داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی
آسيبشناسی يك ائتلاف
سرمقاله رسالت-13 شهریور 87
13 شهريور 1387 ساعت 7:40
با بیشتر شدن تردیدها درباره رای خاتمی در انتخابات آینده ریاست جمهوری، جناح بندیهای درونی جریان دوم خرداد پر رنگ تر شده است. در حالی كه ائتلاف مشاركت-مجاهدین پروژه راضی كردن خاتمی برای ورود به انتخابات را كلید زده است ، حزب اعتماد ملی با معرفی مهدی كروبی برای كاندیداتوری شعار “یا خاتمی یا هیچ كس” را تخطئه نمود . تكنوكراتهای دوم خردادی نیز تا كنون جواب شفافی به درخواست حزب مشاركت و سازمان مجاهدین نداده اند و در مرحله تصریح منافع هستند. از سویی برخی در بین متفقین بر آمدن خاتمی معتقدند كه هنوز “عروس شان رفته گل بچیند” و در عمل تا این لحظه هیچ كاندیدایی ندارند و آقای خاتمی برای حضور در انتخابات مردد است.
هدف این نوشتار تقبیح شكافهای درونی گروههای دوم خردادی به منظور بهره برداری سیاسی نیست، بلكه منظور راقم این سطور یادآوری برخی شعارها و واقعیاتی است كه گروههای موسوم به اصلاح طلبی منادی آن بودند و امروز همه آنها را فراموش كرده اند.
یكی از دستاوردهای حماسه تاریخی دوم خرداد التفات به ویژگیهای مثبت پلورالیسم سیاسی و اهتمام به افزایش كیفیت مردمسالاری در ایران بود. تكثر سیاسی در این گفتمان یك ارزش است و برای تمام جریانات قانونی مجوز فعالیت سیاسی صادر میشد. پلورالیسم سیاسی پیوندی قابل توجیه با افزایش مشاركت عمومی و كارآمدی سیاسی نظام برقرار میكند و عقلانیت سیاسی و كشورداری حكم به مطلوبیت آن میدهد.
تنها یك دهه از این گفتمان سازی گذشته اما همان كسانی كه تا دیروز بر طبل تكثر سیاسی میكوبیدند امروز مانع ظهور و بروز خرده فرهنگهای سیاسی حتی در درون جریان خودشان هستند و به انحای مختلف سعی میكنند جناح بندیهای درون گروهی خود را تكفیر كنند.این عده حتی پوشاندن این شكافها را به بهای اخراج برخی گروههای دوم خردادی نظیر اعتماد ملی از جبهه اصلاحات مباح و به صلاح میدانند.
این در حالی است كه حتی فروكاهیدن شكافهای گروههای دوم خردادی به خاتمی و كروبی نیز بازتاب واقعیات سیاسی موجود در این جریان نیست.
رویكردهای تكنوكراتیك و بوروكراتیك در بین دوم خردادیها كه عارف و نجفی آنها را نمایندگی میكنند بخش كوچكی از این جریان نیستند تا بتوان آنها را نادیده گرفت. از سویی از همان سال 76 كه نام خاتمی از صندوقهای رای بیرون آمد نطفه نوعی “جناح بندی نافرمان” نیز بین دوم خردادیها بسته شد. این جریان افراطی كه گفتمان بی قواره جمهوریت منهای اسلامیت را نمایندگی میكرد برچسب خطری بود كه ناخواسته بر پیشانی دوم خردادیها خورد. این گروه نافرمان كه در سال آخر دور اول خاتمی شعار “عبور از خاتمی” را سردادند در ادامه ناكامیهای خود به دو طیف خارجی و داخلی تقسیم شدند. خارج نشینان به عنوان ملعبه دست رسانههای خارجی و سازمانهای به اصطلاح خیریه وابسته به سیا و موساد عملا شمشیر را از رو بستند و نفاق و عناد علیه ملت ایران را به هم پیوند زدند. عدهای كه در داخل ماندند نیز پروژه دموكراتیزاسیون و سكولاریزاسیون را در پیش گرفتند و مدعی شدند چرا اصلاحات تا كنون یك تعریف مخملی از خود ارائه نداده است كه با هوشیاری ملت ایران این توطئه نیز برملا شد.
علی رغم این شمای پیچیده ومعوج از وضعیت فعلی اردوگاه دوم خرداد، برخی میخواهند با سرپوش گذاشتن بر همه واقعیات و شكافهای موجود ائتلاف یكپارچه و منولوگی را تشكیل دهند كه یك بهشت اختصاصی دارد و هركس كه گندم آنها را نخورد باید از آن اخراج شود. این عده كه در سایه برخی تخیلات رمانتیك از فضای سیاسی كشور غنوده اند سرنخ “غیریت با احمدی نژاد” را گرفته اند و مدعی اند كه میتوانند این كلاف در هم تنیده را از هم باز كنند و تصور میكنند رهیافتی استراتژیك برای انتخابات آینده یافته اند.
اما آیا این رهیافت موفق است و میتواند دوم خردادیها را به سرمنزل مقصود برساند؟
در پاسخ باید گفت غیریت سازی اگرچه پتانسیل خوبی برای ائتلافهای انتخاباتی دارد اما مسبوق به مقدماتی است كه در صورت برآورده نشدن آنها این پروژه را ناكام میگذارد. اولا اتاق فكر غیریت ساز باید از یك مشروعیت پیشین بین گروههای ائتلاف برخوردار باشد كه نه مشاركت و نه سازمان مجاهدین به دلیل عملكرد تمامیت خواهانه و تفرقه افكنانه گذشته خود این مشروعیت را ندارند.
موضع گیریهای اخیر برخی گروههای دوم خردادی نظیر اعتماد ملی و كارگزاران، همبستگی، مردمسالاری و ... در مقابل این دو گروه موید فقدان مشروعیت لازم برای تصمیم گیریهای كلان است. ثانیا تصویر شفافی از غیریت مطمح نظر باید برای سایر گروههای پیرو ارائه شود كه به دلیل بازی سیاسی داهیانه اصولگرایان، دوم خردادیها هنوز با ابهامات زیادی روبرو هستند و مرزهای نقد درون گفتمانی و التفات اصولگرایان به اجماع نهایی برایشان ناشناخته است.
اما اگر فرض را بر این بگیریم كه موفق شوند این بدان معنا است كه اختلافات خود را برای بعد از پیروزی در انتخابات گذاشته اند. یعنی همان اتفاقی كه در 8 سال تسلط دوم خردادیها بر قوای مجریه و مقننه و همچنین دور اول شوراها در كشور تجربه شد. محصولات نامشروع این اختلافات چیزی نبود جز، خروج از حاكمیت، حاكمیت دوگانه، ركود اقتصادی، انفعال در سیاست خارجی و در نهایت دور شدن از آرمانهای انقلاب و خط امام خمینی(ره)
در واقع نتیجه این فرمول برای شركت در انتخابات چیزی جز بن بست سیاسی نیست كه منافع و مصالح ملی را تهدید میكند. دوم خردادیها با چیدن قطعات این پازل بار دیگر نقشه دو راهی خروج از حاكمیت و یا خروج بر حاكمیت را رسم میكنند كه نه تنها به صلاح آنها نیست بلكه حتی روند رشد فرهنگ سیاسی در ایران را با اخلال روبرو میكند.
امروز تكثر سیاسی برای اصولگرایان امری كاملا پذیرفته شده است. انتخابات ریاست جمهوری نهم و نامزدی اضلاع مختلف حاضر درخیمه اصولگرایی نشان داد كه جریان اصولگرا عمیقا به افزایش كیفیت مردمسالاری در ایران و دفاع مومنانه از جمهوریت اعتقاد دارد.
پلورالیزه شدن فضای سیاسی كشور در دهههای آینده، فرهنگ سیاسی ایران را آبستن تحولات مثبتی نموده است كه گریزگاهی از آن نیست و بازیگران فعلی نباید از آن غفلت كنند. دوم خردادیها نیز از این قاعده مستثنی نیستند و نباید با رویكرد حذفی و تمامیت خواهانه مانع ظهور و بروز گروههای سیاسی نوپدید شوند بلكه هنر آنها این است كه با درك این فرایند كلان و با در نظر گرفتن مصالح و منافع كشور بازیهای سیاسی خود را مدیریت كنند.