26 ارديبهشت 1387 ساعت 7:20
ايران؛ چين و تز هارمونی [امير محبيان] سرمقاله رسالت-26 اردیبهشت87 |
زمانى گاندى سعادت را مترادف هارمونى تعريف کرده بود و اينک شايد چينى ها هم راه سعادت کشور خود را از مسير ايجاد هارمونى مى جويند.
واقعيت آن است که اکنون هارمونى کليد واژه فهم استراتژى هاى چين جديد است وبدون درک عميق اثرات اين کليد واژه بر تمام سياست هاى اقتصادى و بين الملل چين امروز ما نخواهيم توانست تعريف دقيق و روشنى از روابط فيمابين ارائه نماييم. اکنون پرسش آن است که معنا و مفهوم هارمونى از منظر سران چين چيست؟
-1در هشتم اکتبر 2006 حزب کمونيست چين در جلسه کميته مرکزى خود يک مبارزه ملى براى ايجاد جامعه اى هارمونيک(موزون و هماهنگ)را به راه انداخت.هدف از اين کار ساماندهى ؛ مهندسى و هدايت جامعه چين در مسير رنسانس و نوزايى بود.
چينى ها معتقدند که آنان از دو هزارو پانصد سال پيش ؛از دوران لائوتسه و کنفوسيوس هارمونى را بعنوان راه زندگى تجربه کرده اند .آنانبر اين باورند که مى توانند با اتکاء به سنت چند هزارساله خود دموکراسى نوينى را به آرامى به دنيا بشناسانند که بتواند به گونه اى جايگزين دموکراسى آمريکايى که مبتنى بر تاريخى 230 ساله و بر گرفته از سنت هاى اروپايى است؛ گردد.
آنان بر اين باورند که در دنيايى شکل گرفته بر اساس تز هارمونى ؛چين قادر خواهد بود بااتکاء بر سنت چند هزار ساله خود رهبرى آمريکا بر جهان را به پرسش گيرد.
2 -چينى ها نيک مى دانند که به دليل توسعه سريع فعاليت هاى اقتصادى و صنعتي؛ چين ظرف بيست سال گذشته از يک جامعه در پى برابرى آحاد شهروندان به جامعه اى با توزيع نامتوازن ثروت و نيز از جامعه اى تقريبا خودکفا به جامعه اى چونان ساير جوامع توسعه يافته؛ شديدا وابسته به منابع مواد خام و انرژى موجود در خارج از مرزها تبديل شده است.
بر اساس کاراکترهاى زبان چينى اساسا “بحران” از دو عنصر متضاد خطر و فرصت ترکيب مى شود يا به عبارتى همان گونه که پيونگ و يانگ به معناى سخت و نرم همواره در چالشى دائمى با هم هستند و وقتى که اين دو در توازن قرار گيرند هارمونى شکل گرفته است؛لذا از دل خطرات فرصت ها مى رويد و سران چين مى کوشند با علم بر دشوارى هاى پديد آمده به هارمونى يعنى فرصت هاى ارزشمند پيشرفت دست يابند.
اما آنچه که براى ايران بيشتر اهميت دارد سياست خارجى چين است و پرسش اين است که بر مبناى تز هارمونى چگونه نتايجى را براى ما در برخواهد داشت؟
-3متفکران سياست خارجى چين بر اين باور هستند که در چين کنونى ؛ سياست خارجى ادامه سياست داخلى و در همان حال خدمتگزار آن است.
هو جين تائو رئيس جمهور چين گفته است:” توسعه کشور ما شديدا به پيشرفت نوع بشر گره خورده است.خودمان را بايد از طريق حفظ صلح جهانى توسعه دهيم و در همان حال از طريق توسعه خودمان صلح جهانى را ارتقاء دهيم.”
دولت چين رسما اعلام کرده است که ايده اصلى هارمونى چين و هارمونى دنيا اين است: “چين قصد دارد جامعه اى هماهنگ و متوازن از دموکراسى و حکومت قانون؛عدالت و صداقت؛اعتماد و دوستى بسازد جامعه اى هارمونيک ميان انسان و طبيعت”
معناى عملگرايانه و استراتژيک اين عبارات به صورت صريح آن است که چين دريافته است براى پيشرفت خود بايد جامعه خود را از تنش هاى بين المللى بيرون کشد و فشارها و مسئله هاى خارجى را براى خود به حداقل رساند.
چين به خوبى مى داند که توسعه کنونى چين به هيچ وجه در مکانى استوار قرار ندارد و هر لحظه بنيان هاى آن تحت فشارها و تنش هاى بين المللى مى تواند درهم بريزد.
از همين رو مى کوشد در هماهنگى البته نه چندان تسليم شده اى با سياست هاى حاکم بر جهان پيش رود.
توصيه نگارنده به تصميم گيران سياست خارجى ايران آن است که چين را با توجه به تعريفى که براى خويش در عرصه هاى بين المللى کرده است بشناسيم و اين چين را داراى مواضعى چون چين کمونيست چالشگر با ايالات متحده و غرب در ذهن تصوير نکنيم.
برآن نيستم که چين کنونى داراى جاه طلبى هاى جهانى براى ايفاى نقش هاى مهمتر نيست ولى پراگماتيسم چينى و صبر مشهور آنان به آنها آموخته است که اگر قرار است چالشى در پيش باشد آن را زودتر از زمان خودش به راه نيندازند و بويژه بدانيم در يک توازن منافع؛ ايران و ايالات متحده براى چين در ترازو وزن مشابه ندارند.
کد مطلب : 3321