نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی

خودآگاهی صنفی روحانیت

سرمقاله کارگزاران-16 شهریور 87

16 شهريور 1387 ساعت 10:03

نگرانی مزمنی كه روحانیت شیعه از جدایی دیانت و سیاست داشت و از بابت آن همیشه با بدبینی‌، كنش روشنفكران و سیاستمداران را به نظاره می‌نشست، اینك به نظر می‌رسد با تحركاتی كه در دولت محمود احمدی‌نژاد در سه سال گذشته صورت گرفته و اظهاراتی كه حامیان این دولت داشته‌اند، مصداق عینی به خود گرفته است.
 
آخرین آن به انتشار مطلبی از محمد نوری‌زاد در وبلاگش برمی‌گردد كه به‌گونه‌ بی‌سابقه‌ای قلم از نقد فراتر برده و به بهانه انتقاد مراجع تقلید از سخنان رحیم‌مشایی درباره دوستی با مردم اسرائیل، از مراجع خواسته است كه صرفا به بیان احكام بپردازند و زمام شتر سیاست را به اهلش بسپارند. 

نوشته نوری‌زاد به حدی بر روحانیت گران آمد كه حجت‌الاسلام جمشیدی سخنگوی جامعه مدرسین آن را هتاكی به نهاد مرجعیت و روحانیت دانست و از دیگران نیز خواست كه به آسانی از كنار آن نگذرند. برای روحانیت كه تجربه بیش از یكصد ساله انقلاب مشروطیت و حوادث پس از آن را پیش‌چشم دارد، نوع سخنانی كه بر زبان یك مكلا جاری شده آشناست، هرچند كه این سخنان از جانب یك فرد دین‌دار و انقلابی بر زبان جاری شده باشد. 

روحانیت، زمانی بر این گمان بود كه آنچه زمینه‌ساز حذف دین از ساحت عمومی و سپس راندن آن به حوزه خصوصی جامعه است، به‌وجود آمدن اشكالی از حكومت چون جمهوریت است و اگر شد شكل حكومت ولو با انتقال سلطنت از خاندانی به خاندان دیگر، حفظ شود، دیگر شاهد مشكلاتی چنانكه در تركیه زمان آتاتورك به وجود آمد، نخواهیم بود. اما انتقال سلطنت به خاندان پهلوی و سیاست‌هایی چون كشف حجاب و به‌وجود آوردن لباس یكپارچه و ملی كه به حذف صنف روحانیت منجر می‌شد و... نشان داد كه بیش از هر چیز پایگاه و خاستگاه طبقاتی فرد حاكم است كه او را به اتخاذ سیاست‌هایی خاص ملزم می‌كند و نه شكل حكومت خواه این حكومت سلطنت باشد یا جمهوری. به همین دلیل روحانیت شیعه در 100 سال گذشته هیچگاه نتوانسته‌ است به روشنفكران و سیاستمدارانی از جنس رضاخان و مصدق یا حتی در نوع انقلابی و مذهبی آن همچون میرحسین موسوی اعتماد كند و همواره در مسائل مختلف اجتماعی، دینی، سیاسی و اقتصادی دیدگاه خاص خود را داشته است. 

وجود این دیدگاه در میان روحانیت اعم از مترقی یا سنتی آن از خودآگاهی صنفی دلالت می‌كند كه نظیر آن را در كمتر طبقه و نهاد مدنی بومی و ریشه‌داری می‌توان یافت. تنها بازار به‌عنوان نهادی صنفی و ریشه‌دار است كه در این زمینه توان همسری با روحانیت دارد و بی‌دلیل نیست كه این دو از دیرباز از استوانه‌های استوار سنت در ایران بوده‌اند و تحولات سیاسی و اجتماعی زمانه اگرچه توانسته است قدرت آنها را به چالش بكشد اما هیچگاه نتوانسته، این دو را از هم جدا كند. 

در 100 سال گذشته تاریخ سیاسی ایران همواره میان روشنفكران، بازار و روحانیت در همسویی یا تعارض با ركن اصلی سیاست یعنی حكومت،‌ پیوندهایی بوده است. اما در اغلب مقاطع شاهد پیوند همسویی یا شكاف میان بازار و روشنفكران یا روحانیت و روشنفكران بوده‌ایم ولی رابطه روحانیت و بازار همواره بر الگوی همسویی افكار و منافع استوار بوده است. بازار حتی در اشكال نسبتا مدرن خود كه منافع پیوند با روحانیت واقف بوده و متقابلا روحانیت نیز به بازار اعتماد كامل داشته است، بی‌جهت نیست كه جمعیت موتلفه اسلامی به‌عنوان تشكلی كه طیف سنتی و صنفی بازار را نمایندگی می‌كند به صراحت می‌گوید كه رئیس‌جمهور روحانی را بر گزینه‌ای هم‌سنگ ولی غیرروحانی ترجیح می‌دهد. 

در شرایط فعلی روحانیت و بازار بیش از گذشته به لزوم این هم‌پیوندی وقوف یافته‌اند. این امر نشان از واقعیتی ستبر در تاریخ معاصر ایران دارد كه خود می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد و تحكیم نهادهای مدنی برای مقابله با زیاده‌خواهی‌های دولت و نهایتا مهار آن برای ایجاد یك نظام دموكراتیك باشد. 

این واقعیت چیزی نیست جز آن كه بپذیریم جامعه ایران جامعه‌ای دینی است كه ریشه در سنت دارد و در این جامعه دینی همچنان كه از مشخصه‌های بارز هر دینی است روحانیت جایگاه انكارناپذیری دارد و از كاركردهایی برخوردار است كه تا آن دین وجود دارد، نمی‌توان از این كاركردها غافل شد و آن را به كناری وانهاد، هرچند كه این كاركردها جذب وجوهات شرعیه باشد كه اتفاقا موضوع اصلی انتقاد آن فیلمنامه‌نویس حامی احمدی‌نژاد است. زیرا گرفتن این كاركردها از روحانیت عملا زمینه‌های استقلال آن را در برابر حكومت از بین خواهد برد. استقلالی كه ویژگی بارز روحانیت شیعه است و حتی مقام رهبری سال گذشته نیز مخالفت خود را با سلب استقلال حوزه‌ها و دولتی شدن آن ابراز داشته بود. 

امروز روحانیت حفظ این استقلال را شرط لازم حضور خود در عرصه سیاست و پیوند میان سیاست و دیانت می‌داند و طبیعی است زمزمه مخالفت با استقلال روحانیت و مراجع از حكومت از هر ناحیه‌ای سر داده شود، حق طبیعی مشاركت همه شهروندان در سیاست را كه دین‌داران و روحانیان هم جزء لاینفك آن هستند نادیده گرفته است. 


نویسنده: مهران كرمی