داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی
حاشيه چيست، متن كدام است!؟
سرمقاله آفتابیزد-3 شهریور 87
3 شهريور 1387 ساعت 11:09
در يكي دو سال اخير، مردم چند بار اين سخن را از مسئولان دولت نهم و رئيس آن شنيدهاند كه <دولت نهم بدون توجه به حاشيهها و جوسازيها، وظايف خود را انجام ميدهد.> آنچه كه توسط مسئولان دولتي مورد تاكيد قرار ميگيرد، بازگويي تجربه موفق كشورهاي پيشرفته ميباشد به طوري كه امروزه سران بعضي دولتها كه آنها را فاقد اخلاق و مباني اعتقادي ميدانيم نيز همه روزه با انتقادات، حملات و فضاسازيها مواجه ميشوند، اما بدون آنكه در مقام پاسخگويي برآيند كار خود را انجام ميدهند. البته هم شعارها و ادعاهايي كه توسط سياستمداران ايراني مطرح ميشود با شعارهاي سياستمداران در ساير كشورها متفاوت است و هم رسالتي كه كارگزاران حكومتي ايران براي خود قائل هستند اختلاف قابل توجه با انگيزههاي سياسي و حكومتي در آن كشورها دارد. اما به هر حال از نظر مباني مديريتي، تمركز بر وظايف و بي اعتنايي به حاشيه سازيها، نكته مشتركي است كه مديران موفق با هر ديدگاه سياسي و عقيدتي به آن پايبند هستند و اگر سياستمداران ايراني نيز اين تجربه موفق را مدنظر داشته باشند دستاوردهايي براي مردم و موفقيتهايي براي خود حاصل خواهند كرد.
با عبور از اين مقدمه، اكنون ميتوان به بررسي ميزان تطبيق عملكرد مسئولان دولتي با شعار <بي توجهي به حاشيهسازيها> پرداخت و اين سوال را مطرح كرد كه آيا واقعا آنچه بيش از هر چيز مورد توجه مسئولان دولتي ميباشد وظايف آنهاست و نكاتي كه از كنار آن عبور ميشود، حاشيه و فضاسازي است؟ نگارنده، مدعي است كه در شناسايي متن و حاشيه، يك جابجايي ناخودآگاه – و شايد آگاهانه – به وجود آمده است. به طوري كه در بسياري از موارد، امور مهم و سرنوشت ساز از نظر مردم و كارشناسان، از نظر برخي مسئولان دولت نهم، حاشيه سازي تلقي ميگردد. همين تلقي، ظاهرا مسئولان دولتي را قانع ميكند كه از هر گونه پـاسـخـگـويـي خـودداري نـمـايـنـد. مـثـلا در سـه سـال اخـيـر، بـرخـي تصميمگيريهاي اقتصادي دولت، عدهاي از كارشناسان را نگران كرد و نسبت به اين تصميمها و پيامدهاي احتمالي، هشدار دادند. بسياري از مردم نيز در زندگي روزمره خود، صحت هشدارها را لمس كردند، اما ظاهرا از ديدگاه مسئولان دولتي، اين مسائل تنها حاشيهسازي بود و نيازي به پاسخگويي يا اعتنا به آنها وجود نداشت.
دو سال پيش كه دولت تصميم به انحلال سازمان مديريت و ادغام برخي شوراهاي عالي گرفت نيز همين وضعيت تكرار شد. اين دو تصميم دولت، تاثير قابل توجهي بر امور جاري و شرايط آينده كشور داشت و اعتراض به اين تصميمها تا بالاترين سطوح قوه قضائيه و مجلس نيز كشيده شد در عين حال برخورد دولت با اين اعتراضها نيز از مواجهه با <حاشيهها> فراتر نرفت.
در دو سال اخير همچنين برخي قراردادهاي بزرگ اقتصادي به ويژه توافقنامههاي بزرگ و درازمدت براي صادرات گاز ايران به ساير كشورها، بازتابهاي همراه با نگراني در داخل كشور داشته است. از يك سو يك مقام عاليرتبه پيشين در وزارت نفت، نگراني خود درخصوص مكانيزم قيمتگذاري در يكي از قراردادهاي بزرگ را اعلام نموده است و از سوي ديگر، مراكز رسمي همچون مركز پژوهشهاي مجلس، به صراحت هشدار دادهاند كه حداقل تا ده سال آينده، گاز مازاد در كشور وجود ندارد كه بتوان براي صادرات آن برنامهريزي كرد. اين مركز همچنين هر گونه ايجاد تعهد براي صادرات را منجر به اخلال در روند تزريق گاز به چاههاي نفت و افت راندمان اين چاهها دانست كه به معناي تحميل هزينههاي سنگين مالي به مهمترين منبع درآمدي كشور ميباشد. اما اين هشدار مهم نيز حتي به اندازه يك خبر حاشيهاي، واكنش مسئولان دولتي را به دنبال نداشت.
نمونههاي ديگري در عرصههاي سياسي، بين المللي و مديريتي ميتوان ارائه كرد كه حجم اظهار نگراني ها و انتقادات كارشناسان، نمايندگان مجلس و گروههاي سياسي، نشان از اهميت و سرنوشت ساز بودن آنها داشت. حتي اگر مسئولان دولتي اين اظهارنظرها و انتقادات را فاقد مباني كارشناسي و علمي مي دانستند، موظف بودند با پاسخگويي علني، نگرانيهاي ايجاد شده – واقعي يا مصنوعي– را برطرف نمايند. عدم پاسخگويي به اين موضوعات، عليرغم توجه عمومي به آنها در حالي صورت ميگرفت كه در همين مدت، سوژههايي با اهميت كمتر و كاملا حاشيهاي، واكنش سريع مقام هاي دولتي را به دنبال داشت.
مثلا چند ماه پيش، رئيسجمهور از نقشه امريكاييها براي ترور او در سفر عراق خبر داد. نحوه بيان اين خبر، انتقاداتي را به دنبال داشت كه در ميان منتقدان، افرادي از جناحهاي گوناگون حضور داشتند. اما به هر حال با قاطعيت ميتوان گفت كه اصل خبر و واكنشهاي داخلي آن، نسبت به بسياري از تحولات اقتصادي، سياسي و بينالمللي كشور، يك موضوع حاشيهاي تلقي ميشد. در عين حال، رئيس جمهور شخصا در برابر بعضي از منتقدان، موضعگيري كرد و آنها را بلندگوي امريكا ناميد.
همچنين در سه سال اخير، تعدادي از همكاران رئيسجمهور از هر فرصتي استفاده كردهاند تا اتهاماتي را متوجه مديران سابق كشور نمايند يا به اظهارنظرهاي مكرر و صددرصد حاشيهاي نسبت به مباني سياسي گروه رقيب – اصلاحطلبان– بپردازند. اعتراض به بعضي سفرهاي خارجي هم به جاي پاسخگويي براساس دستاوردهاي سفر، با اين گونه پاسخهاي حاشيهاي مواجه شده است كه <منتقدان، تنگنظر هستند يا به موفقيتهاي دولت، حسادت ميكنند.>! براي واكنشهاي تند مقام هاي دولتي در برابر انتقادات حاشيهاي، ميتوان نمونه هاي ديگري هم ارائه كرد و سپس به مقايسه دو گروه از سوژههاي مورد بحث در اين سرمقاله، پرداخت. اين مقايسه نشان ميدهد در بسياري از امور، جاي حاشيه با متن تغيير كرده و دولتمردان نيز به حاشيهها بيش از موضوعات اصلي توجه ميكنند.