داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی
مختصات 1835
سرمقاله کارگزاران-8 مهر 87
8 مهر 1387 ساعت 7:20
قطعنامه 1835 شورای امنیت سازمان ملل حاوی مختصاتی است كه آن را متفاوت از سلسله قطعنامههای این شورا درباره ایران میكند. مختصات یاد شده حائز سه سطح مطالعاتی است: نخست؛ جنبه نمادین آن. دوم؛ خصلت تاكتیكی قطعنامه بهعنوان اقدامی با مضمون دیپلماتیك «دو گام پس، یك گام پیش» و سوم؛ نمایش ظرفیت دیپلماسی تهران در انتخاب یا تلاش برای كشف متحدان استراتژیك در صحنه بینالملل.
توافق سریع و كامل اعضای شورای امنیت سازمانملل در تصویب قطعنامه پیشنهادی گروه 1+5 آنهم در 24 ساعت پس از ارائه به شورا، بیش از هر چیز نمایشی از همسویی گروهی است كه بهزعم تهران و بسیاری از ناظران خوشباور دارای استعداد اختلافهای خرد و كلان با یكدیگر بودند و همین امر مانع تصویب هر قطعنامهای (حداقل تا پیش از انتخابات نوامبر آمریكا یا سامانبخشی بحران قفقاز و مدیریت مذاكرات از همگسسته فلسطینیـ اسرائیلی و...) میشد.
جلوداری مسكو در اعلام توافق گروه 1+5 پیرامون پیشنویس قطعنامه 1835 و ارائه سریع آن به شورای امنیت و سرانجام تصویب آن بدون هرگونه مخالفت اصولی با محتوای ساختار قطعنامه نشان داد كه اكنون تهران با فهمی مشترك از فرایند هستهای ایران در جامعه بینالملل روبهرو است و برای این وضع لازم است چارهای سریع و همهسونگر بیندیشد. در این حال تهران شاهد یك توافق دیگر نیز بوده است؛ همپایی مسكو در تقویت فهم مشتركی كه بهطور اصولی مواضع تهران را در قبال برنامه هستهای خود هدف قرار داده است.
البته پیشبینی چنین موضعی از سوی مسكو دور از ذهن نبود، بهویژه هنگامی كه ولادیمیر پوتین نخستوزیر روسیه در اوج معركه قفقاز و در حالی كه تهران مواضعی همسو با مسكو در قبال این بحران اتخاذ كرد، برای كاستن از حلقه فشارهای غرب، مخالفت با مواضع هستهای تهران را موضعی پایدار از سوی مسكو خواند. بدتر اینكه پوتین چنین وضعی را مخالف منافع امنیتی روسیه دانست. حتی سخنان رئیسجمهور احمدینژاد در مقر سازمان ملل پیرامون بحران قفقاز، نیزـ كه جزء معدود اشارتهای چنین از سوی مقامهای دیگر كشورها با این مضمون بودـ نتوانست مسكو را در همسویی كامل با مخالفان تهران در گروه 1+5 دچار تعلل كند.
اگرچه قطعنامه 1835 در نوع خود و در مقایسه با دیگر قطعنامهها، حائز كف خواستهای شورای امنیت از تهران است ولی تصویب آن از سوی همه اعضای دائم و غیردائم شورا نمایشی نمادین است كه در بطن خود دو مفهوم را برجسته میكند: نتیجهبخشی دیپلماسی كنترل بحران روابط میان بلوكهای قدرت در گروه 1+5 و در این حال پذیرش سیاست دو گام پس، یك گام پیش از سوی همه طرفهای این گروه برای استمراربخشی به فرآیند مخالفتها با برنامه هستهای ایران. از اینرو قطعنامه جدید دربردارنده جنبههایی است كه برخی از آنها را میتوان در موارد زیر شمارش كرد:
1- صدور قطعنامهای احتیاطی با ارائه كف مطالبات به عنوان حداقل پیشرفت در تعقیب سیاست اعمال فشار علیه تهران.
2- قطعنامه اقدامی است محدود برای عبور از دوران گذاری كه انتخابات ریاستجمهوری آمریكا؛ بحران قفقاز؛ مدیریت اختلافها میان گروه 1+5؛ همسو كردن كامل شورای امنیت سازمان ملل با گروه یادشده و سرانجام پنهان كردن تعارضها میان هواداران تقویت دیپلماسی به جای هر گزینه دیگر با گرایشهای افراطی از مشخصههای این دوران است.
3- روسیه با سیاست كجدار و مریز خود توانست مدلی جدید از دیپلماسی منفعتجویانهای را ارائه دهد كه قادر باشد در بزنگاههای لازم از آن به نفع خود بهرهگیری كند. اما سطح سوم مطالعه درباره قطعنامه 1835 به دیپلماسی تهران میتواند مربوط باشد همسویی كامل اعضای شورای امنیت سازمان ملل در تصویب قطعنامه پیشنهادی 1+5 نشان داد كه تهران همچنان باید برای انتخاب متحدان ـ و یا حداقل دوستان ـ استراتژیك خود در جامعه بینالملل بیش از پیش محتاط و عمیق باشد. اگرچه قطعنامه 1835 ماهیتی حداقلی دارد اما این وضع آیا ناشی از محصول دیپلماسی تهران است یا حزم و احتیاطهایی كه برخی اعضای گروه 1+5 به آن تحمیل كردهاند تا در موقع لزوم از آن بهرهمند شوند؟
در فرصتی كه تحولات تازه در جامعه بینالملل ایجاد كرد آیا تهران توانست از وجود شكافها و گسلها به نفع خود بهرهمند شده تا حداقل مانع نمایش نمادین همسویی میان گروه 1+5 شود؟
گلایه علی لاریجانی دبیر سابق شورای امنیت ملی از حتی كنارگذاری الگوی «مدالیته» و اتخاذ سیاستهای شعاری به جای اقدامهای موثر دیپلماتیك مصداقی است بر مدعایی كه معتقد است تهران میتوانست مجال از دست رفته را به فرصتی موقعیتساز تبدیل كند. خوب است تهران بهرغم همه مختصاتی كه قطعنامه 1835 را از یك فشار تمامعیار علیه تهران به قطعنامهای نمادین با كف مطالبات تبدیل كرده است، بار دیگر به تجدیدنظر در دیپلماسی خود پرداخته و اجازه ندهد فرصتطلبانی چون روسیه منافع ایران را وجهالمعامله خود با غرب كنند. لازم است دیپلماسی ایرانی برآیندی از همه دیدگاههایی شود كه تنها به منافع و امنیت ملی ایران ـبهرغم اختلافهای جناحیـ میاندیشند. قطعنامه 1835 دارای مختصاتی است كه باید بیش از این دربارهاش تامل كرد و تجربه آموخت.