8 تير 1387 ساعت 2:31

تئوری‌های سیاسی و کارویژه‌های یک دولت

پیکار و همگونگی در دولت نهم

روزنامه اعتماد-8 تیر87

«... سیاست؛ سکه یی است دو رویه، یک رویه آن محرک تضاد، ستیزه گری، پیکار و مبارزه است و رویه دیگر آن آشتی، آرامش و همگونگی. هم در آن شر اهریمنی نهفته است و هم خیر اهورایی...»

اگر در تعریف فوق از علم سیاست از قول زنده یاد، استاد دکتر ابوالفضل قاضی که در تحشیه و تفسیری بر «سیاست؛ تصویر ژانوس یا خدای دوچهره» (اثر نویسنده فقید فرانسوی موریس دوورژه) آورده است تاملی داشته باشیم، می بینیم، تنها روی یک طرف این سکه پر زرق و برق می توان نقش و نشانی از «اخلاقیات» متصور بود و آن، رویه اهورایی است که در آن، سیاست به دنبال استقرار نظم و همگونگی با تکیه بر آداب و رسوم اجتماعی، قوانین موضوعه و عرف ها و آموزه های بشری است. در واقع اینجاست که نیاز به اصول اخلاقی مبتنی بر فرهنگ ها، به عنوان بن مایه قوانین حاکم بر جوامع و به منظور تحقق نظم و همگونگی اجتناب ناپذیر می نماید. البته این همگونگی و نظم قانونی می تواند در عرصه یی به وسعت یک اجتماع کوچک گرفته تا اتحاد و ائتلاف میان چند دولت- ملت معنا یابد. اما آنگاه که پای تضاد و جدال برای کسب و حفظ قدرت به میان می آید دیگر سخن راندن از اخلاقیات گزافه است. تأنی در این درجه تعارض، ما را به چرایی تفاوت فاحش تعاریف ماکیاولیستی از سیاست با تعاریف فلاسفه یی چون افلاطون و ارسطو رهنمون می سازد. فی الواقع با تلفیق این دو روی سکه است که می توان میان این تعاریف رابطه برقرار کرد و تعریف ارسطو از سیاست به عنوان ابزاری برای عملی کردن «زندگی خوب» را با خواسته ماکیاولی مبنی بر «لزوم زیر پا گذاشتن اخلاقیات در حکومت داری» پیوند زد.

همچنین ابتکار موریس دوورژه در تشبیه سیاست به تصویر ژانوس یا خدای دو چهره از آن رو است که سیاست، ماهیتاً دووجهی است. یک وجه آن مبارزه برای کسب قدرت است و وجه دیگر آن ابزاری در جهت ایجاد نظم، امنیت و رفاه برای شهروندان. در واقع دوورژه برآن است که قدرت سازمان یافته یا سازمان دولت در عین حال که ابزار تسلط برخی از طبقات بر طبقات دیگر است، وسیله یی است برای تامین نوعی نظم اجتماعی و همگونگی در اجتماع در جهت مصلحت عام.

قرائن نشان می دهد زمانی که دولت کنونی به ریاست محمود احمدی نژاد سکان قدرت را به دست گرفت و بیرق بازگشت به قرائت های ارتدوکسی از انقلاب را برافراشت، اگرچه در مقطع کوتاهی نمایش جذاب استغنای از قدرت را به خوبی به روی صحنه برد، اما دیری نپایید که درخشش رویه نخست سکه سیاست یا چهره پیکار ژانوس، چشمان سیاست ورزان نو ظهور این برهه از تاریخ کشور را نیز خیره کرد و به زودی کارکرد نخست دولت در قالب پروژه یی فراگیر و در جهت فتح مراکز قدرت کلید خورد و هجمه سنگینی علیه گروه های رقیب و مخالف آغاز شد. جالب اینجاست که به رغم آنکه غالباً با پایان یافتن رقابت های انتخاباتی مبارزه برای کسب قدرت نیز تمام شده تلقی می شود، اما این بار انگار اوضاع به گونه دیگری رقم خورده بود. 

برای دولتمردانی که با شرایطی خاص و در وضعیتی غیرمنتظره بر مسند قدرت تکیه می زدند، ضروری می نمود که به منظور تثبیت موقعیت خویش و حضوری طولانی در عرصه حاکمیت، اقدامات اساسی تری انجام دهند. این بود که در غلتیدن برخی از انقلابیون نسل اول به ورطه دنیا گرایی بهانه یی شد تا دولت، صف بندی جدیدی را علیه بسیاری از مدیران و دولتمردان سلف خویش ترتیب داده و به تسویه حساب های گسترده یی در بدنه خود دست یازد. تا اینجای کار یعنی موضع گیری ها و اظهار نظرهای تند در قالب شعار مبارزه با ویژه خواری و مفاسد اقتصادی کاملاً منطبق با اخلاقیات و هنجارهای جامعه و نیاز مفرط توده ها تلقی می شد.لذا به صراحت می توان گفت؛ انقلابیون نسل دوم، در وهله نخست، استراتژی کاموفلاژ یا استفاده از هدف گونه ها (به طور مثال مبارزه با تبعیض و رانت خواری) را برای توجیه هد ف ها برگزیدند. در عین حال مادامی که مختصات دقیقی از اندیشه های احمدی نژاد و دوستان هم داستانش در اذهان عموم ترسیم نشده بود، روش ها و منش هایی از این دست کماکان با اقبال عمومی مواجه بود. حتی تصور اولیه برخی از مفسران سیاسی در ماه های آغازین ریاست محمود احمدی نژاد بر دولت این بود که وی به هیچ روی خود را با مردم در نینداخته است و گویا رقیب او نه مردم- حتی مردمی که دلی نامهربان با ارزش های انقلابی دارند- بلکه نسل اول انقلاب است. 

اما گذشت زمان و سپری شدن نخستین سال از عمر دولت، پرده از حقایق دیگری برداشت. پرداختن به آن روی سکه سیاست در قالب تامین نظم و ایجاد همگونگی و ورود به عرصه های اقتصادی- اجتماعی و اعمال تدریجی سلایق و الگوهای خاص رفته رفته به چالش جدی آنها تبدیل شد. تدبیر عقلای جمع برای توجیه رفتارهای خویش، بر راهبرد فرافکنی مترتب شد. بدین ترتیب که ضمن ابلاغ سیاست های خود به بدنه اجرایی یا بخش های دیگری از حاکمیت و هدایت و کنترل برنامه ها از دور، از پذیرفتن هرگونه مسوولیت در قبال بازتاب این سیاست ها در جامعه شانه خالی کرده یا عواقب نامطلوب آن را متوجه مدیران و مجریان دست چندم خود می کردند. به عنوان مثال، نگاه خاص دولت به مسائل فرهنگی به تحقق و اجرای طرح امنیت اجتماعی انجامید؛ موضوعی که از حساسیت بالایی برخوردار بود چه اینکه روزگاری وی در بحبوحه نطق های تبلیغاتی اش در گفت وگو با رسانه ملی و با همان ادبیات خاص خود اذعان داشته بود که؛ «... آیا واقعاً مشکل جامعه ما تنها دو تار موی خانم هاست؟ آیا مشکل فقر و بیکاری حل شده و مشکل ما فقط نحوه لباس پوشیدن جوان هاست؟ نه واقعاً اینه؟؟...» لذا به نظر می رسید بهترین و ساده ترین راه تبری جستن از آنچه نارضایتی عموم را به دنبال داشت، انداختن توپ از سوی مشاوران رئیس جمهور به زمین متولیان اجرای طرح باشد، اقدامی که بلافاصله با عکس العمل فرماندهان پلیس کشور مواجه شد تا به اطرافیان رئیس جمهور یادآوری کنند که طرحی که آنها اصرار دارند به پای احمدی نژاد نوشته نشود، طی سه جلسه با حضور وی مصوب شده و توسط شخص ایشان برای اجرا به ناجا ابلاغ شده است. 

در حوزه اقتصاد نیز همچون چالش های پرشمار تدبیر فرافکنی برای رهایی از موج انتقادات و توجیه معضلات موجود بوده است. وقتی سیاست های انبساطی اقتصادی دولت سبب افزایش بی سابقه تورم و رشد بی رویه نقدینگی شد،تنها دفاعیه رئیس جمهور و دوستانش، دست اندازی پنهان مخالفان و دشمنان دولت در منابع کشور و مانع تراشی مافیای اقتصادی و این اواخر خیانت برخی دوستان در بدنه اقتصادی دولت عنوان شد. پاسخی که نزد افکار عمومی چندان قانع کننده نمی نمود و تکرار آن رفته رفته در محافل رسانه یی فرضیه یی نخ نما شده و رنگ و رو باخته را تداعی می کرد. 

این در حالی بود که استدلال منتقدان اقتصادی در به چالش کشیدن برنامه های دولت به عنوان عامل اصلی نا بسامانی ها از دید مردم منطقی به نظر می رسید و به تدریج ضعف های مدیریتی موجود بر همگان محرز شد.چنان که در آغاز این گفتار نیز اشاره شد، در توصیف ماهیت دوگانه سیاست، به دو کارکرد متفاوت از دولت برمی خوریم. کارکرد نخست، با عنصر مبارزه برای کسب قدرت شناخته می شود که طبیعتاً در آن صحبت از ضرورت رعایت اخلاقیات و هنجارها موضوعیت ندارد. اما در تحقق رویه دیگر سیاست که همان اجرای کارویژه رفاهی یا وجه همگونه ساز حکومت است و در آن تامین نظم اجتماعی و مصلحت آحاد جامعه مدنظر است، دولت چهره یی اهورایی و آشتی طلب از خود به نمایش می گذارد. این نوع از دیالکتیک ستیز و آشتی کم و بیش در اغلب ساخت های قدرت و نظام های سیاسی به چشم می خورند اما قدری تانی در استراتژی های سیاسی طیف نوظهور اصولگرایان، ما را به این نتیجه مهم رهنمون می سازد که در قاموس این سیاست پیشگان به عکس آنچه شرح آن رفت، مادامی که چهره پیکار سیاست مطرح است با تشبث به توده ها از هنجارها و اخلاقیات به عنوان هدف گونه های کارآمد، به غایت استفاده می شود و آنجا که از وجه همگونه ساز و رفاهی حکومت و رویه آشتی طلب آن سخن به میان می آید، دولت دلی نامهربان دارد. 

نویسنده: رضا حقیقی

کد مطلب : 4585
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ