1- مسائل و پدیدههای اقتصادی جزو پیچیدهترین و مشكلترین مقولهها هستند. درست است كه تحقیقا هر كسی در امور اقتصادی خود را صاحبنظر میداند یا حداقل به خود اجازه میدهد در مقولات آن بحث كند؛ در حالی كه در امور دیگری مثل پزشكی یا هواپیمایی در صورتی كه متخصص نباشد وارد بحث نمیشود، لیكن همه توجه داریم صرف ورود به مباحث اقتصادی، به معنی ادراك درست از آنها نیست،
اما متاسفانه این پدیده شایع است و شما در دشت و بیابان و كوه و گلستان و شهر و روستا فراوان میبینید كسانی را در امور اقتصادی مداخله كرده، اظهار نظر نموده راهكار نشان میدهند، در حالی كه این عمل به لحاظ كارشناسی مورد تایید نیست این نكته باید ما را به این مهم رهنمون شود كه پدیدههای پیچیده اقتصادی را مكانیكی و مهندسی بررسی نكنیم، بلكه با لحاظ حداقلهایی كه برای ادراك چگونگی كاركرد آنها لازم است با رهیافتی سیستمی و به مثابه یك ارگانیسم به جوانب مختلف مباحث اقتصادی بپردازیم تا بتوانیم درست سیاستگذاری كنیم و به اهداف مد نظر در افق اقتصاد ملی دست یابیم.
این نكتهای ظریف و حیاتی است و بدیهی است هر قدر موضوعی پیچیدهتر باشد باید از دقت بیشتری هم برخوردار شود. بنابراین باید از تودهای كردن بحث یارانهها اجتناب كرد.
2- یارانهها در اقتصاد ایران از پیچیدهترین پدیدهها هستند به نحوی كه از تعاریف مربوط به یارانه تا میزان واقعی آن و تا نوع كالاها و خدماتی كه مشمول یارانه است و تا مجموعه طبقات و اقشاری كه از یارانه استفاده میكنند و تا میزان كارایی و اندازه عدالتجویی آنها و حتی تا حد ضرورت پرداخت آنها حرف و حدیث وجود دارد؛ این كه اصولا دولت چقدر یارانه میدهد و چقدر آن یارانه، تولیدی و چقدر آن یارانه، مصرفی است و چه میزان آن در بودجه وجود دارد و چه میزان آن ارزانفروشی است و در بودجه وجود ندارد و این كه برای آن میزان یارانهای كه وجود دارد تفاوت در نوع مصرفكننده وجود دارد (مثلا از یارانه نان همه مردم و بخصوص مستمندان و كمدرآمدها استفاده میكنند اما از یارانه دارو فقط بیماران بهرهمند میشوند) و این كه كالاهای یارانهای متاثر از میزان موجودی آنها مشمول استفاده مقید یا آزاد هستند (مثل روغن نباتی كه مصرف آن سهمیهای است و با كوپن صورت میگیرد ولی نان به هر میزان كه تقاضا شد واگذار میگردد). ملاحظه میشود مساله یارانهها با این كه بسیار مهم و خطیر است در عین حال از زیر و بم بسیاری هم برخوردار است.
به عبارت دیگر در عین حالی كه وضع موجود آن قابل دفاع نیست لیكن طراحی وضعیت دیگری از آن به نحوی كه شرایط را حتی كمی بهتر از وضع موجود كند هم چندان ساده نیست. بخصوص باید توجه داشت یارانهها در كالاها و خدماتی است كه تحقیقا نزدیك به اتفاق مردم با آنها مواجه بوده و به مصرف و استفاده از آنها مبادرت میكنند. این طیف گسترده و متنوع از مباحث و وجوه مربوط به یارانهها هم ایجاب میكند كه تصمیمگیری درباره یارانهها اقتصادی بماند، بدین معنی كه مجموعه منافع ناشی از آن برای اقتصاد ایران از هزینههای مترتب بر آن بیشتر باشد.
3- در مجموعه كالاها و خدماتی كه در نوع مباحث مربوط به یارانهها داخل میشوند، میتوان به یك طبقهبندی اقدام كرد و آن هم طبقهبندی یارانه مربوط به كالاها و خدمات اساسی و بانكی در مقابل ارزانفروشی كالاها و خدمات مربوط به انرژی و سوخت است. همهساله در قوانین بودجه كل كشور مبالغی به عنوان یارانه برای كالاهای اساسی و همچنین یارانه سود بانكی در نظر گرفته میشود كه برای سال 1387 رقم آن حدود 12 هزار میلیارد تومان است و بجز این مبلغ، رقم دیگری به عنوان یارانه از بودجه عمومی دولت اختصاص نمییابد.
به عبارت دیگر ما به طور واقعی از بودجه عمومی بابت مقولهای به عنوان انرژی یارانه در نظر نمیگیریم، به نحوی كه جنبه عملیاتی به خود بگیرد، بلكه به نوعی ارزانفروشی قائل هستیم و بخشی از این ارزان فروشی را صرفا در قالب یك اقدام حسابداری و نه یك روش عملگرایانه ثبت میكنیم و به اصطلاح حساب آن را نگه میداریم. این بیان به معنای آن است كه به عنوان مثال اگر تصمیم بر آن باشد كه یارانه كود شیمیایی بین كشاورزان توزیع شود یا یارانه شیرخشك بین بچههای خردسال تقسیم شود لااقل مبلغی به همین عنوان در بودجه دولت مصوب شده كه او بتواند به وسیله آن مبلغ اقدام كند (فعلا به عوارض و پیامدهای مثبت و منفی آن كاری نداریم) لیكن درباره انرژی چنین نیست یعنی پولی وجود ندارد كه توزیع شود، بلكه مقدمتا باید قیمت برق و فرآوردههای نفتی را افزایش داد و آن گاه مبالغ ناشی از افزایش قیمتها را پس از اخذ كردن از مصرفكنندگان، به شیوهای بین مردم توزیع كرد و این به معنای آن است كه ابتدا باید پدیده بسیار مهم افزایش قیمتها را اجرایی و سپس پول حاصل از ارزان نفروختن را توزیع كرد.
اگر به این تفاوت ظریف در یارانهها دقت نشود، خسارتی به عظمت همه اقتصاد را تحمل خواهیم كرد. نگاه مكانیكی به اقتصاد این پدیده را تجویز میكند ولی نگرش ارگانیكی به اقتصاد، راهكارهای سنجیدهتری توصیه میكند.
کد مطلب : 4629