستان نقش دارد؛او هم تنها كسی است كه میتواند كشور را نجات دهد.
سوال این است: پس از مرگ مشرف چه اتفاقی خواهد افتاد؟
بدترین شیوهای كه یك كشور میتواند اداره شود این است كه همه راهها به یك شخص منتهی شود. این بدین معنی است كهاین كشور همواره در لبه فاجعه یا فجایع مستمر باقی خواهد ماند.