نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی

این زخم را التیامی نیست

سرمقاله اعتمادملی-21 مرداد87

21 مرداد 1387 ساعت 9:43

می‌خواهند ثابت كنند شوخی ندارند و در پیشبرد اهداف و مقاصد خود بیش از حد تصور جدی هستند. اگر سه سال پیش به بهانه‌های كاملا‌ سیاسی و جناحی اما در پوشش شعارهای دهان‌پركن، خیل عظیم مدیرانی را كه نظام سال‌های متمادی بهای گزافی برای تجربه‌اندوزی آنها پرداخته بود، درست در نقطه اوج بازدهی و ثمربخشی از گردونه نظام تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری كشور حذف كردند و هر انتقاد و اعتراضی را با شعار مملكت ملك طلق كسی نیست یا قرار نیست عده‌ای همیشه حاكم و مدیر باشند توجیه و تفسیر كردند تا سوار بر موج احساسات، پروژه برخورد ‌های سیاسی و فكری را كه سالیان متمادی در محفل‌ها تئوریزه كرده بودند به مرحله اجرا درآورند.

اكنون دیگر تردیدی نباید روا داشت كه در آن زمان كه اصلا‌ح‌طلبان بر مسند كار بودند و خودخواسته یا ناخواسته انرژی و توانشان در كشاكش كارشكنی‌ها و چالش‌های ریزودرشت درون‌‌گروهی و تحمیلی از سوی كانون‌های قدرت، فرسوده و مستهلك می‌شد، جمعی به سختی به كار و برنامه‌ریزی و شناسایی نقاط‌ضعف و قوت حریف مشغول بودند تا به یاری امكانات لجستیك و مستظهر به قدرتی بی‌مهار، به اردوگاه حریف شبیخون بزنند. 

برخورد با مطبوعات و رسانه‌های مستقل به عنوان یكی از كانون‌های مهم و تاثیرگذار در روند حركت نوخواهانه ایران، نخستین پروژه‌ای بود كه از سوی جریان فكری حاكم طراحی و البته با موفقیت اجرا شد! و اكنون گویا قصد شبیه‌سازی و انتشار روزنامه‌های متعدد برای توجیه سیاست‌های دولت را دارند!پس از برخورد های سیاسی- رسانه‌ای نوبت به عرصه فرهنگ و هنر رسید كه آنچه در این 3 سال بر اهل فرهنگ و هنر رفته است به خوبی نشان داد كه حوزه ای دیگر كه باید فتح می‌شد كجا بود.

دانشگاه اما بی‌گمان اصلی‌ترین پایگاه و خاستگاه فكری جنبش‌‌های اصلا‌ح‌خواهانه و نوگرایانه در سال‌های اخیر بود كه به هیچ عنوان مزاج و ذائقه دولتمردان جریان فكری حاكم، سر سازگاری با آن را نداشت، پس باید برای آنجا هم فكری می‌شد! اعمال محدودیت برای فعالا‌ن سیاسی در دانشگاه‌ها، شدت بخشیدن به فعالیت‌های گزینشی و ستاره‌دار كردن دانشجویانی كه منتقد وضع موجود بودند همه و همه حاوی این پیام بود كه اگر سودای ادامه‌تحصیل دارید، خاموش باشید.

مرحله دوم این پروژه یا به تعبیر برخی‌ها، انقلا‌ب فرهنگی دوم، با بازنشسته كردن اساتیدی كلید خورده است كه هر یك در جایگاه خود در ردیف مفاخر این سرزمین‌اند. اخباری كه روز گذشته درباره بازنشسته كردن نزدیك به 30 تن دیگر از اساتید دانشگاه تهران منتشر شد و روز 17 مرداد كه رئیس جمهور با خبرنگاران دیدار داشت توسط حجت الاسلام دعایی نماینده ولی فقیه در روزنامه اطلاعات به آگاهی ایشان رسید و به عنوان دغدغه ای جدی برای كشور به آن اشاره شد، گویای این واقعیت است كه طراحان و مجریان پروژه همانندسازی در حوزه‌های فكری، فرهنگی و سیاسی، همچنان مامور به تكلیف هستند و خستگی‌ناپذیر به پیش می‌روند. 

در این میان و در اوج احساس پیروزی ایشان ، ظاهرا یك نكته به طرز هولناكی مورد غفلت واقع شده است؛كسانی را كه امروز خانه‌نشین می‌كنند در ممالك دیگر بر صدر می‌نشانند و تجاربشان چراغ راه آینده می‌شود. این درست است كه واگذاری مناصب مدیریتی و اجرایی به برخی عناصر كم‌تجربه و نابلد زیان‌های هنگفتی را در عرصه‌های مدیر یتی و اقتصادی متوجه كشور می‌كند اما بر قاعده فرض محال، محال نیست ، می‌توان امید داشت كه اقتصاد و مملكت روزی روزگاری اصلا‌ح شود اما آنچه از برآیند تراوشات فكری و تئوری‌پردازی‌های اخیر نظیر برخورد با اساتید صاحب نام ، دانشمند و شناخته شده دانشگاه‌ها كه در سبد فرهنگ این ملت و جامعه گذاشته می‌شود، بی‌گمان با هیچ مرهمی التیام نمی‌یابد. ‌