«چون بيشتر كتابهاي اين حوزه (دفاعمقدس)، به صورت دولتي منتشر ميشوند، بنابراين تيراژ ثبت شده در اكثر اين آثار قابل اعتماد است.»
اگر اين جمله را يك نويسنده، مولف يا ناشر به زبان بياورد اتفاق خيلي تازهاي رخ نداده اما شنيدن اين جمله از زبان مدير عامل خانه كتاب، جاي تامل فراوان دارد.
با دقت در اين جمله كه روز گذشته به نقل از علي شجاعي صائين در حاشيه جلسه جايزه ربع قرن كتاب دفاع مقدس گفته شد 2 نكته قابل طرح است ؛ اول تاكيد بر دولتي بودن كتابهاي دفاع مقدس است كه اين موضوع خود جاي بحث فراوان دارد. به طور مثال چه اتفاقي رخ داده تا دفاعي كه در روزگار خودش يك رخداد كاملا مردمي بوده، امروز حتي براي يادآوري خاطرات و ترويج فرهنگش اين قدر وابسته به دولت شده است ؟
نكته دوم تاكيدي است كه بر معتمد بودن ناشران دولتي وجود دارد و اين كه شمارگان كتابهايي كه از سوي ناشران دولتي چاپ ميشود، قابل اعتماد است و به عبارت ديگر، عموما شمارگاني كه ناشران خصوصي براي كتابها در نظر ميگيرند و اعلام ميكنند غير واقعي و غير قابل اعتماد است اگرچه موضوع شمارگان كاذب كتاب هميشه محلي براي چالش بوده اما بيان صريح آن از زبان مديرعامل خانه كتاب واقعيتي است كه ميتوان آن را به خيلي از آمارهاي رسمي نيز تعميم داد؛ مثلا همين سرانه كتابخواني كه بتازگي بحثهاي فراواني را ميان وزارت ارشاد، كتابخانه ملي، شوراي فرهنگ عمومي و... به راه انداخت، با توجه به اين موضوع تا حدودي زير سوال ميرود.
در نهايت جداي از اين پرسش تكراري كه چرا فكري به حال ناشران و شمارگانهاي كاذب نميشود اين پرسش در ذهن به وجود ميآيد كه آيا همين ديوار بياعتمادي برخي مديران و ذهنيت منفي آنها نسبت به بخش خصوصي يكي از بيشمار دلايلي نيست كه باعث شده بسياري از موضوعات و محورهاي فرهنگي در سيطره دولتي بودن باقي بمانند و بخش خصوصي نيز كمتر مجال و تمايلي براي فعاليت پيدا كند؟
اگرچه اين بي اعتمادي شايد به صورت بالعكس نيز از سوي بخش خصوصي نسبت به دولت وجود داشته باشد اما به نظر ميرسد يك مدير دولتي با توجه به جايگاهي كه دارد بيشتر بايد به دنبال مكانيسمي باشد كه طي آن زمينهاي فراهم شود تا تخلفات فرهنگي و به طور خاص در حوزه نشر، شمارگانهاي كاذب به حداقل خودش برسد.
کد مطلب : 5699