2 شهريور 1387 ساعت 7:43

اراذل و اوباش چه كسانی هستند؟! [پیام فضلی‌نژاد]

روزنامه کیهان-2 شهریور 87

روز دوشنبه، 28مرداد 1387، «كانون مدافعان حقوق بشری» كه شش سال است بدون مجوز قانونی توسط «شیرین عبادی» اداره می شود، نشستی فوق العاده را با عنوان «اتهامات وارده» برگزار كرد. «شیرین عبادی» در آن نشست مدعی شد كه اگر به قتل برسد، روزنامه «كیهان»، مسئول آن است و یكی از مدعیان اصلاح طلبی نیز در همین جلسه گفت كه آقای حسین شریعتمداری پشت همه این تهدیدات و تهمت ها است!!! چهره های موسوم به اصلاح طلب چون «ابراهیم یزدی» (دبیركل گروهك نهضت آزادی)، حسن یوسفی اشكوری (روحانی خلع لباس شده)، هادی اسماعیل زاده (سارق اسناد زندان اوین در بدو انقلاب) و... در آن نشست انگشت اتهامات خود را به سوی روزنامه های متعهد گرفتند و بیانیه ای صادر كردند مبنی بر این كه چرا رسانه هایی مانند روزنامه «كیهان» به پشت صحنه فعالیت های طایفه اپوزیسیون می پردازند و آشوب به راه می اندازد. در آخر هم از قوه قضائیه خواستند تا این رسانه ها را تعطیل و نویسندگان آن را ساكت كند! 

این نخستین بار نیست كه «شیرین عبادی»، حكم به خفه كردن رسانه های متعهد و ساكت كردن صدای اعتراضی مردم انقلابی می دهد و آنان را «آشوبگر» می خواند. 

خشم و نفرت «شیرین عبادی» از زنان و مردان مسلمان ایران و رسانه های انقلابی ریشه ای دیرینه دارد. سال 1356، در روزهایی كه قیام زنان و مردان انقلابی شهر مقدس قم (قیام 19 دی) وحشیانه سركوب شد، شاید كمتر كسی سخنرانی های «شیرین عبادی» را به یاد داشته باشد، سخنرانی هایی كه او در آن از انقلاب و انقلابیون مسلمان ایران ابراز «تنفر و انزجار» كرد و گفت كه حاضر به «جانبازی» در راه شاهنشاه آریامهر است. 

روز 17 دی ماه 1356، روزنامه «اطلاعات» نوشتاری را منتشر كرد كه در آن ساحت قدسی امام خمینی(ره) به سخره گرفته شد. هراس از خشم و كینه انقلابی ایرانیان چنان بود كه آن نوشتار با نام مستعار «احمد رشیدی مطلق» به چاپ رسید. آن هراس البته گریبان بسیاری از صاحب منصبان و وابستگان طاغوت را گرفته بود و آنان را به پس پستوهای امن رانده بود، چنان كه اغلب «هویت حقیقی» خود را پنهان می كردند. 

آن روزها، نشریات و روزنامه های وابسته به دربار پهلوی، در اخبار و گزارش های خود «قیام» مردم ایران را «آشوب» می خواندند و «انقلابیون» را «اراذل و اوباش» نام می دادند. گزارش های روزنامه های «رستاخیز»، «آیندگان»، «اطلاعات»، «كیهان» و... اغلب با چنین دستورالعمل تبلیغاتی ای تحریر می شد و البته كمتر نویسنده ای جرأت داشت تا امضاء و نام خود را پای آن گزارش های پر ازجعل و دروغ بگذارد. 

اما، «شیرین عبادی» در آن هنگامه خفقان و اختناق، گویی بیمی نداشت تا آشكارا رودرروی زنان مسلمان انقلابی ایران بایستد و آنان را به باد فحاشی بگیرد، چراكه وامدار «شاهنشاه آریامهر» بود! عبادی كه فرزند رئیس اداره ثبت همدان بود از نخستین زنانی بود كه در سیستم هزار فامیل و امنیتی دادگستری طاغوت، توانست پله های ترقی را بالا رود. او كه تنها 6 سال پس از اخذ مدرك كارشناسی حقوق قضایی از دانشگاه تهران، در سال 1354 به ریاست شعبه 24 دادگاه شهرستان تهران رسیده بود مسئولیت «كمیته زنان دادگستری» را نیز در كارنامه سیاه خود داشت، كمیته ای كه تحت نفوذ یك وزیر مشاور «بهایی» در كابینه هویدا به نام «مهناز افخمی» اداره می شد كه اكنون نیز در ایالات متحده رئیس بنیاد «اشرف پهلوی» و از دوستان عبادی است. 

مناسبات عبادی با این طایفه از زنان چنان بود كه او شهوت دستیابی به مناصب فرادست قضایی را در سر می پروراند و رژیم طاغوت، وعده رسیدن ریاست كل دادگاه های شهرستان تهران را به این قاضی داد؛ قاضی ای كه خود را «پیشمرگ شاه» می دانست! 

از این رو، هنگامی كه دی ماه 1356، محمدرضا شاه كشتار وحشیانه مردم مسلمان و مظلوم را آغاز كرده بود، «شیرین عبادی» راهی یكی از تالارهای مهم پایتخت شد تا در یك سخنرانی برای زنانی كه اغلب آنان از حامیان سلطنت و از وابستگان رژیم پهلوی بودند، شاه و سیاست های رژیم پهلوی را بستاید. در روزهای خونین انقلاب اسلامی، آن طایفه از زنان در تالاری گردهم آمده بودند تا عبادی برایشان از «انقلاب شاه و ملت» (انقلاب سفید) بگوید؛ انقلابی كه جوهرش بر پایه «ایده رفرم در غرب» و برای پیشگیری از جوشش آتشفشان انقلابی مردمی در ایران بود. 

سخنرانی «شیرین عبادی» كه آغاز شد، او از نقش زنان در پیشبرد «انقلاب شاه و ملت» گفت و تاریخی مجعول را كه اغلب ساخته و پرداخته فراماسونرها و بهائیان بود، روایت كرد. سپس به نقش «شاه» رسید. چشم هایش را به روی جوشش و شراره انقلاب اسلامی ایران نه تنها بست، بلكه زنان و مردان انقلابی را عده ای آشوب طلب و ماجراجو خواند كه دست به توطئه علیه استقلال و حاكمیت ایران زده اند. «شیرین عبادی» نه تنها انقلابیون را آشوب طلب خواند، بلكه گفت كه آنان وابستگان به بیگانه اند كه تحركات ضدایرانی دارند. او می كوشید تا در جمع زنان سلطنت طلب و بهایی، از مردم ایران كه جانشان از فسق و فساد حكومت پهلوی به لب آمده بود، چهره عده ای جاسوس و وابسته به بیگانگان خلق كند. 

«شیرین عبادی» سخنرانی اش را به عربده های پراز «تنفر و انزجار» علیه زنان و مردان انقلابی ایران محدود نكرد. او كوشید تا ستایش از «محمدرضا شاه» را به اوج رساند و گفت كه مراتب حق شناسی خود را به پیشگاه شاهنشاه آریامهر اعلام می كند و حاضر به «جانبازی» در راه «محمدرضا شاه» است. 

همه این ها، در روزهایی بود كه سنگ فرش خیابان های ایران، رنگین از خون زنان و كودكانی بود كه «شیرین عبادی» آنان را مشتی عامل اجنبی و آشوب طلب می خواند. روزهایی كه پدران و مادران ما زیرچكمه های دژخیمان پهلوی لگدمال می شدند، اما شهوت قدرت چنان عبادی را كور كرده بود كه تجاوز به «حقوق زنان» و «حقوق كودكان» را نمی دید؛ حتی وقعی هم به آن حقوق بشر آمریكایی كه برای فروكش كردن كینه انقلابی مردم جعل شده بود، نمی گذاشت. 

امروز، به نام آن انقلابیون كه خویشان حقیقی ما هستند و به نام مقتدایمان، امام خمینی(ره) دادخواهی می كنیم كه چرا یك «ملت مسلمان» را عامل اجنبی خواندید و «انقلاب» آنان را «آشوب طلبی» خطاب كردید؟! چرا امروز هم، پشت به این ملت، پشت به این مكتب، سر سفره اربابان آمریكایی تان نشسته اید و همچنان از «اراذل و اوباش» واقعی كه همجنس بازان، بهائیان، روسپیان، تروریست ها و اشرار خیابانی هستند، دفاع می كنید؟! 

خانم عبادی» اراذل و اوباش، این «ملت» نیستند كه سالها به پای آرمان و ایدئولوژی خود خون دادند. اراذل و اوباش كسانی هستند كه عدالتخواهی و استكبارستیزی یك ملت انقلابی را تاویل به «شورش عده ای از عوامل اجنبی» می كنند و آن را «ارتجاع سیاه» می خوانند. انقلابیون پاكباخته ای كه فخر و فضیلتشان تنها مبارزه برای اسلام و قرآن بود را «آشوب طلب» خواندن، اصلاحات آمریكایی را به نام «انقلاب شاه و ملت» ستودن، در اوج انقلاب اسلامی خود را آماده جانبازی (1) برای محمدرضا شاه دانستن و پس از دوم خرداد 1376 نیز، انواع گروهك هایی تحت عنوان كمپین های زنانه را برای توزیع و ترویج فحشا، دفاع از همجنس بازان، بهائیان و روسپیان تاسیس كردند، همه اینان مصداق آشوب طلبی و شرارتی است كه شایسته طرد و تنفر و انزجار می باشد. 

دوران غریبی است. «ابراهیم یزدی»، دبیركل ] گروهك غیرقانونی[ «نهضت آزادی» كه روزگاری ادعای «انقلابیگری» داشت- و البته به رای «شیرین عبادی» آشوب طلبی وابسته به اجنبی بود- اكنون در جلسات «كانون ] غیرقانونی[ مدافعان حقوق بشر» شركت می كند و برنده «جایزه صلح نوبل» را می ستاید. یزدی، روز 28 مرداد 1387 در جلسه این كانون كه تحت عنوان «اتهامات وارده» برگزار شد، گفت كه عبادی «حجت خدا بر روی زمین» است! «شیرین عبادی» نیز در این جلسه گفت كه پیروان فرقه ضاله «بهائیت» را از پیروان رسول الله(ص) می داند!
تاریخ و ایران، چنین جعلیاتی را كه این «اراذل و اوباش مدرن» می خواهند به خورد جوانان مسلمان بدهند، از یاد نخواهد برد. 

در گفتارهای آتی، جریان شناسی سیاسی این طایفه را كه بنایشان بر جعل و دروغ است، پی می گیریم. 


کد مطلب : 6258
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ