داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی
پاسداری از حریم مرجعیت شیعه [مهدی خزعلی]
روزنامه اعتمادملی-10 شهریور 87
10 شهريور 1387 ساعت 7:29
اگر تا امروز سخن آقای مشایی را كجسلیقگی و ناپختگی سیاسی میدانستیم امروز به حرمت كلام مراجع عظام ضرورت دارد تا معاونت رئیسجمهور تعیین تكلیف شود و كارگردانی كه به خود اجازه داده است برای مراجع (هادیان و راهبران فكری جامعه شیعه) تعیین تكلیف كند نیز طرد و به كار گرفته نشود
مرجعیت شیعه به عنوان جانشینان ائمه هدی <علیهمالسلام> و راویان حدیث اهل بیت <سلامالله علیهم> حصن حصین و دژ مستحكمی در برابر تمامی تعدیات و تجاوزات به حریم تفكر اسلام ناب محمدی و تشیع علوی بوده است، شاید در طول تاریخ، دونمایگان و افراد حقیر - كه حتی ارزش پاسخ نداشتهاند - در گوشه و كنار اسائه ادبی به حریم مرجعیت كرده باشند،اما اقتدار مرجعیت همواره پشت مستكبران و سلاطین جور را لرزانده است. از نواب اربعه، شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی، علامه حلّی،شهید اول و صاحب جواهر تا شیخ مرتضی، میرزای شیرازی، سیدابوالحسن اصفهانی، میرزای نائینی،آیتالله كاشانی، مدرس، آیتالله بروجردی تا حضرت امام خمینی (قدس سره) و آیتالله سیستانی هرگاه كلامی از زبان مرجعیت خارج میشد،فصلالخطاب بود.
نهتنها حكام،سلاطین و پادشاهان بلاد اسلامی مقهور عظمت و جلال علمای دین بودند،حتی استعمار پیر انگلیس در دوران استعمار عراق، میداند تمام قدرت شیعه در خانه محقر و خشتی حضرت آیتاللهالعظمی سیدابوالحسن اصفهانی متمركز است و سفیری با مبالغ گزاف به خانه سید گسیل میدارد و با پاسخ قاطع و پیشنهاد ده برابر مبلغ پیشنهادی استعمار انگلیس مواجه میشود و میفهمد كه این سید در خانهای محقر و خشتی در كوچه پسكوچههای نجف به اذن خدا میتواند انگلیس را بخرد و قابل خریدن نیست. فتوای جهاد مرجعیت در نبرد با روسها موجب شد تا حدود و ثغور بلاد اسلامی حفظ شود. به فرمان میرزای شیرازی قلیان در دربار ناصری شكسته میشود و سلطان صاحبقران میفهمد كه حكم مرجعیت در اندرون خانه او نافذ است و اگر بین حكم مرجعیت و حكم سلطان تعارض باشد او در خانه خود نیز سلطان نیست! محمدرضا پهلوی نیز میدانست اگر حرمت مرجعیت و آیتالله بروجردی را نگه ندارد باید بساط حكومت را جمع كرده و به پدر بپیوندد، آن روز كه پس از رحلت آیتالله بروجردی گفت: <دیگر در قم صدای مخالفی به گوش نمیرسد.> شیرمردی از خمین فریاد برآورد كه: <نه تنها به گوش میرسد كه سیلی میشود و بر گونه خواهد خورد> و همان شد كه شد و اعلیحضرت، قدرقدرت، قویشوكت،ظلالله شاهنشاه آریامهر! آنچنان سیلی ای از مرجعیت شیعه خورد كه عبرت تاریخ شد و حتی صدام جنایتكار كه مرحلهای از جنون را در خود داشت، حریم مرجعیت شیعه آیتالله سیستانی را رعایت كرد و امروز شاهد هستیم كه حرف اول را مرجعیت در عراق میزند و آمریكا به خوبی میداند كه مرجعیت شیعه دارای چه جایگاه مستحكمی در میان مردم عراق میباشد.
ما را چه شده است كه در جمهوری اسلامی، كه حكومتی بر مبنای ولایت فقیه است، كار به جایی رسیده است كه یك فیلمساز كه از خزانه دولت اسلامی ارتزاق میكند به خود اجازه میدهد كه برای مراجع تقلید تعیین تكلیف كند. او میگوید: «مراجع در اندازهای نیستند كه برای دولت تعیین تكلیف كنند و با كدام قانون در مسائل حكومتی دخالت میكنند؟» غافل از اینكه حكومتی كه شما وارث آنید با جهاد و حكم مراجع به دست آمده است و با حكم جهاد مراجع حفظ شده است و اگر نبود تكلیف شرعی، كدام بسیجی به جبهه میرفت تا امروز برخی به صندلی ریاست و وزارت تكیه زنند و یا سخن از دوستی با مردم اسرائیل بگویند.
اگر تا امروز سخن آقای مشایی را كجسلیقگی و ناپختگی سیاسی میدانستیم امروز به حرمت كلام مراجع عظام ضرورت دارد تا معاونت رئیسجمهور تعیین تكلیف شود و كارگردانی كه به خود اجازه داده است برای مراجع (هادیان و راهبران فكری جامعه شیعه) تعیین تكلیف كند نیز طرد و به كار گرفته نشود.
اگر امروز سخن مراجع را معطل بگذارید، دیگر نباید در روزهای سخت انتظار حمایت از مراجع عظام داشته باشید، و اگر امروز خواسته شود كه مراجع در امور حكومتی دخالت نكنند، پس بین این افراد و حكومتهای جور سلاطین چه تفاوت است؟ جدا كردن دین از سیاست و مراجع از حكومت چیزی از جایگاه بلند مراجع نمیكاهد و این دولت و حكومت است كه از فیض و بركت علما و مراجع محروم میشود. والسلام
و ما علینا الا البلاغ