17 تير 1387 ساعت 7:40

نگاهی به تحولا‌ت یك‌ساله سپاه پاسداران

روزنامه اعتمادملی-17 تیر87

مرد خبرساز آخرین روزهای تابستان 86، این روزها سخت سرگرم نظارت بر حسن اجرای بندهای كتابچه ماموریتش است؛ كتابچه ای كه كلیات آن مشتمل است بر تغییر و تحولا‌ت گسترده در مجموعه تحت هدایتش. كمتر از یك سال پیش در آخرین ماه تابستان كه با صلا‌حدید و تایید فرمانده كل قوا، بزرگ‌ترین تغییر در سپاه پاسداران انقلا‌ب اسلا‌می صورت گرفت و پس از 10 سال سكان فرماندهی نهاد نظامی سپاه از یك سرلشكر به سرلشكری دیگر سپرده شد؛

سرلشكر رحیم صفوی رفت و سرلشكر محمدعلی جعفری آمد. فرمانده جدید تنها سه روز بود كه حكم رسمی انتصابش را از مقام معظم رهبری دریافت كرده بود كه در مراسم معارفه‌اش «جابه‌جایی مدیران و فرماندهی را یك ضرورت برای پویایی و پیشرفت و تحول هر چه بیشتر» دانست و از لزوم بازیابی سپاه گفت. او كه تا زمان تصدی پست فرماندهی دو سالی می‌شد كه در كسوت مسوول مركز راهبردی سپاه فعالیت می‌كرد از همان روزهای نخستین فرماندهی خط خود را مشخص كرد و نشان داد كه به ایجاد تغییر و تحول در بدنه سپاه و حتی در رده فرماندهان میانی اعتقاد راسخ دارد. هر چه از آن روزها بیشتر گذشت، گفت‌وگوها و سخنرانی‌های فرمانده جدید، مشی و نگاه او به تغییرات استراتژیك و ساختاری را بیشتر آشكار كرد و این‌طور نمود كه او همواره مشغول بررسی و كندوكاو در عرصه تغییرات در سطح سپاه است. اكنون و در روزهایی كه تا دهم شهریور كه سالگرد انتصاب جعفری به فرماندهی سپاه است، هنوز دو ماهی باقی مانده، گام‌های نخستین فرمانده برای عملی كردن تصمیمات و دیدگاه‌هایش در ایجاد تغییر در این نهاد نظامی برداشته شده و شكل‌گیری سپاه‌های استانی شمایی از این ماموریت تازه تعریف‌شده فرمانده است.زمانی كه سرلشكر جعفری در لا‌به‌لا‌ی سخنانش از ضرورت تغییر در سپاه می‌گفت و از اینكه این نهاد حاضر است با دیگر نهادها و سازمان‌ها در صورت لزوم تعامل داشته باشد، بسیاری صاحبنظران هدف از این دیدگاه را تمایل فرمانده جدید سپاه به تعامل بیش از گذشته با بسیج عنوان می‌كردند و گروهی دیگر نیز چنین نظریه‌ای را در راستای توانمندسازی هر چه بیشتر نهاد نظامی سپاه در مقابله با تهاجم‌های احتمالی تخمین می‌زدند

تپش قلب سپاه در 31 استان
به هر روی هشتم تیرماه، روزی بود كه فرمانده كنونی سپاه رسما از دور جدید تغییرات ساختاری در سپاه پاسداران و تشكیل 31 سپاه استانی خبر داد و پیرو این خبررسانی برنامه تغییرات به سرعت اجرایی و عملیاتی شد. دامنه و گستره تغییرات در سپاه كه اخبار آن كمابیش به شیوه‌های پراكنده و منسجم در محافل خبری منتشر شد، به‌گونه‌ای است كه برخی كارشناسان آن را در طول سال‌های فعالیت سپاه بی‌سابقه می‌دانند، البته انجام تغییرات در سطحی چنین گسترده از زمانی صورت قابل پیش‌بینی به خود گرفت كه سرلشكر جعفری با ادغام فرماندهی سپاه و بسیج در نخستین روزهای سكانداری خود، فرماندهی هر دو نهاد را به‌عهده گرفت.

مرد خبرساز روزهای شهریور سال 86، این روزها علا‌وه بر آنكه دامنه ماموریت خود در عرصه تشكیل 31 سپاه استانی را به‌خوبی رصد می‌كند، از دیگر سو نیز بر انجام ماموریت همه مردانش در كسوت‌های مختلف از مشاور گرفته تا جانشین دقیقا نظارت دارد تا هرچه سریع‌تر و با كمترین خطا ماموریت‌های محوله را در معرفی فرماندهان جدید سپاه‌ها‌ی استانی به انجام برسانند. سرلشكر جعفری در مسیر انجام ماموریت خود كه كلیت آن تغییرات «تحولی و تعالی بخش» را در برمی‌گیرد، تاكنون نزدیك به 20 فرمانده ارشد استانی را منصوب كرده است.

اما اهداف تغییرات مدنظر فرمانده فعلی سپاه و تشكیل سپاه‌های استانی از میان كلا‌م چهره‌های مختلف سپاهی و بسیجی در چند بند جمع می‌شود كه عبارتند از: تفویض اختیارات به فرماندهان سپاه استانی، هماهنگی‌های بیشتر یگان‌های سپاه در سازماندهی نوین، تقویت سرپنجه‌های سپاه، افزایش تعامل در بخش‌های گوناگون سپاه، كاهش وابستگی سپاه مناطق كشور به مركز و تسریع در تصمیم‌گیری؛ همچنانكه به گفته سید محمد حجازی قائم مقام فرمانده كل سپاه «از آنجا كه سپاه پاسداران دارای یگان‌های متعددی از قبیل نیروی ‌زمینی، نیروی مقاوت بسیج و ‌سایر یگان‌ها بوده است، به منظور استفاده از توان‌ و یكپارچه‌سازی و ایجاد انسجام این واحدها، سپاه استانی ‌تشكیل می‌شود. »البته به گفته این سردار یكی از دلا‌یل تشكیل سپاه استانی در سراسر كشور«به اشتراك گذاشتن تجهیزات جنگی نیمه سنگین و سنگین نیروی زمینی سپاه با بسیج است‌. این در حالی است كه پیش از این واحدهای بسیج نواحی و حوزه از امكاناتی كه در اختیار یگان‌های ‌نیروی زمینی قرار داشت، محروم‌ بودند، اما با تشكیل سپاه استانی این واحدها از امكانات بیشتری بهره‌مند می‌‌‌‌شوند.

‌بدین ترتیب با تشكیل 29 سپاه استانی، در تهران 2 سپاه تشكیل می‌شود. سپاه اول و اصلی تهران كه شهر تهران ‌بزرگ و پایتخت را پوشش می‌دهد سپاه محمد رسول‌الله است كه فرماندهی آن به ‌سرتیپ دوم پاسدار عبدالله عراقی سپرده شد.‌سپاه دوم در استان تهران كه فرماندهی آن به سردار علی فضلی، معاون سابق عملیات فرمانده كل سپاه پاسداران سپرده ‌شده «سپاه سیدالشهدا» نام گرفته در كرج مستقر است و سایر مناطق استان تهران را پوشش خواهد داد.‌

سابقه تشكیل 31سپاه استانی
تشكیل 31 سپاه استانی به روزی بر می گرد كه فرمانده فعلی سپاه مسول مركز راهبردی سپاه پاسداران بود و به واسطه این مسوولیت و آشنایی با بدنه سپاه و سازمان آن ، طرح تغییرات ساختاری را در این نهاد در ذهن می پروراند و شاید اصرار و ابرام این فرمانده بر لزوم تغییرات ساختاری است كه سبب شده «استراتژی تغییر ساختار سپاه »كه سابقه اش به دوران دفاع مقدس بر می گردد در این دوره جامه عمل بپوشد .

سردار جعفری قبل ازحضور در مركز راهبردی سپاه پاسداران در فرمانده نیروی زمینی بود، در آن هنگام وی تاكید داشت كه این ادغام باید انجام شود اما نظر فرمانده وقت كل سپاه بر این موضوع نبود اكنون كه او فرمانده كل سپاه شده این پیشنهاد را مطرح كرد و تصویب فرماندهی معظم كل قوارا هم گرفت . در دوران دفاع مقدس بسیج در لشكرها و تیپ های سپاه حضورداشت ولشكرهای سپاه به واسطه حضور بسیجیان آماده دفاع و انجام عملیات می شد. پس ازسالهای دفاع مقدس برای فرماندهی واحد بسیج و نیروی زمینی سپاه های كشور دراستانها راه اندازی شد .در این ساختار فرماندهی بسیج هر استان زیر نظر فرمانده لشكر و فرمانده نیروی زمینی استان بود. 

در آن زمان بسیج زیر نظرفرمانده سپاه بود و لشكر دیگر استان هم زیر نظر فرمانده سپاه اداره می شد.بعد از سال 73 مجددا تغییراتی در سپاه انجام و تشكیل نیروی مقاومت بسیج باعث شد كه سپاه و بسیج تفكیك شده و نیروی مقاومت بسیج و نیروی زمینی هم در استانها دركنار هم به ماموریت خود بپردازند

‌*** 
مرد خبرساز این روز های سپاه ، این روزها سخت سرگرم نظارت بر حسن اجرای بندهای كتابچه ماموریتش است؛ كتابچه ای كه در عصر جدید سپاه پاسداران، ساختاری تازه ای را بر این نهاد 30 ساله رقم می زند .ساختاری كه اولویت نخست آن «مقابله با تهدیدات داخلی و خارجی» است‌. 


سپاه چگونه تشكیل شد؟ [گزارش دیگر روزنامه اعتمادملی]
جواد دلیری
روایت‌ها از تشكیل سپاه پاسداران همان‌قدر متفاوت است كه نظرها درباره وظایف و ساختار سپاه تفاوت دارد. اگر ابراهیم یزدی از یك سو «ایجادیك نیروی نظامی مستقل در شرایط بحرانی انقلا‌ب با نام سپاه پاسداران انقلا‌ب اسلا‌می» را پیشنهاد می‌كند در دیگر سو این محسن رفیق‌دوست است كه می‌گوید: «آنگاه كه به واسطه محمد منتظری و آیت‌الله مطهری و بهشتی از جلسه‌ای باخبر شدم كه در مركز لجستیكی ارتش در خیابان عباس‌آباد برگزار می‌شد، خود را به سرعت به آن جلسه رساندم و در كنار چهره‌هایی چون هاشم صباغیان، لا‌هوتی و محسن سازگار نشستم و بلا‌فاصله برگه‌ای را مقابل خویش قرار دادم و روی آن نوشتم سپاه پاسداران تشكیل شد 1-محسن رفیق‌دوست» یا عباس دوزدوزانی باشد كه «در قم وقتی به امام گفتیم تقریبا به این نتیجه رسیده‌ایم كه سپاه را تشكیل بدهیم ولی دولت موقت معتقدند كه باید سپاه را دولت تشكیل دهد، ایشان این مساله را نفی كردند و فرمودند، بروید سپاه را تشكیل دهید».

روایت‌ها از تشكیل سپاه اینچنین متفاوت است. سپاهی كه با هویت سیاسی، عقیدتی و نظامی شكل گرفت، قصد سازماندهی حامیان مسلح انقلا‌ب را داشت، بر دفاع و پاسداری از كلیت انقلا‌ب تاكید كرد. سپاه هم در جنگ شركت كرد، هم با مخالفان داخلی نظام (آنگاه كه هنوز وزارت اطلا‌عات شكل نگرفته بود)، همچنان كه در سیاست (انتخابات پارلمانی) هم شركت كرد اما به تدریج وظایف سپاه تغییر كرد، ابتدا كه به فرمان امام، اعضا میان احزاب و سپاه یكی را انتخاب كردند و سیاست و نظامیت تفكیك شد. سپس این وظایف امنیتی بود كه از سپاه گرفته شد. بعد، صدور انقلا‌ب اسلا‌می را به وزارت خارجه سپرد؛ یك نهاد زیرمجموعه حكومت قرار گرفت، فرمانده كل بر خود داشت و... تا اینكه سیاست و جنگ دو راه متفاوت سپاه شد.

پس از پایان جنگ، این وظایف سپاه باز تغییر كرد، چنانكه دیگر جنگی نبود. سپاه ابتدا وارد بازسازی و سازندگی شد، سپس در اواخر دهه 70 وظایفی بر خود دید كه هرچند هنگام تاسیس نیز همان بود اما اینك پررنگ‌تر به نظر می‌آید «دفاع از كلیت انقلا‌ب مقابله با تهدیدات خارجی». 

***
22 بهمن 57، انقلا‌ب اسلا‌می ایران پیروز شد. گروه‌های تندرو، شعار انحلا‌ل ارتش را سر می‌دادند، در حالی كه طیف‌های نزدیك به رهبری انقلا‌ب با آن مخالف بودند. در آن شرایط برخی بحران‌های امنیتی در گوشه و كنار كشور رخ می‌داد كه ارتش نمی‌توانست آن را كنترل كند. همزمان با آغاز این شرایط برخی مبارزان نیروهای هوادار خود را سازمان داده و گروهی مسلح در اختیار داشتند و هر كجا لا‌زم بود آنها را گسیل می‌كردند. شهید محمد منتظری و عباس زمانی معروف به ابوشریف گروهی از هواداران‌شان را سازمان داده بودند. سازمان مجاهدین انقلا‌ب هم تعدادی گروه‌های مسلح كوچك‌تر را در خود جای داده بود. اما تشكیل یك ارتش مردمی با نام‌های مختلف در ذهن همه نیروهای انقلا‌ب بود و هر گروهی درصدد بود كه سكان این نهاد را به عهده بگیرد. در نهایت در همان روزهای اول انقلا‌ب رهبر انقلا‌ب فرمان تشكیل سپاه را صادر كرد.

بر اساس لا‌یحه شورای انقلا‌ب مسوولیت تشكیل «سپاه پاسداران انقلا‌ب» به ابراهیم یزدی و مرحوم لا‌هوتی سپرده شد. امیر انتظام سخنگوی دولت موقت 10 روز پس از پیروزی انقلا‌ب در دوم اسفند 57 خبر تشكیل سپاه را اعلا‌م كرد. هدف تشكیل این نهاد نیز «حفظ انضباط در شهرها و روستاها، جلوگیری از تحریك و توطئه، جلوگیری از خرابكاری در موسسات دولتی و ملی و مراكز عمومی و سفارتخانه‌ها، جلوگیری از رسوخ عناصر فرصت‌طلب و ضدانقلا‌بی در داخل صفوف مردم، اجرای دستور دولت موقت و اجرای احكام دادگاه‌های فوق‌العاده اسلا‌می» ذكر شد. نیرویی كه گفته می‌شود «اسمش پیشنهاد مهندس محمد توسلی» بود، ابراهیم یزدی و لا‌هوتی مسوولیت تشكیل آن را بر عهده گرفتند. این یك روایت است كه ابراهیم یزدی بر آن تاكید می‌كند. «در ابتدای پیروزی انقلا‌ب(اسلا‌می) تشكیل نیروی گارد ملی بر عهده من گذاشته شد و من این نیرو را به نام سپاه پاسداران انقلا‌ب اسلا‌می راه‌اندازی كردم». روایت ابراهیم یزدی را محسن رفیق‌دوست، اولین و تنها وزیر سپاه انقلا‌ب اسلا‌می صریح‌تر تشریح می‌كند: «پیش از پیروزی انقلا‌ب در رابطه با تاسیس سپاه، پیشنهادات مختلفی مطرح و جلسات متعددی برگزار شد. این جلسات و بحث‌ها پس از پیروزی هم ادامه داشت و البته جای ثابتی هم پیدا كرده بود. جلسات در منزل آقای اخوان در خیابان ایران برگزار می‌شد و من هم در آن جلسات شركت می‌كردم تا اینكه امام(ره) فرمان تشكیل سپاه را صادر كردند. دولت موقت هم برای سامان دادن این بحث حول محور خود پیش‌دستی كرد. امام(ره) هم فرمودند كه آقای لا‌هوتی! زیر نظر دولت موقت سپاه پاسداران انقلا‌ب اسلا‌می را تشكیل دهید». رفیق‌دوست اما از نحوه ورودش به سپاه هم این‌گونه بیان می‌كند: «در همان روزهایی كه من در مدرسه رفاه فعالیت می‌كردم، مرحوم شهیدان بهشتی و مطهری مرا فرا خواندند و گفتند امام(ره)، فرمانی برای تشكیل سپاه زیر نظر دولت موقت صادر كرده‌اند، شما هم كارها را در مدرسه رها كن و به آن سپاه بپیوند. مشخص شد كه عده‌ای از برادرانی كه دست‌اندركار بودند، به خصوص بیشتر افرادی كه جزو انجمن اسلا‌می دانشجویان اروپا و آمریكا بودند، در محل پادگان لجستیكی ارتش كه تا چند روز قبل فرماندار نظامی تهران بود، جمع شده بودند. من هم به آنجا رفتم، دیدم عده‌ای از آقایان مثل مهندس صباغیان، تهرانچی، مرحوم علی فرزین، جعفری، محسن سازگارا، سنجقی و...آنجا جمع شده‌اند. سلا‌م كردم و نشستم. پرسیدم قرار است سپاه تشكیل شود؟ گفتند بله. روی كاغذی نوشتم سپاه پاسداران انقلا‌ب اسلا‌می تشكیل شد: 1- محسن رفیق‌دوست و آن یادداشت را مقابل دیگران گذاشتم». (محسن رفیق‌دوست، گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، دوم اردیبهشت سال86)

بر همین اساس، سپاه تشكیل شد. علی دانش‌منفرد فرمانده سپاه، محمد غرضی فرمانده عملیات، محسن رفیق‌دوست مسوول تداركات، افروز و محسن سازگارا اولین شورای فرماندهی سپاه را برعهده می‌گیرند و پس از برگزاری نخستین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در نظام تازه‌تاسیس جمهوری اسلا‌می و انتخاب ابوالحسن بنی‌صدر به ریاست‌جمهوری، كه فرماندهی كل قوا را هم برعهده داشت، سپاه وارد مرحله‌ای تازه شد. سیاسی بودن نیروهای شركت‌كننده یك خطر و عارضه برای این نهاد بود كه كشمكش‌های سیاسی در این نیروی نظامی مردمی ورود كرد. در كنار آن اختلا‌فات با دولت موقت بروز می‌كند. از همین رو سپاه از زیر نظر دولت خارج و تحت نظارت شورای انقلا‌ب درمی‌آید. رفیق‌دوست، غرضی و مرضیه حدیدچی دباغ به دیدار امام خمینی(ره) در قم رفتند و به ایشان پیشنهاد كردند كه سپاه از زیر نظر دولت موقت خارج و تحت نظر شورای انقلا‌ب اداره شود.

رفیق‌دوست می‌گوید: «دولت موقت بودجه نمی‌داد و می‌خواست سپاه تحت كنترل خودشان باشد. زمانی كه امام(ره) در قم بودند یكبار من به همراه آقای مهندس‌غرضی و خانم دباغ به قم رفتیم. من سخنگو بودم. خدمت امام(ره) عرض كردم كه سپاه زیر نظر شورای انقلا‌ب باشد، بهتر است. تا من این جمله را گفتم، امام(ره) فرمودند كه بله، امر سپاه با شورای انقلا‌ب باشد. عرض كردم چیزی می‌نویسید؟ فرمودند كه نیاز نیست. گفتم پس اجازه دهید من عین فرمایشات شما را در دفترم بنویسم. تقویم را باز كردم و نوشتم؛ امام(ره) فرمودند امر سپاه با شورای انقلا‌ب باشد. گفتم كه همین جمله را به آقایان برسانم كافی است؟ فرمودند: بله! با خوشحالی به حضور آقای بهشتی رسیدیم و خدمت ایشان عرض كردیم. پس از مدتی هم قضیه ادغام انجام شد و اولین حكم شورای فرماندهی جدید را آقای دكتر بهشتی به عنوان رئیس شورای انقلا‌ب صادر كردند و حكم را دوم اردیبهشت 59 در محل سپاه بین نماز ظهر و عصر به ما 7 نفر منتخب دادند. سپاه در حال شكل‌گیری بود و فراز و فرودهایی هم داشت. ابوشریف هم به این ائتلا‌ف پیوسته بود. پادگان ولی‌عصر را هم آماده كرده بودیم. این پادگان از پادگان‌هایی بود كه مردم در پیروزی انقلا‌ب از بین برده و آتش زده بودند و بسیار تخریب شده بود. آسایشگاه، آشپزخانه و حمام ساختیم و پادگان عملیات سپاه را آنجا قرار دادیم. ابوشریف ادعای فرماندهی داشت و چندان زیر بار سپاه مركز نمی‌رفت، اختلا‌ف شدیدی بین عملیات و فرماندهی سپاه بود. (محسن رفیق‌دوست، گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، دوم اردیبهشت سال86) با این ادغام افرادی چون محسن رضایی، محمدباقر ذوالقدرو علم‌الهدی كه اعضای گروهی مسلح به نام «المنصورون» در سال‌های قبل از انقلا‌ب بودند نیز وارد سپاه شدند.

با ورود سازمان مجاهدین انقلا‌ب كه با هدف مقابله با سازمان مجاهدین خلق و سایر گروه‌های چریكی قبل از انقلا‌ب از 7 گروه «امت واحده»، «گروه المنصورون»، «گروه توحیدی بدر»، «گروه فلا‌ح»، «گروه فلق»، «گروه صف» و «گروه موحدین» تشكیل شده بود، اختلا‌فات داخلی این سازمان نیز به سپاه وارد شد.

جناح راست مجاهدین انقلا‌ب كه به آیت‌الله راستی كاشانی وابسته بودند، در اندك زمانی واحد اطلا‌عات سپاه را در دست گرفتند و محسن رضایی به فرماندهی اطلا‌عات سپاه رسید.

جناح چپ سازمان مجاهدین انقلا‌ب كه شامل افرادی چون محسن آرمین، قدیانی، دوزدوزانی و‌هاشم آغاجری بود نیز به دنبال انحلا‌ل سازمان مجاهدین انقلا‌ب اولیه، به تدریج از سپاه خارج شدند و فعالیت سیاسی خود را از سال 70 با تشكیل مجدد سازمان مجاهدین انقلا‌ب پی‌گرفتند.

به هرحال مسوول روابط عمومی سپاه در اردیبهشت ماه اعلا‌م كرد، سپاه زیر نظر شورای انقلا‌ب اداره می‌شود و دولت موقت نیز بر آن نظارت دارد.

از سوی دیگر در آن هنگام تشكیل چندین گروه مسلح و نیمه‌مسلح موازی درون سپاه بود، گارد انقلا‌ب تحت نظر عباس زمانی مشهور به ابوشریف، گارد دانشگاه(پاسا) با نظارت شهید محمد منتظری و افراد گروه‌های مسلح مبارز قبل از انقلا‌ب كه سازمان مجاهدین انقلا‌ب را شكل داده بود.

«سپاه تشكیل شده بود و كار ادامه داشت اما همخوانی مناسبی میان افرادی كه در این سه تشكل فعالیت می‌كردند، نبود. بعضا هم با افرادی كه در جاهای مختلف بودند، درگیری پیدا می‌كردیم. مثلا‌ خبر می‌دادند كه جایی اسلحه جمع شده است، می‌رفتیم و می‌دیدیم قبل از ما گروه آقای منتظری یا ابوشریف رسیده است؛ چند بار این اتفاق‌ها به این شكل افتاد.( »محسن رفیق‌دوست، گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، دوم اردیبهشت سال86) بدین ترتیب، قرار شد از هر كدام از این مراكز (گارد انقلا‌ب، خود سپاه، گارد دانشگاه و سازمان مجاهدین) 3 نفر انتخاب شوند تا این 12 نفر بنشینند و بحث ادغام را پیگیری كنند. از هر كدام از گروه‌ها افرادی می‌روند در محل پادگان جمشیدیه و به‌طور مرتب جلساتی تشكیل می‌دهند. پس از تشكیل 3 یا 2 جلسه موضوع به شورای انقلا‌ب انتقال داده می‌شود و موسسان سپاه تصمیم گرفتند تا این گروه‌ها را در هم ادغام كنند. «پاییز 58 از ابوشریف و شهید منتظری و شهید محمد بروجردی از سوی سازمان مجاهدین انقلا‌ب اسلا‌می دعوت كردم و در اتاقی كه در آنجا جمع شده بودیم را قفل كردم. یك كلت كمری 45 داشتم آن را روی میز گذاشتم و گفتم افرادی كه از هر 4 گروه موجود می‌شناسم، همه یك هدف را تعقیب می‌كنند كه ایجاد نیرویی برای حفاظت از انقلا‌ب است. شما مبنای قانونی ندارید. حكم ما از سوی امام است كه ما را مجاز به فعالیت زیر نظر دولت موقت كرده است. انتقاد عمده آنها به سپاه نظارت دولت موقت بر آن بود كه گفتم در هر صورت این حكم امام است. گفتم اگر در این جلسه نتوانیم به نتیجه‌ای برسیم، اول شما سه نفر را می‌كشم، بعد خودم را و همه را راحت می كنم.( »محسن رفیق‌دوست، گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، دوم اردیبهشت سال86)

بر همین اساس 12 نفر از چهار تشكل مسلح سپاه، گارد دانشگاه، سازمان مجاهدین انقلا‌ب و گروه ابوشریف، طی 3 ماه در جلساتی كه در پادگان جمشیدیه و با حضور رفسنجانی تشكیل می‌دادند، ادغام را به انجام رساندند و روایت دیگر را عباس دوزدوزانی مطرح می‌كند كه ادغام را بر اساس فرمان امام می‌دانند: «در آخرین روز فروردین سال 58 كه امام خمینی(ره)‌ در قم به سر می‌بردند، اعضای شورای 12نفره (نمایندگان سادجا شهیدان منتظری، نامجو و كلا‌هدوز، سازمان مجاهدین انقلا‌ب اسلا‌می، شهید بروجردی، محسن رضایی، محسن سازگارا و گاهی الویری، دولت موقت رفیق‌دوست، دانش‌جعفری و دكتر افروز و از طرف زندانیان سیاسی قبل از انقلا‌ب جواد منصوری، ابوشریف، دوزدوزانی و برخی مواقع ابراهیم محمدزاده) به این نتیجه رسیدند تا برای كسب تكلیف از امام(ره) خدمت ایشان برسند و نتیجه تصمیم‌های خود را به اطلاع ایشان برسانند به همین جهت این شورا تصمیم گرفت تا بنده و آقایان محسن رضایی و رفیق‌دوست خدمت امام(ره) برسیم. ‌ ما امام خمینی(ره) را در اتاقی كه ایشان تفسیر سوره حمد می‌فرمودند ملا‌قات كردیم. در آن دیدار امام(ره) رو به ما فرمودند «مساله‌ای كه دنبال می‌كردید چه شد؟» من گفتم «تقریبا به نتیجه رسیده‌ایم ولی هنوز دولت موقت به ویژه آقای یزدی معتقدند باید سپاه را دولت تشكیل دهد». امام(ره) هم این مساله را نفی كردند و فرمودند بروید سپاه را تشكیل دهید و ما این فرموده امام(ره)‌ را فرمان دانستیم. ما با شور و شعف به تهران بازگشتیم و در جلسه شورای 12 نفره، سخنان امام(ره) را به دوستان اعلا‌م كردیم، در آن جلسه نیز دوستان به بنده ماموریت دادند تا بیانیه تشكیل سپاه پاسداران انقلا‌بی را بنویسم و در روز دوم اردیبهشت 58 این بیانیه در روزنامه اطلا‌عات به چاپ رسید. ما در آن بیانیه ضرورت، اهداف و وظایف سپاه را شرح داده بودیم».

به دنبال ادغام، شورای فرماندهی اولیه سپاه منحل و جای خود را به شورای فرماندهی جدید داد؛ جواد منصوری فرمانده، شهید یوسف كلا‌هدوز مسوول آموزش و عضو شورای فرماندهی، محمد غرضی مسوول فرمانده عملیات و عضو شورای فرماندهی، محسن رفیق‌دوست مسوول تداركات و عضو شورای فرماندهی،، علی محمد بشارتی مسوول اطلا‌عات و تحقیقات و عضو شورای فرماندهی، عباس زمانی (ابوشریف) مسوول واحد عملیات و عضو شورای فرماندهی، سیداسماعیل داوودی مسوول اداری و مرتضی الویری مسوول روابط عمومی می‌شوند.

در 16 اردیبهشت ستاد فرماندهی سپاه طی اطلا‌عیه‌ای اهداف و وظایف این نیرو را اعلا‌م كرد. كمك به اجرای امور انتظامی و امنیتی و كنترل، تعقیب و دستگیری عناصر ضدانقلا‌ب، مبارزه مسلحانه با جریان‌های مسلحانه ضد انقلا‌ب، دفاع در برابر حملا‌ت قوای بیگانه، همكاری و هماهنگی موثر با نیروهای مسلح، تربیت و آموزش كادر سپاه، كمك در اجرای دستورات دادگاه انقلا‌ب، حمایت از نهضت‌های آزادیبخش تحت نظارت رهبری انقلا‌ب و مشورت دولت، استفاده از نیروی متخصص در هنگام بروز حوادث غیر مترقبه و كمك به پیشبرد طرح‌های عمرانی عناصر ضد انقلا‌ب سپاه ظرف یك ماه یعنی تا خرداد 1358 در 29 شهر كشور ایجاد و در 40 شهر دیگر تاسیس سپاه در دست اجرا قرار می‌گیرد. همزمان با این تحولا‌ت اصلی در قانون اساسی كه در مجلس خبرگان در حال تدوین بود به سپاه اختصاص می‌یابد.

سپاه شكل می‌گیرد، اما جنگ تحمیلی 8 ساله رخ می‌دهد. وضعیت سپاه نیز عوض می‌شود. با شروع جنگ، سپاه جوهره خود را نشان داد. در كنار ارتش ركن دفاع از كشور به شمار آمد و به یك نهاد تمام عیار انقلا‌بی تبدیل شد.مقامات كشور نیز در آن مقطع برای سپاه سازو كار اداری و قانونی ترتیب دادند.

در سال 61 اساسنامه سپاه كه مصوب شورای انقلا‌ب بود، به صحن مجلس رفت و به شور گذاشته شد. در 15 شهریور همان سال این اساسنامه در 49 ماده مصوب شد. براساس این اساسنامه وظیفه دفاع، مبارزه قانونی جزو وظایف سپاه ماند اما حمایت از نهضت‌های آزادیبخش و حمایت از مستضعفان از روی دوش سپاه برداشته شد.

در این اساسنامه وزارت سپاه هم به‌عنوان یكی از اركان سپاه پیش‌بینی شد و محسن رفیق‌دوست اولین و آخرین وزیر سپاه شد، اما در كنار آن یك فرمانده واحد سپاه نیز وجود داشت.

«سال 60 زمانی كه بنی‌صدر رفت پیشنهاد كردیم حضرت امام(ره) به عنوان فرمانده كل قوا؛ فرماندهی برای سپاه منصوب كنند تا سپاه منسجم شود و قوت بگیرد. ایشان هم فرمودند كه شورای فرماندهی سپاه فردی را معرفی كند. در آن مقطع زمانی بود كه آقای رضایی مسوول اطلا‌عات سپاه شده بود. آقای بشارتی نیز نمایندگی مجلس را برعهده داشت. لا‌نه جاسوسی فتح شده بود و عده‌ای از بچه‌های لا‌نه جاسوسی نیز به سپاه آمده بودند افرادی مثل رضا سیف‌اللهی كه البته با آقای رضایی در اطلا‌عات كار می‌كرد. برای اجماع روی یك فرد همه ما به باغ شیان - باغ پذیرایی ساواك- رفتیم. آن باغ به طوركلی دست من بود. علا‌وه بر افراد عضو شورای فرماندهی؛ شهید محلا‌تی و آقای موسوی خوئینی‌ها هم حضور داشتند. به اتفاق آرا به این نتیجه رسیدیم كه بهترین كسی را كه برای فرماندهی سپاه می‌توانیم خدمت امام(ره) معرفی كنیم، شهید كلا‌هدوز است. بنا شد این موضوع را فردای آن روز خدمت حاج احمدآقا اعلا‌م كنیم. به خاطر دارم زمانی كه پس از پایان جلسه به خانه رفتم صبح هنوز هوا تاریك بود، متوجه شدم كسی در می‌زند. در را باز كردم و دیدم شهید كلا‌هدوز در حالی كه عبایی بر دوش انداخته، پشت در ایستاده است. از زیرعبایش قرآنی درآورد و مرا به قرآن قسم داد كه او را فرمانده نكنیم. دلیلی هم برای اصرار بر خواسته خود مطرح كرد. پرسیدم كه پس چه كار كنیم؟ گفت كه محسن را انتخاب كنید.

آقای رضایی در آن جلسه سه رای آورده بود در حالی كه شهید كلا‌هدوز7 رای داشت. بالا‌خره یك رای اضافه كردیم و رای آقای رضایی به 4 رسید. شهید محلا‌تی با فرماندهی آقای رضایی مخالف بود. خدمت حاج احمدآقا زنگ زدم و قضیه را كاملا‌ تشریح كردم. دلیل مخالفت آقای كلا‌هدوز با فرماندهی خودش را هم به او گفتم. ایشان هم دلیل را پسندید. گفتم 3 نفر با آقای رضایی مخالفند، مخصوصا آقای محلا‌تی با او مخالفت داشت. احمدآقا هم گفتند مطلب را به امام(ره) اطلا‌ع دادند و امام(ره) هم فرموده بودند كه چون من تا به حال برای فرمانده سپاه حكم ندادم خود آقایان متنی بنویسند و بیاورند. من و رضا سیف‌اللهی متنی نوشتیم. متن را به احمد آقا دادم، البته در نهایت متنی كه امام(ره) نوشتند غیر از آن متنی بود كه ما دادیم. به كلی عوض شده بود. ظاهرا امام(ره) می‌خواستند ما را امتحان كنند! خلا‌صه ساعت 2 رادیو حكم را خواند. تا زمان رحلت امام(ره) آقای رضایی فرمانده سپاه باقی ماند.( »محسن رفیق‌دوست، گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، دوم اردیبهشت سال86) 

***
پس از جنگ، علا‌وه بر وظیفه دفاعی سپاه وظیفه سازندگی هم بر آن افزوده شد تا امروز كه در عصر جدید سپاه با وظایف جدیدتری هم مواجه شده است «مقابله با تهدیدات داخلی و خارجی».


کد مطلب : 4871
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ