جنبش اصلاحات با روی كارآمدن “ سیدمحمد خاتمی “ در ایران پای در عرصه فعالیت نهاد . این جنبش به لحاظ ساختاری و فكری یك جبهه ناهمگون و نامتجانس است. در ائتلاف اصلاحطلبان افراد و گروههایی از نهضت آزادی ،جبهه ملی ،جبهه مشاركت ،مجمع روحانیون مبارز ،كارگزاران سازندگی و اعتماد ملی ،مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و... حضور دارند.
شكاف و اختلاف در جبهه اصلاحات پس از پیروزی سید محمد خاتمی بهعنوان رئیس جمهور آغاز شد و در دوره دوم ریاست جمهوری ایشان به اوج رسید . این اختلافات كه بعضا بنیادی و راهبردی است به انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری نیز كشیده شد به طوری كه در این جبهه ما شاهد كاندیداهایی چون مهدی كروبی، مصطفی معین و مهرعلیزاده برای این دوره از انتخابات بودیم.
اختلافات و نزاعها حتی منجر به صف بندی جدید در این جبهه گردید به طوری كه طیف سنتی و مذهبی اصلاحطلبان به سمت آقای كروبی و عناصر رادیكال و افراطی از مصطفی معین حمایت كردند. این دو طیف حتی در گفتمان دچار تعارض شدند به طوری كه برخی این روند را آغاز فروپاشی جریان اصلاحطلبان در ایران تلقی كردند. پس از برگزاری انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری دامنه این اختلافات به اوج خود رسید . استعفای حجتالسلام كروبی از دبیری مجمع روحانیون مبارز و تشكیل حزب اعتماد ملی ،افزایش روند انتقادها توسط طیفهای نزدیك به حجتالاسلام كروبی چون همبستگی، جبهه مردمی اصلاحات و ... از عملكرد سازمان مجاهدین و حزب مشاركت بخصوص در بحث وزرا و عملكرد مجلس ششم و اقدامات افراطیون یك ائتلاف جدید به رهبری اعتماد ملی در برابر تندرویهای مجاهدین و مشاركت شكل گرفت.
دامنه این اختلافات به انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی كشانده شد .به طوری كه در آستانه این انتخابات ما شاهد چند ائتلاف در جریان اصلاحات بودیم. وجه اشتراك همه این ائتلافها ،شكست سنگین از اصولگرایان كه با نام جبهه متحد اصولگرایان به میدان آمده بودند را میتوان عنوان كرد. شكستهای پی در پی اصلاحطلبان در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی انتقادات را از رادیكالیستهای اصلاحطلب افزایش داده است به طوری كه علت ناكامی اصلاحطلبان را به عملكرد آنها در قدرت چه در قوه مجریه و چه در قوه مقننه نسبت میدهند. اصلاحطلبان در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری برآنند تا با سرپوش نهادن بر این اختلافات و چند پارگیها وانمودكنند كه به ائتلاف واحد و وحدت نزدیك هستند. آنها حتی حاضر شدهاند برای تحقق این مهم همه سرمایه خود را كه حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی است به میدان بیاورند.
استارت زودهنگام انتخابات ریاست جمهوری و طرح كاندیداتوری حجتالاسلام خاتمی برای غلبه بر این فضا و عبور از این چالشها طراحی شده است. این درحالی است كه همه كارشناسان سیاسی امكان ائتلاف واحد را در جبهه اصلاحات با توجه به این ناهمگونی و مطالبات ادعایی بسیار ضعیف میدانند و حتی درصورت ائتلاف یكپارچه و به مصداق رسیدن در خصوص آقای خاتمی و باز در صورت فرض پیروزی ایشان وی قادر به جمع كردن و به وحدت رساندن خواست و نظر اصلاحطلبان نخواهد بود لذا برخی كاندیداتوری خاتمی را یك خودكشی سیاسی در شرایط كنونی ارزیابی مینمایند و معتقدند در صورت شكست آقای خاتمی باید دیگر فاتحه كل اصلاحات را خواند.
كارشناسان معتقدند با توجه به مجموعه تحولات داخلی و خارجی امكان كاندیداتوری آقای خاتمی بسیار ضعیف خواهد بود امری كه خاتمی به طرفداران خود گوشزد كرده است آنچه خاتمی را در عدم كاندیداتوری برای انتخابات دهم ترغیب نموده است عدم اقبال مردمی است . شاید آقای خاتمی عدم اقبال مردمی به خود را از طریق شكست طرفداران خود كه در انتخابات هشتم با نام “ یاران خاتمی” پای در میدان رقابت نهاده بودند گرفته باشد. از دیگر دغدغههای خاتمی عدم یكپارچگی و عدم دسترسی به ائتلاف را میتوان برشمرد كه شاید حدس درستی باشد. اعلام زودهنگام كاندیداتوری حجتالاسلام كروبی گویای این فرضیه بود و به درستی میتوان گفت كه كاندیداتوری كروبی پایان ائتلاف اصلاحطلبان را در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری كلید زده است .
كروبی استقلال عمل و رویكرد خود را در انتخابات مجلس هشتم نشان داده است هر چند وی در این عرصه ناكام مانده اما برخی معتقدند كه اقدامات وی حداقل اثرش در فضای سیاسی ایران نهادینه كردن فرهنگ “ تحزب” بود. واكنش به كاندیداتوری حجتالاسلام كروبی از سوی اصلاحطلبان رادیكال با تندی و بعضا توهین همراه بوده است . سازمان مجاهدین انقلاب اعلام كرده است كه حاضر هستند با كروبی در هر زمینهای به جز كاندیداتوری وی برای ریاست جمهوری ائتلاف نمایند. در كنار كاندیداتوری حجتالاسلام كروبی طرح كاندیداتوری عبدالله نوری از سوی رادیكالیستها مطرح شده است .
موضوعی كه نه تنها از سوی نوری مورد اقبال واقع نشده و آن را جدی ندانست آگاهان در همان مراحل اولیه آن را ابتر ارزیابی نمودند. البته كارشناسان سیاسی طرح كاندیداتوری آقای نوری را به وجود عناصر تندرو نسبت میدهند كه از وقایع و شكستهای اخیر اصلاحطلبان هنوز درسی نگرفتهاند به لحاظ رویكردی مهم و نشان از شكاف و اختلاف ارزیابی مینمایند. در كنار دیدگاهها و مواضع تندروهای مشاركت و مجاهدین طیفهای میانه اصلاحات و اعتماد ملی نمیتوان از دیدگاههای كارگزاران سازندگی غفلت كرد .
برخی از كارشناسان معتقدند طیفهایی در درون كارگزارن سازندگی با كاندیداتوری خاتمی مخالف هستند كه در این رابطه بهمواضع و دیدگاههای آقای كرباسچی شهردار اسبق تهران میتوان اشاره كرد. برخی از كارگزاران معتقدند كه فضا و شرایط كنونی خوشایند اصلاحطلبان نیست لذا باید به سراغ فرد یا افرادی رفت كه امكان همراهی طیفی از اصولگرایان را نیز داشته باشد. آنها حجتالاسلام دكتر حسن روحانی دبیر سابق شورای امنیت ملی و بعضا ولایتی را گزینههای مناسبی برای این كار میدانند.
البته در درون جبهه مشاركت و مجاهدین در كنار طرح كاندیداتوری آقای خاتمی بحث كاندیداتوری دكتر محمدرضا عارف معاون اول خاتمی را نیز دنبال مینمایند به طوری كه برخی از نزدیكان خاتمی چون مرتضی حاجی در ستاد انتخاباتی وی فعال هستند. كارشناسان طرح كاندیداتوری عارف را نشانه عدم كاندیداتوری آقای خاتمی ارزیابی مینمایند. آنچه از مباحث مطرح شده میتوان نتیجه گرفت آن است كه اصلاحطلبان به پایان ائتلاف نزدیك شدهاند و امكان وحدت و همگرایی آنها به شدت كاهش یافته است. در كنار این چالشها كه مورد اشاره قرار گرفت عدم اقبال عمومی را نیز میتوان لحاظ نمود .
مجموعه شواهد و قراین حكایت دارد از آن داردكه اصلاحطلبان در انتخابات دهم ریاست جمهوری حداقل با سه گزینه چون خاتمی، عارف، كروبی و یا روحانی و... به میدان خواهند آمد.
نبایداز مجموعه تحولات اردوگاه اصولگرایان نیز غفلت كرد زیرا تغییر و تحولات در این مجموعه بر ائتلاف یا چند پارگی در جریان اصلاحات تاثیرگذار است .
نصرت الله حیدری
کد مطلب : 6618