نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی

اوباما در دو برداشت [دكتر حسین دهشیار]

سرمقاله کارگزاران-4 مهر 87

4 مهر 1387 ساعت 7:30

این باور مخدوش كه برخاسته از كمی تجربه سیاسی مفید، اندوخته تئوریك ناچیز و سستی ارزشی است در حوزه‌هایی از گیتی وجود دارد كه ویژگی‌های فردی نامزدهای انتخاباتی در آمریكا نقش تعیین‌كننده در شكل‌دادن به سیاست خارجی این كشور خواهد داشت. در چارچوب این منطق است كه به لحاظ تیرگی پوستی و نام غیرغربی، یكی از كاندیداها ارجح‌تر نگریسته می‌شود. امید این است كه كاندیدای حزب دموكرات به پیروزی در چهار نوامبر رسیده و به كاخ سفید راه یابد. 

فردی كه به كاخ سفید پای خواهد گذاشت با توجه به خطراتی كه آمریكا را تهدید می‌كند به تدوین استراتژی خواهد پرداخت. خطراتی كه این كشور را هدف قرار داده ناشی از جایگاهی است كه آمریكا در صحنه جهانی از آن برخوردار است. تا زمانی‌كه آمریكا موقعیت كنونی خود در قلمرو گیتی است می‌توان انتظار داشت كه تهدیدات از كیفیت متداول برخوردار باشند. بنابراین تا زمانی‌كه ماهیت خطراتی كه آمریكا با آنها روبه‌رو است تفاوتی نكرده است نباید انتظار دگرگونی در عملكرد بین‌المللی این كشور داشت. 

جدا از اینكه چه كسی به قدرت برسد، رئیس‌جمهور آینده آمریكا حفظ منافع حیاتی در خاورمیانه و آسیای مركزی را سرلوحه سیاست خود قرار خواهد داد. كشور چین تا نزدیك به دو دهه آینده تلاش را بر بنیان نهادن زیرساخت‌های اقتصادی قرار داده است و به همین‌ روی بعید به نظر می‌رسد خواهان برهم زدن معادلات سیاسی در شرق آسیا و در درجه دوم در صحنه جهانی باشد. كشور روسیه فاقد اعتبار ارزشی در گستره گیتی و بی‌بهره از ابزار ضروری برای ایفای نقشی فراتر از قاره اروپا به شكلی كارآمد است. اتحادیه اروپا هم به دلایل پرواضح فاقد فرهنگ استراتژیك كه برای ایفای نقش جهانی فراتر از مباحث اقتصادی است، ضروری به نظر می‌آید. پس این آمریكاست كه تا زمان‌ «رسیدن» چین، نقش «ناظم جهانی» را همچنان ایفا خواهد كرد. 

باراك اوباما در صورت پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری از نقطه‌نظر روشی این احتمال را نمایان ساخته است كه ممكن است شیوه‌اش متفاوت با روش رئیس‌جمهور فعلی آمریكا باشد ولیكن از نقطه‌نظر «تصوری» همان عینك كنونی را استفاده خواهد كرد. اما كشورهایی كه امیدوار به تغییر «تصور» آمریكا نسبت به خود در صورت پیروزی باراك اوباما هستند بهتر است به دو نكته حیاتی توجه كنند. 

باراك اوباما پایگاه حزبی خود را در بین لیبرال‌های حزب دموكرات دارد و به همین روی در صورت ورود به كاخ سفید می‌بایستی نظرات و ارزش‌های جناح لیبرال را كاملا در اصولی كه بر آنها در صحنه سیاست خارجی توجه خواهد داشت، ملحوظ كند. اوباما برخلاف بوش، به عنوان یك عضو جبهه لیبرال تاكید بر اشاعه دموكراسی نخواهد داشت بلكه او بر احترام به حقوق تاكید خواهد كرد. 

لیبرال‌هایی كه در صورت پیروزی اوباما نقش تعیین‌كننده در سیاست‌ خارجی آمریكا خواهند داشت به شدت نگاه منفی به حضور ارزش‌های آسمانی به عنوان معیار حكومت‌ها در ارزیابی شهروندان خود و جهت‌دادن به سیاست‌ها نسبت به كشورهای دیگر دارند. البته پرواضح است كه در رابطه با دوستان سعی در معتدل‌كردن آن خواهند داشت ولیكن در رابطه با كشورهایی كه از نظر آنان در تعارض با منافع آمریكا قدم برمی‌دارند آن را به شكلی وسیع به صحنه خواهند آورد. با توجه به اینكه همتایان اروپایی آنان نیز در این مقوله به طور طبیعی گرایش به سوی طیف سیاسی چپ دارند، مخالف با راست كیشی‌مذهبی روش كلیدی در تامین منافع آمریكا خواهد بود. پس باراك اوباما اشاعه حقوق را در تمامی شكل‌های آن و بالاخص حق مخالفت مذهبی را در سیاست‌ خارجی آمریكا وجاهت فراوان خواهد داد. از سوی دیگر برخلاف تصور بسیاری نفوذ اساسی دولت اسرائیل برخاسته از علاقه‌مندی و یا وابستگی فردی در كاخ سفید نیست، بلكه آنچه از نظر سیاسی حمایت از منافع اسرائیل را در آمریكا بسیار حیاتی ساخته، نقش كنگره آمریكاست. 

نفوذ اسرائیل در آمریكا برخاسته از جایگاه شامخ این كشور در بین اعضای كنگره است. برخلاف جمهوریخواهان، روسای جمهور دموكرات برای حفظ قدرت خود از طریق پپاده كردن سیاست‌های به‌شدت وابسته به نگاه مثبت كنگره هستند كه در طول نیم‌‌قرن اخیر به استثنای سال‌های بسیار محدود اكثرا در كنترل دموكرات‌ها بوده است. باراك اوباما با توجه به اینكه فاقد اشتهار ملی است و به جهت اینكه در كارنامه خود كمتر اعتبار قانونگذاری دارد اگر پیروز شود با تفاوت بسیار ناچیزی با رقیب جمهوریخواه خود خواهد داشت، پیش از هر رئیس‌جمهوری در تاریخ مدرن آمریكا تابع و گوش به‌فرمان كنگره خواهد بود. 

پس ریاست‌جمهوری باراك اوباما كه در بخش‌هایی از جهان بسیاری خواهان آن هستند به معنای پررنگ‌تر شدن توجه به منافع اسرائیل به عنوان یك متحد استراتژیك در حیات دادن به اهداف آمریكا خواهد بود. بنابراین آنانی كه به لحاظ درك سطحی و اینترنتی خود از سیاست‌ خارجی آمریكا و ناآشنایی به تاریخ سیاسی و فكری این كشور، پیروزی باراك اوباما را خواهان هستند به منفعت خود دست نخواهند یافت اگر خواست آنان تحقق یابد.