داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی
مرحوم تهاجم فرهنگی!
جمهوری اسلامی-30 تیر87
30 تير 1387 ساعت 7:40
اشتغال مسئولان جمهوری اسلامی به امور اجرائی و روزمره آنها را از بعضی امور پایه ای و مبنائی غافل كرده است . طبیعت كار اجرائی آنهم با حجم زیاد و ابعاد گوناگونی كه دارد و هر روز با مشكلات و موانع داخلی و توطئه های خارجی نیز مواجه می شود همین است كه وقت ها را می گیرد و اموری كه زیربنائی هستند و با مسائل روز چندان مماس نیستند از اولویت خارج و به دست تقدیر سپرده میشوند.
مسائل اخلاقی اعم از اخلاق فردی و اجتماعی از امور زیربنائی و مهمی هستند كه جامعه به آنها نیاز دارد و استحكام آنها به استحكام سایر امور میانجامد. جامعه ای كه از این زیرساخت معنوی برخوردار باشد در معاملات رفتارهای سیاسی و تعاملات اجتماعی دچار مشكل نخواهد بود.
عفت عمومی كه با حجاب رابطه تنگاتنگ دارد از پایه های اساسی اخلاق اجتماعی است . جامعه ای كه به حجاب اهمیت ندهد از لحاظ عفت عمومی دچار مشكل می شود و امنیت اخلاقی خود را از دست میدهد. متاسفانه مسئولان ما با اینكه این واقعیت را میدانند و از ابعاد فاجعه آمیز آن اطلاع دارند حاضر نیستند دست از روزمرگی بردارند و به این مساله مهم زیربنائی بهای لازم را بدهند.
اصرار دولت های استعماری بر رواج دادن بی حجابی زنها در كشورهای اسلامی و عادت دادن مردم به بی بندوباری در معاشرت ها دارای هدف مشخصی بود و با برنامه ریزی حساب شده صورت گرفت . اینكه رضاخان برای اجرای این دستورات آنهمه تلاش كرد و حتی از ناموس خود مایه گذاشت و در برخورد با موانع از زور سرنیزه استفاده كرد برای این بود كه شرط ماندن او بر اریكه قدرت اجرای این برنامه ها بود كما اینكه شرط به قدرت رسیدن او هم اجرای این قبیل برنامه ها بود.
در طرف مقابل علما و عناصر مذهبی جامعه در برابر رضاخان و اربابان خارجی او مقاومت كردند و حاضر نشدند صحنه را برای یكه تازی كسانی كه قصد داشتند اخلاق و عفت عمومی را از جامعه ایرانی بگیرند تا راه برای پیاده شدن برنامه های استعمار جدید در كشور هموار شود خالی كنند.
این مقاومت كارساز بود و توانست به حفظ فرهنگ اسلامی در جامعه منجر شود و حتی حساسیت مردم را نسبت مسائل اخلاقی افزایش دهد. هرچند رضا خان و پسر او محمدرضا هرگز نتوانستند اهمیت قدرت و قوت بنیان های اخلاقی و مذهبی در جامعه را درك كنند و سرسختانه با آن ستیز كردند ولی آنچه توانست همچون سدی در برابر طوفان شدید الحاد ماركسیسم و سیلاب سیاسی كمونیسم كه درصدد ریشه كن ساختن ساختار حكومتی ایران آن روز بود بایستد همین بنیان های اخلاقی و مذهبی بود. البته لجاجت پهلوی ها با دین و روحانیت و بنیان های مذهبی موجب شد مقاومت ها تشدید گردد و سرانجام خاندان پهلوی به همراه رژیم سلطنتی ریشه كن شود و با همدیگر رهسپار زباله دان تاریخ شوند.
با استقرار نظام جمهوری اسلامی هر چند پایه های اخلاقی جامعه مستحكم شد ولی دشمنان این نظام و دشمنان آزادی و استقلال ملت ایران نیز بی كار ننشستند و هرچه توانستند برای بازگشت بی بندوباری به جامعه انجام دادند. آنچه در دهه های هفتاد و هشتاد تحت عنوان تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی از زبان رهبری شنیدیم و هشدارهائی كه ایشان در این زمینه دادند به تلاش پیگیر دشمنان برای باز گرداندن ناامنی های اخلاقی به جامعه مربوط می شد.
متاسفانه در دوران اصلاحات به این هشدارها توجهی نشد و در سه سالی كه از دوران حاكمیت مطلق اصولگراها می گذرد نیز علیرغم شعارهائی كه در این جهت داده شده از اقدام عملی برای مبارزه با روند تهدید كننده بدحجابی كه اكنون درحال تبدیل شدن به بی حجابی است خبری نیست . وضعیت ادارات فرودگاه ها و خطوط هوائی قطارها و سایر وسایل نقلیه اماكن عمومی و خیابان ها و فروشگاه ها از نظر بدحجابی و بی بندوباری بشدت غیرقابل تحمل است .
پارك ها و حاشیه جاده ها و سواحل دریا در تسخیر افراد بی بندوبار است و خانواده های مذهبی در این اماكن برای خود جائی نمی بینند. در شمال شهر تهران زنها به ویژه درحال رانندگی حجاب را كنار گذاشته و آزادانه درحال رفت و آمد هستند. فیلم های سینمائی از خط ابتذال عبور كرده اند هرچند عده ای سعی می كنند این پدیده را به روی مبارك خود نیاورند چون احساس می كنند كه یك تف سربالاست !
در سیمای جمهوری اسلامی مقررات اینست كه حتی یك تار موی زنها دیده نشود اما مجموعه های تلویزیونی پر است از قیافه های آرایش كرده روابط عاشقانه گفتگوهای بدآموز و البته همه آنها نیز به چند ازدواج ختم به خیر می شوند! استفاده از زن برای تبلیغ كالاهای تجاری نیز مثل قبل از انقلاب مرسوم شده البته باضافه روسری .
در برابر این تهاجم ها مسئولان فرهنگی كشور ساكتند و لابد تصورشان اینست كه تهاجم فرهنگی مرحوم شده و مردم نیز همین وضعیت را قبول دارند و خود را مدیون و ممنون آنها نیز میدانند! اینكه چه كسی چه فكری می كند مهم نیست مهم اینست كه بی بندوباری درحال نهادینه شدن در جامعه ایست كه صاحب یك انقلاب است انقلابی كه بر ارزش ها و فرهنگ اسلامی پایه گذاری شده و مردم برای آنكه شاهد حاكمیت اخلاق در این جامعه باشند جان و مال و خون و فرزند دادند.
آیا زمان آن فرا نرسیده است كه لااقل با خود صادق باشیم و بپذیریم كه بسیاری از مشكلات اجتماعی ما ریشه در غفلتی دارند كه مسئولان نسبت به مسائل اخلاقی دچار آن هستند