داخلی » برگزيده از رسانه ها » داخلی
رمزگشایی از حملات اخیر به انجمن اسلامی دانشگاه تهران
روزنامه اعتمادملی-14 شهریور 87
14 شهريور 1387 ساعت 7:25
یكی از اعضای اسبق شورای مركزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشكی تهران و شورای مركزی دفتر تحكیم وحدت داستان جالبی را برای من تعریف كرد. او میگفت: روز 11 اسفندماه سال 76 تجمع آرام دانشجویان در مقابل سردر دانشگاه تهران با هجوم نیروهای لباس شخصی به خشونت كشیده شد و در آن جمع برای اولین بار خیل دانشجویان به جای سنت همیشگی صلوات و تكبیر با سوت و كف به مقابله با جریان مهاجم پرداختند كه این خود سرآغاز داستانی پرماجرا و نقطهعطفی در تطور و تحولات آینده بود.
از آن پس بود كه متاسفانه آرامآرام فضا به سمت پلاریزاسیون حركت كرد و در تمام درگیریها دستهای با صلوات و تكبیر و دستهای با سوت و كف به استقبال هم میرفتند. بد نیست بدانیم قبل از آن نیز و در سال 74 برای اولین بار بعد از بازگشایی دانشگاهها برنامه انجمن اسلامی دانشگاه تهران توسط نیروهای لباس شخصی به خشونت كشیده شد كه طی آن تعدادی از نیروهای مجموعه ازجمله دكتر فاتح (موسس بعدی ایسنا) آسیب دیدند.
اما هفته گذشته اتفاق نامیمونی افتاد كه از آن میتوان به افتادن آتش در انبان پنبه تعبیر كرد. روز 3 شهریوری كه گذشت دوستان من در اعتراض به برگزاری نشست سالانه انجمن اسلامی مستقل در دانشكده ادبیات دانشگاه تهران تجمع اعتراضی آرامی را در مقابل تالار فردوسی برگزار كردند كه به دلیل بیدقتی دوستان مقابل به درگیری انجامید.
ماجرا از آن قرار بود كه دوستان <انجمن مستقل> طی قراری به دوستان ما در <انجمن اسلامی دانشگاه تهران> قول داده بودند تا بعد از نماز ظهر و عصر اجازه دهند یكی از دوستان ما به نمایندگی از شورا، در فرصتی اندك به بیان دغدغهها و علت اعتراض در جمع اردونشینان مقابل بپردازد. بعد از نماز و از آنجا كه ایشان خود میدانستند زبان ما <زبان منطق> و <سنبه استدلال> ما پرزور است، با بستن درهای سالن و گارد گرفتن تعدادی از اعضا در بیرون در (برای محافظت از 200 نفر در مقابل 40 نفر)! اولا قول خویش را زیر پا نهادند تا ثابت كنند دروغ مصلحتی! جایز است، ثانیا پس از این تحریك فیزیكی، دوستی از جمع مقابل خطاب به یكی از دوستان ما كه فرزند شهید و از متدینین روزگار است نام <كمونیست> را منتسب میكند!
در اینجا بود كه كار دو طرف بالا میگیرد و برخوردی (نه با آن توصیفات شاذ طرف مقابل و بزرگنمایی آن)! صورت میگیرد. آری، این است موضوع شانتاژ ناجوانمردانه و جنگ روانی چند روز اخیر علیه انجمن تهران كه در آن هیچ انگ و اتهامی باقی نماند كه متوجه دوستان ما نشود.
داستان تا آنجا پیش میرود كه محمد بیاتیان دبیر تشكیلات اسبق تحكیم طیف شیراز در یك گاف آشكار انجمن تهران و دبیر اسبق آن را متهم میكند كه طی نامهای به جناب آقای خاتمی رئیسجمهور وقت خواستار حذف پسوند اسلامی از نام انجمن اسلامی شدهاند. این <بیاطلاعی> از سوی بهاصطلاح دبیر تشكیلات! تحكیم وحدت اگر از روز غرضورزی نباشد، حاكی از ضعف مفرط تئوریك در بعد اطلاعات تاریخی ایشان و نشاندهنده عمق فاجعه در میان دوستان آن طیف است!
در این شانتاژها، دوستان ما متهم به هتاكی و فحاشی شدند، خوشحال میشویم اگر دوستان مقابل مستندات مورد اشاره خویش را ارائه كنند؛ ضمن اینكه تعدادی از دوستان ما نیز به شدت در این برخورد مضروب شدند اما مانند گروه مقابل فریاد واانقلابا سر ندادند تا مشخص شود كدام جریان، غوغاسالار و چماق به دست (آن هم در آستانه انتخابات) است!
همچنین بررسی هجمه وسیع چند روز گذشته گروههای مختلف طیف محافظهكار با پشتیبانی همهجانبه خبرگزاریها و روزنامههای متعدد (كه بسیاری از آنها از بیتالمال ارتزاق میكنند) به انجمن مظلوم تهران كه یاوری جز خدا نداشته و ندارد، خود دلیل دیگری است كه نشان میدهد كدام جریانات به بیرون از دانشگاه وابسته هستند و توسط آنها پشتیبانی میشوند!
از سوی دیگر برگزاری اردویی چنین كمخرج! از سوی دوستان كه به گفته خودشان تنها 5/4 میلیون تومان صرف اجاره سالن فردوسی كردهاند در مقابل با بودجه سالانه انجمن تهران (كه رقم آن و نحوه دریافتش قابل پیگیری است)! خود مسالهای قابل بررسی است؛ حال انجمن تهرانی كه در تمام این سالها و بنا بر ملاحظات متعدد حتی یك ریال از هیچ حزب یا گروه و تشكلی بیرون از دانشگاه دریافت نكرده و با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته <مزدور> و <مرتزق از بیگانه!> است و سایرین با دریافت بودجههای آنچنانی <مستقل> و <متكی به دانشگاه!>
شانتاژهای اخیر خود حاكی از سر باز كردن عقدههای فروخفته تمام سالیان اخیر برخی گروهها نیز هست، آنجا كه خود انگهای بسیاری را شنیدهاند و اكنون در شرایط نابرابر و در جایگاهی نامناسب طی یك پروژه مظلومنمایی، همه را یكجا بر سر انجمن تهران میكوبند ولی توجه نمیكنند كه آدرس را اشتباهی آمدهاند. البته این خود حاوی نكته خیری است و آن رسیدن به <فهم مشترك> در <مذمت خشونت> است كه خود جای شكر بسیاری دارد و امید است تا در آینده نیز باقی بماند.
از سوی دیگر در گستره این هجمه ما را متهم به نفاق و عمل غیراسلامی در <لوای نام اسلام> نمودهاند. باز خوشحال میشویم كه دوستان مستندا نشان دهند در كدام برنامه انجمن اسلامی دانشگاه تهران یا بیانیههای رسمی آن، محور، یك موضوع غیراسلامی بوده است. امیدواریم دوستان فراموش نكرده باشند برنامه <چه مثل چمران، مثل چهگوارا> را كه در آن چمران عزیز و بزرگوار ما- كه مدتزمانی است مصادره به مطلوب امیال برخی جریانات گشته- به یك ملحد كافر تشبیه میشود كه در آن برنامه، فرزندان او بدترین توهینها را نثار رسول گرامی اسلام مینمایند. این برنامه شاهكار كه بود؟! یا امیدواریم دوستان فراموش نكرده باشند دو برنامه بسیار مهم در دفاع از لبنان و فلسطین در سالهای اخیر توسط انجمن تهران برگزار شده است. دعوت از خالد مشعل و نیز تجمع جلوی سردر، در خلال جنگ 33 روزه كه الگوی سایر تشكلها شد!
بهواقع خوشحال خواهیم شد اگر بدانیم در آن شرایط بحرانی كه انجمن تهران و معدودی از انجمنهای مشابه تمام بار سنگین دفاع از نظام را به عنوان سربازان لب مرز آن به دوش میكشیدند دوستان كجا تشریف داشتند؟ جالب است بدانیم كه امروز و به مدد عملكرد دولت نهم در تحقق گفتمان یكدست، دوستان برای تقسیم غنایم كدامین میراث قد علم كردهاند؟ جالبتر اینجا است كه ما اكنون صرفا مدعی اعتقاد به نظام هستیم و ایشان تبلور و عینیت آن در دانشگاه شدهاند! ولی واقعیت این است كه دو طیف كمر نظام را در بخش دانشجویی شكستند؛ هم طیف مدرن و هم طیف شیراز دفتر تحكیم وحدت كه سمبل افراط و تفریط بودند.
اما مهمتر از همه اینها اتفاقی بود كه در برخورد اخیر رخ داد و آن این بود كه این بار به جای تقابل سوت و كف با تكبیر و صلوات، دستهای با شعار <یاحسین، یاحسین> و <درود بر خمینی> و دسته مقابل با شعار <یازهرا، یازهرا> به سوی هم هجوم بردند كه خود نقطهعطف دیگری در تطور جریانات دانشجویی است. آری، آتش در انبان پنبه نیروهای مذهبی افتاده و این نتیجه مستقیم سیاستهای غلط دولت نهم در حوزه دانشجویی است كه علیرغم تمام هشدارهای پیشین رخ داده است و باعث شد تا تمام خدمه دانشكده ادبیات هنگام دیدن این صحنه بگریند. این نشانهای ناگوار است.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشكی تهران، نه با یك كلمه كم و نه با یك كلمه بیش، سالهای سال است كه آهسته و پیوسته، یكه و تنها، زیر برخورد امواج سهمگین دوران، در میان توفان فتنهها و ناجوانمردیها و نامردمیها، در میان سیل تهمتها و اتهامها، آرام و صبور، سر به زیر به حركت خود ادامه داده است. در دورانی كه اتهامها از سوی مدرنهای تحكیم با عناوینی چون <بسیجی، مرتجع، حكومتی، امنیتی و ...> به ما نسبت داده میشد باید فكر این روز میبودیم كه اتهامها مجددا از سوی طیف سوپرارزشی با عناوینی چون <ضدنظام، فریبخورده، كمونیست، خشونتطلب و...> ما را احاطه میكند.
باكی نیست كه دفاع از هر دو ركن <اسلامیت> و <جمهوریت> نظام را وظیفه خود پنداشتیم و هزینههای فراوان آن را هم دادهایم. دوست داشته باشند یا نه، باور كنند یا نه، ناسزا بگویند و متهم كنند یا نه، ما پیروان خط امام(ره) و میراثداران اصیل انقلاب اسلامی هستیم.
ایمان ملكا، عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه تهران