بسته جدید 1+ 5 كه توسط سولانا دو هفته پیش به ایران تحویل داده شده در انتظار پاسخ مقامات كشورمان است. ما تاكنون نه آن را پذیرفته و نه در عین حال آن را رد كردهایم بلكه پاسخمان آن بوده كه بسته حاوی نكات مثبتی است كه میتواند مبنای مذاكره قرار گیرد. در عین حال اروپاییها با تحریم بانك ملی قبل از شروع مذاكره یا دریافت پاسخ از جانب ایران، پیام دادند كه جدی هستند و صرف حواله دادن مسئله به مذاكراتی كه میتواند مدتها ادامه یابد خیلی برای آنان جذابیتی ندارد.
اما چرا پاسخ به پیشنهادات جدید 1+ 5 برای ما با اما و اگر مواجه شده است به رغم آنكه اذعان داریم در آن نكات مثبتی وجود دارد و میتواند مبنای توافق قرار گیرد. مشكل از اینجا آغاز میشود كه ما پیرامون برنامه هستهایمان مسائلی را مطرح كردهایم كه آنها را تا كنون به خوبی تبیین نكردهایم. ما به جای بحث و بررسی علت واقعی مخالفت غربیها با برنامه هستهایمان، یكسری مسائل كلی را مطرح كردهایم. ظرف 4، 5 سال گذشته آنقدر این مسائل را تكرار كردهایم كه برایمان جا افتاده كه حقیقت اینها هستند و علت مخالفت غربیها با برنامه هستهایمان به واسطه این مسائل است، در حالیكه این مسائل هنوز به خوبی تبیین نشدهاند. مشكل و درد غربیها در جای دیگری است؛ مواردی كه در بسته جدید پیشنهادی 1+5 وجود دارد، با مسایل قبلی مطرحشده همخوانی ندارد :
1 – اینكه غربیها از اساس با برنامه هستهای مخالف هستند و به هیچ شكل و صورتی نمیخواهند كه ما فعالیتهای هستهای داشته باشیم، جای سوال دارد . ظاهرا غربیها به هیچ روی مخالف كلیت برنامههای هستهای ما نبوده و نیستند. زیرا در بند نخست بسته 1+5 میتوان آن را ملاحظه نمود. غربیها میگویند: «ما حق ایران را در تولید انرژی هستهای به منظور استفاده صلحآمیز و مطابق با الزامات انپیتی مورد تاكید دوباره قرار داده و در این راستا حمایت خود را از ایران در توسعه یك برنامه انرژی هستهای غیرنظامی مورد تاكید دوباره قرار خواهیم داد؛ تعهد خواهیم كرد كه فعالانه ساخت رآكتورهای آب سبك در ایران را از طریق پروژههای مشترك بینالمللی مطابق با قوانین آژانس بینالمللی انرژی هستهای مورد حمایت قرار دهیم.» در بخش دیگری از بسته پیشنهادی، غربیها حق فعالیتهای هستهای ایران را اینگونه مورد تصریح قرار میدهند: «تصریح حق غیرقابل انتقال ایران در زمینه انرژی هستهای برای اهداف صلحآمیز بدون تبعیض و مطابق با مواد یك و دو انپیتی و همكاری با ایران در مورد توسعه یك برنامه غیرنظامی انرژی هستهای توسط ایران.»
2 – نكته بعدی كه ظرف چند سال گذشته مطرح بوده آن است كه غربیها نمیخواهند ما به تكنولوژی پیشرفته هستهای در زمینه تولید برق دست پیدا كنیم. در حالیكه غربیها این بار در بسته پیشنهادی میگویند: «حمایت فعالانه از ساخت رآكتورهای آب سبك جدید تولید برق در ایران از طریق پروژههای مشترك بینالمللی مطابق با قوانین آژانس بینالمللی انرژی اتمی و انپیتی با استفاده از آخرین فناوری روز كه شامل صدور اجازه انتقال مصنوعات و محصولات لازم و در اختیار گذاشتن فناوری پیشرفته...» غربیها نهتنها رسما اعلام میكنند كه حاضرند تكنولوژی پیشرفته در زمینه ساخت نیروگاه هستهای در اختیار ما قرار دهند، بلكه یك گام هم پیش رفته و اعلام میكنند كه در زمینه «پسماند سوخت هستهای و زبالههای رادیواكتیو» نیز حاضر به همكاری با ما هستند.
3 – نكته سوم آن بوده كه اگر ما خودمان سوخت نیروگاههای هستهایمان را در داخل كشور فراهم نكنیم،چه اطمینانی به غربیها وجود دارد. آیا ممكن است ارسال سوخت به ایران را متوقف كرده و از ما باجخواهی كنند؟ البته كشورهای1+ 5 در بسته جدید وعده دادهاند سوخت مورد نیاز ما را به مدت پنج سال تامین كنند: «ایجاد یك مخزن احتیاطی طبق شرایط تجاری برای نگهداری سوخت هستهای تا میزان مورد احتیاج پنج سال ایران كه برای استفاده این كشور با مشاركت و تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی ذخیره شود.» به علاوه در یك كنسرسیوم بینالمللی در روسیه، ایران را شریك مینمایند: «مشاركت به عنوان یك شریك در یك تاسیسات بینالمللی در روسیه جهت ارائه خدمات غنیسازی در تامین یك منبع قابل اطمینان سوخت برای رآكتورهای هستهای ایران... چنین تاسیساتی قادر به غنیسازی تمامی هگزافلوراید اورانیوم شده در ایران خواهد بود.»
4- نكته دیگری كه وجود داشت آن بود كه آنها اساسا مخالف دستیابی ما به دانش پیشرفته در زمینه فناوری هستهای در عرصههای پزشكی، صنعتی و كشاورزی هستند؛ ولی غربیها ظاهرا در بسته جدید به ما پیشنهاد كردهاند: «ارائه یك برنامه جامع همكاری در تحقیق و توسعه شامل امكان ارائه رآكتورهای تحقیقی آب سبك در زمینه رادیوایزوتوپ، تحقیقات پایه و استفاده از انرژی هستهای در علوم پزشكی و كشاورزی.» سخن دیگر پیشنهادات بسته جدید در خصوص همكاریهای امنیتی در سطح منطقه میان ایران و غربیها است. پیشنهادات دیگر شامل اعلام آمادگی غربیها در زمینه سرمایهگذاری و همكاری در حوزههای مهمی همچون صنایع هواپیمایی (غیرنظامی)، انرژی (نفت و گاز)، مخابرات و تكنولوژیهای برتر یا پیشرفته و كشاورزی است.
در مقابل البته غربیها خواهان توقف غنیسازی در ایران هستند چرا كه از دید آنها دستیابی ایران به فناوری غنیسازی باعث میشود كه ایران هرگاه كه اراده نماید، به فاصله یك یا دو سال بتواند سلاح هستهای تولید نماید. حال با توجه به این نكته كه در جهان امروز تولید یا عدم تولید هر كالایی را ملاحظات اقتصادی است كه تعیین میكند، این پرسش بنیادی مطرح است كه فرض بگیریم بهرغم همه هزینههای دیگر ما موفق شویم و فیالمثل سوخت مورد نیاز نیروگاه بوشهر را در داخل كشور تولید كردیم. آیا تولید سوختی كه به لحاظ اقتصادی به هیچ روی قابل رقابت با مشابه خارجی آن نباشد، میتواند منجر به تولید انرژیای شود كه به لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه باشد؟
با اینحال به رغم وعدههای اعلام شده در بسته پیشنهادی آنچه از نظر ایران حائز اهمیت است اینکه تضمین اجرای وعدهها و زمان آن چه هنگام خواهد بود؟ به هر حال بهرغم فشارهای غرب ایران همچنان مشغول بررسی بسته پیشنهادی بر اساس تامین منافع ملی است.
کد مطلب : 4586