گفتمان اصلاحي امروز بايد بر دو محور اساسي بازسازي و ساماندهي شود؛ مبارزه با روند تحجر و قشريگرايي و مظاهر مختلف آن و تبيين، بازسازي و احياي آرمانهاي انقلاب و انديشههاي امام(ره) و اسلامي كه امام منادي آن بود.
گفتمانها براساس نيازها و ضرورتهاي تاريخي جامعه ساخته ميشوند.در هر مقطع زماني گفتمانها با جلوه خاص و متناسب با اقتضائات و شرايط آن مقطع ظهور ميكند و در واقع گفتمانها يا به طور طبيعي فارغ از اراده سازمان يافته و يا با اراده و برنامهريزي جريانهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي در فضاي جامعه جريان و حاكميت مييابند. گفتمان غالب مظهر خواسته عمومي و سرشار از انرژي براي تحقق خواستههاست براي گفتمانسازي سه شرط اصلي لازم است.
اين سه شرط عبارتاند از اين كه؛ گفتمان بايد مبتني بر خواسته عمومي باشد، نسبت آن با لايههاي جامعه به گونهاي باشد كه به تسخير افكار عمومي و جذب وسيع و عميق آن منجر شود و انرژي لازم براي تحقق خواسته عمومي را آزاد كند و شرط سوم اينكه در برابر گفتمانهاي مخالف و رقيب توان مقاومت داشته باشد و بر آنها فائق آيد.
شرايط امروز جامعه ايران نگراني وسيعي را به ويژه در بين نخبگان برانگيخته است. گرچه اين نگراني درعرصه اقتصاد، جلوه آشكارتر و بارزتري دارد، اما ريشه مشكلات عميقتر و جديتر ازآن چيزي است كه در عرصه اقتصاد رخ نموده است؛ در واقع روند ناهنجار و نگران كننده اقتصاد كشور نيز مستقيما ريشه در مشكلات ديگر دارد. ميتوان ريشه مشكلات را در موارد متعددي جستوجو كرد؛ حاكميت افكار و عقايد غير واقعي و مبتني بر توهم و خومداري در بخشهايي از مديريتها، ضعفها يا فقدان نهادهاي مدني قدرتمند، ضعف يا فقدان رسانههاي منتقد و در مقابل وجود رسانههاي فراگير و قدرتمند يك سويه، عدم پاسخگويي نسبت به برخي اقدامها و تصميمها، روند تخريب و تضعيف اقليت و برخي اقدامهاي مخدوش كننده قانونگرايي از اين جمله هستند.
در يك كلام ميتوان گفت چالشهاي عمده و اساسي مربوط به مجموعه افكار، عقايد، اقدامها و گفتمانهايي است كه بين آموزهها و آرمانهاي تاريخي جامعه ايران، به ويژه آرمانهاي انقلاب و امام(ره) فاصله انداخته و مياندازد و درصدد كم رنگ كردن و حذف آن از جامعه است. جامعه نوين ايران پس از انقلاب كه با نفي سلطه و ماديگرايي، و رويكرد توسعه و تعالي بر مدار دين و معنويت در دنياي مدرن شكل گرفت، چهرهاي از عقلانيت و دينمداري و هويت را برگزيد و به نمايش گذاشت كه با اين اهداف و آرمانها سازگار بود، اما دستهايي در تكاپوي ايجاد بدعت و تحريف در دين و معنويت، و ارايه چهره غيرعقلاني و متحجرانه از آناند كه آتش در خرمن عقايد اصيل و پويايي دين مياندازد. جامعه امروز ايران گاهي با افكار و اعمالي مواجه است كه به جاي تحقق آرمانها و آموزههاي امام و انقلاب، در پي تحريف و استحاله آنهاست.
دامن زدن به چالش سنت و مدرنيته و فاصله گرفتن با عقلانيت و شرايط و اقتضائات جديد، در دستور كار برخي جريانهاي سياسي و فرهنگي قرار گرفته است. به نظر ميرسد امروز مهمترين وظيفه دلسوزان جامعه، به ويژه اصلاحطلبان مبارزه با اين جريان و روند خطرناك و افشاي ابعاد و جلوههاي آن است. با اندكي تامل آشكار ميشود كه با فعالتر شدن اين جريان، هيچ يك از آموزههاي اسلامي و آرمانهاي اسلامي در جامعه ايران امكان بروز و ظهور نخواهد يافت، به عكس، خرمن آرمانها و آرزوها نيز در آتش تعصبات جاهلي خواهد سوخت و خاكستر سرد ناكامي و ياس بر جاي خواهد ماند. گفتمان اصلاحي امروز بايد بر دو محور اساسي بازسازي و ساماندهي شود" اين دو محور " مبارزه با روند تحجر و قشريگرايي و مظاهر مختلف آن و تبيين، بازسازي و احياي آرمانهاي انقلاب و انديشههاي امام(ره) و اسلامي كه امام منادي آن بود .
اين گفتمان بايد نسبت خود را با اقشار مختلف جامعه ايران به ويژه طيفهايي كه قربانيان مستقيم هجوم جريان تحجر و قشري گرايياند به گونهاي برقرار كند تا بتواند به لايههاي دروني آنان كه عميقا خواهان اعتلا و معنويت است، نفوذ كند و گنجينههاي عقلانيت آنان را متجلي سازد. آنگاه نهضت آگاهي و آزادي از بند تعصبها و خودمداريها بر پا شده و جامعه شايسته و فرهيخته ايراني باز بر مدار صلاح و سواد قرار خواهد گرفت.
به نظر ميرسد روشنفكران، انديشمندان، نخبگان و فرهيختگان سياسي ، اجتماعي و فرهنگي جامعه براي دستيابي به دموكراسي و افق معنويت و جامعه مدني، چارهاي جز مهندسي همه جانبه براي برپايي اين گفتمان و ترويج و تحكيم آن ندارند.
کد مطلب : 4378