نشریه «همت» که یکی از مجلات حامی دولت محسوب میشود و تاکنون چند مقاله مهم و اختصاصی از دکتر غلامحسین الهام سخنگوی دولت منتشر کرده، در شماره جدید خود طی مقالهای با عنوان «میوههای احمدینژاد در سبد لاریجانی» انتقادات شدیدی را علیه جریان اصولگرای سنتی و علی لاریجانی رئیس مجلس هشتم مطرح کرد. انتقاداتی که طی چند روز اخیر در بسیاری از سایتهای نزدیک به دولت نیز به زبانهای گوناگون منتشر شده و در اصل حاوی گلایه از محمود احمدینژاد است.
به گزارش خبرگزاری ایرنا، در بخشهایی از این یادداشت با اشاره به ماجرای انتصاب دکتر علی کردان به عنوان وزیر جدید کشور آمده است:
⇒ ⇒ ⇒ ⇒
آن روز که تابلوی ستاد انتخابات وزارت کشور کل آرای علی لاریجانی را یک میلیون و اندی از 30 میلیون رای اخذ شده نشان داد، هیچ تصور نمی کردم روزی برسد که صاحب این آرای قلیل، وزیر کشور دیگر نامزد انتخابات که در دور اول حدود چهار برابر و در دور دوم حدود 12 برابر آرای او را کسب کرده و ردای ریاست جمهوری را بر تن کرده بود، تعیین کند. 28 خرداد و روزهای پس از آن تا سوم تیر سال 84 اگر چه روزهای پراضطرابی برای هواداران و نامزدهای راه یافته به دور دوم انتخابات بود و جنب و جوش این جماعت و همراهان شان که از ستادهای دیگر نامزدها به آنان پیوسته بودند به خوبی نمایان بود، اما در اردوگاه راست سنتی و حامیان لاریجانی داستان چیز دیگر بود. شیوخ و بزرگان اهل راست به این کشف بزرگ دست یافته بودند که هر دو نامزد حاضر در این دور اصولگرا هستند و حمایت از هر کدام از آنها علی السویه است. بر خلاف سایر فعالان سیاسی که تنها نگرانی شان رای آوردن نامزد مورد حمایت شان بود، این جماعت تنها در تلاطم این دغدغه بودند که نکند یکی از این دو راه یافته به مرحله پایانی از ما برنجد و تصور کند ما حامی دیگری هستیم که اگر این گونه شود، وای بر آینده ما و امان از دوری دوباره از قدرت... آن روزها مثل دیگر روزها گذشت و مردم یکی از آن دو را با هزاران امید انتخاب کردند و اصحاب راست هیچ گاه راز چگونگی یکسان بودن دو نفر با دو تفکر متضاد را فاش نساختند و نگفتند چگونه میتوان در دو جبهه با دیدگاههای مخالف به صورت همزمان همذات پنداری داشت.
محمود احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب مردم مشغول چیدن ترکیب کابینه خود بود که جماعت مذکور به علاقه وافرشان نسبت به گفتمان عدالت خواهی پی برده و سریال لابی گریها، قیم مآبیها و سهم خواهیها را در زمین رقیب انتخاباتی خود که حتی در دور دوم انتخابات هم حاضر به حمایت جدی از او نشده بودند، کلید زدند. روسای ستادهای لاریجانی در استانهای مختلف برای پستهای مهم معرفی شدند و در این میان واسطه و بازیگر اصلی جهت «راستیزه کردن» دولت عدالت کسی نبود جز محمدرضا باهنر. روزهای حساس تشکیل کابینه در تابستان سال 84 آغاز قرار گرفتن میوههای موفقیت جریان اصولگرایی و عدالتخواهی در سبد جریان راست گرا بود.
در واقع اگر بخواهیم افراد را به عنوان نماد جریانات در نظر بگیریم، باید گفت تشکیل کابینه دولت نهم آغاز چیدن میوههای احمدی نژاد توسط لاریجانی بود. بر این اساس آنچه را احمدی نژاد کاشته بود، لاریجانی برداشت میکرد. حضور حامیان راستین لاریجانی در مسوولیتهای حساس و تصاحب سکان هدایت وزارتخانههای مهمی چون کشور، خارجه، علوم و کار در همان ابتدای کار نگرانیهای حامیان واقعی اصولگرایی را در پی داشت. حتی دستگاه مشاوران جوان هم به عنوان یکی از شاخصههای جریان اصیل اصولگرایی که جوانگرایی است، از اصحاب راست خالی نماند و جوانان حامی لاریجانی به این نهاد هم گسیل داشته شدند.
قسمت دیگر سریال نفوذ راست در دولت عدالت حضور علی لاریجانی در کسوت دبیر شورای عالی امنیت ملی بود. البته شاید برخی همراهان واقعی دولت با توجه به موضع گیریهای صریح و انقلابی علی لاریجانی در راس تیم هدایت کننده پرونده هستهای نسبت به حضور او در این جایگاه خوشبین بودند، اما این خوشبینی به مرور تبدیل به خوش خیالی شد. چرا که هیچ گاه خصلت محافظه کاری راست گرایان اجازه اقدامات انقلابی را به آنان نمی دهد و آنچه پس از دو سال همکاری لاریجانی با احمدی نژاد در عرصه سیاست خارجی باقی ماند چیزی جز از نفس افتادن «همراه محافظه کار» از «رهرو انقلابی» نبود.
لاریجانی رفت، اما پیش از رفتن باز هم از درخت پرثمر موفقیتهای احمدی نژاد چید. خروج لاریجانی از شورای عالی امنیت ملی، خروج یک شکست خورده و اخراجی سرافکنده نبود، او از این جایگاه کناره گرفت در حالی که به مدد حمایت رسانههای مخالف دولت از اخراجیهای دولت نهم در لباس یک چهره محبوب که موفقیتها حاصل تلاش او بوده و شکستها به خاطر تند رویهای دیگران ظاهر شد. لاریجانی جدید دیگر آن مرد یک میلیون رایی نبود، او مدیر به ظاهر موفقی بود که حذف شده بود و حالا همه رسانهها به بهانهای از او حمایت میکردند. اما مساله به اینجا هم ختم نشد، لاریجانی در اندیشه بود تا از فضای ایجاد شده نهایت بهره برداری را ببرد لذا چه عرصهای میتوانست بهتر از انتخابات مجلس هشتم محملی برای این بهره برداری باشد. تلاشهای او برای شکل دهی ائتلافی پنهانی از ماهها قبل از انتخابات کلید خورد اما ائتلاف پایداری شکل نگرفت زیرا او حتی به توافقات خود در ائتلاف سه گانه نیز وفا نکرد و پس از مدیون ساختن هسته محافظه کار جبهه متحد اصولگرایان برای پایان دادن به دغدغه سر لیستی در تهران خود را به حوزه انتخابیه قم منتقل کرد. البته او از این انتقال نیز نهایت بهره را برد زیرا از سویی جریانهای محافظه کار اصولگرا را مدیون کرد و از سوی دیگر چنان نمایان ساخت که به احترام علمای قم حاضر به چشم پوشی از کاندیدا شدن در تهران شده است. حکایت انتخابات مجلس هشتم با تلاش جریانهای منتقد و مخالف دولت برای نشاندن فیلسوف سیاستمدار بر کرسی ریاست مجلس با خوش یمنی برای لاریجانی به فرجام رسید. مرور تکرار ماجرای لاریجانی در مورد دوستان و هوادارانش چون مصطفی پورمحمدی هم خالی از لطف نیست. چه آنکه آنان نیز از نعمات بهشتی دولت نهم بهره مند شدند و کاشتههای نیروهای اصولگرا را به صورتی شایسته درو کردند.پایان کار قصه پرغصه سهم خواهی لاریجانی و یاران راستی اش از دولت نهم اما اینجا نبود. علی لاریجانی که دیگر ردای ریاست مجلس زینت بخش او شده بود از ابتدای نزول اجلالش بر بزرگ ترین صندلی سبز صحن بهارستان، سیاست چماق و هویج را با دولت در پیش گرفت. او بارها در نطقهایش از دولت حمایت کرد اما به طور مثال در زیرکانه ترین مورد به کارگیری سایه چماق بر سر دولت نهم به دولت تاکید کرد «وزیر کشور قوی» معرفی کند. البته برای تفسیر سخن رئیس مجلس باید به واژه نامه جریان راست مسلط بود و به خوبی فهمید که این جمله یعنی اینکه مجلس که من در راس آن هستم به هر کسی از جمله سرپرست وقت وزارت کشور (سید مهدی هاشمی) رای نمی دهد.«وزیر کشور قوی» طولی نکشید که مصداق پیدا کرد و معنای دقیق آن مکشوف شد. علی کردان معاون اداری مالی صدا و سیما در دوران لاریجانی، اتفاقاً مصداق و منظور نظر رئیس مجلس از وزیر کشور قوی بود.
مردود دانستن سید مهدی هاشمی به عنوان مدیری از جنس احمدی نژاد که در نظر رئیس جمهور برای اداره وزارت کشور مناسب بود، قدم اول برای چیدن میوه درشت دیگری از درخت دولت نهم بود ؛ میوهای که برای اجرایی شدن طرحها و پروژههای انتخاباتی راست گرایان باید در سبد آنان قرار میگرفت. نهایتاً فشارها و سیاسی کاریهای جریان ذکر شده به ثمر نشست و شد آنچه نباید میشد. فردی با سابقه روشن و البته از سنخ اصحاب راست و صد البته یار غار لاریجانی برای تصدی وزارت کشور راحت شود و خدای ناکرده ضعف در این جایگاه حساس خاطر مبارک ایشان را مکدر نکند.
آنچه ذکر شد تنها گوشهای از ماجرای درو محصولات جریان عدالت خواهی توسط جریان راست گرایی بود. حدیثی پر درد که اصل آن آدمی را به فکر وا میدارد، کنکاش در حواشی آن دل دلسوزان انقلاب را به درد میآورد و تداوم آن استخوان را در گلوی یاران دولت عدالتخواه میفشارد.
کد مطلب : 6365