27 تير 1387 ساعت 16:29

مذاکره بدون تهدید

روزنامه رسالت-27 تیر87

-1مذاکره از جنس تهدید نیست بلکه تلاشى است براى یافتن راه حلهایى که با علایق قانونى طرفین مذاکره کننده سازگار باشد. تهدید و ارعاب شگرد همیشگى ابرقدرتها در مذاکره با کشورهاى کوچکتر براى محروم کردن آنها از حقوق قانونى شان است. برخى نظریه پردازان روابط بین الملل اساسا فلسفه اصول 41، 42 و 43 فصل هفتم منشور ملل متحد را در پیوند دائمى با این ترفند نخ نما شده تفسیر مى کنند. در قرن بیست و یکم با کیشهاى بى هدف نمى توان طرف مقابل را که هنوز مهره هاى زیادى براى بازى دارد، مات کرد. به تعبیر ریچارد نیکسون” رجزخوانى هاى خصمانه فاقد هرگونه راهبرد استراتژیک است.” براى ادامه بازى مهره هاى زیادى باقى مانده و فرماندهان جنگ کارهاى بسیار مهمترى از شلیک کردن به هم دارند.دیپلماسى فن و هنر مذاکره در یک فضاى عادلانه و بدون پیش شرط است. 

روز گذشته رهبر فرزانه انقلاب اسلامى در بیانات بسیار مهمى پیرامون مذاکرات هسته اى فرمودند: “مذاکره در صورتى پیشرفت خواهد داشت که فضاى تهدید بر آن حاکم نباشد، اروپایى ها باید توجه داشته باشند که طرف مذاکره آنان، ملت ایران است و ملت ایران نیز ملتى غیور است که از تهدید خوشش نمى آید و زیر بار هیچ تهدیدى هم نخواهد رفت.” 

در واقع مقام معظم رهبرى سلامت فضاى مذاکرات و عارى بودن آن از هرگونه ارعاب و تهدیدى را شرط تداوم مذاکرات ایران با اروپا بیان کردند و هشدار دادند: “اینکه دولت آمریکا و رژیم صهیونیستى براى پوشاندن مشکلات فراوان داخلى خود حرفى بزنند، مربوط به خودشان است اما اگر در عمل مرتکب حماقت واقعى شوند، بدانند ملت ایران، آن دستى را که به جمهورى اسلامى ایران عزیز تجاوز کند، قطع خواهند کرد.”
 
بازى هویج و چماق راه حل مسئله هسته اى ایران نیست. راه حل پرونده هسته اى ایران یک بازى برد- برد است که کیفیت و کمیت امتیازات حاصله طرفین در این معادله نقش حیاتى دارد. بازى “هویج بدون چماق” مى تواند در مسیر سالم سازى فضاى مذاکرات نقش کلیدى را بر عهده داشته باشد. 

-2مبادله اسرا بین حزب الله و رژیم صهیونیستى یک پیروزى بزرگ براى لبنان و یک کارت برنده براى جمهورى اسلامى ایران بود. این عملیات بار دیگر بر این نظریه صحه گذاشت که خط کش منافع ملى حوزه هاى قدرت و نفوذ یک کشور است و نمى توان منافع ملى را در مرزهاى جغرافیایى محصور کرد. 

چند سال است که پنجره هاى سیاست خارجى جمهورى اسلامى باز شده و منطقه گرایى مبتنى بر منافع ملى روى میز دیپلماتهاى ایرانى قرار گرفته است. امروز منافع ملى ایران از مرزهاى چین تا سواحل مدیترانه در جریان است و دستگاه دیپلماسى کشور هر از گاهى به حیاط خلوت قدرتهاى بزرگ نیز سرک مى کشد. 

همچنین در داخل، نظام اسلامى از یک ثبات و انسجام خوبى برخوردار است و با اتکا به آراء، عواطف و ایمان مردم مسیر رو به رشدى را طى مى کند. در موضوع دستاوردهاى هسته اى ملت ایران زیر دین هیچ کشور و دولتى نیست و سرافرازانه به قلل رفیع پیشرفت مى اندیشد. غرب ناگزیر است جایگاه و شان منطقه اى ایران را شناسایى کند و براى ملت ایران در بازى هاى بین المللى جا باز کند. هیلل فریش کارشناس مرکز مطالعات استراتژیک بگین - سادات در اسرائیل در اول ماه مى 2007 طى مقاله‌اى نوشت:”از زمان تهاجم آمریکا به عراق، محمود احمدى‌نژاد رئیس‌جمهورى ایران رفتار یک هژمون منطقه‌اى را به خود گرفته است و به صورتى حرف مى‌زند و عمل مى‌کند که گویى رهبر جدید جهان سوم مى‌باشد.” این عزت کم سابقه جمهورى اسلامى ذیل رویکرد منطقه گرایى مستلزم نوعى تغییر و تحول در شیوه سیاست خارجى دولت آمریکا است. “ایان شاپیرو” استاد علوم سیاسى دانشگاه ییل پس از برگزارى اجلاس شرم الشیخ در سال گذشته در مقاله‌اى با عنوان “گشایش استراتژیک” این گونه نوشت:”عدم ملاقات وزیر خارجه ایالات متحده، رایس با وزیر امور خارجه ایران،‌ متکى براى آمریکا تاسف‌بار است. پیدا کردن راه‌هاى دیگرى براى آغاز گفتگوها،‌ هر چند به صورت محرمانه، به منظور هموار کردن راه “گشایش استراتژیک” در بازى باایران حائز اهمیت است.”اما این گشایش استراتژیک در روابط بین ایران و آمریکا چگونه تحصیل مى‌شود؟ شاپیروبا اشاره به نوع روابط آمریکا و چین دردهه 60 میلادى مى‌نویسد:”یک گشایش استراتژیک به سمت چین به هدف ما در مهار شوروى سابق در دوران جنگ سرد کمک کرد.” چنین گشایش استراتژیکى مسبوق به بازنگرى در مفروضات دیپلماسى آمریکایى نسبت به ایران طى 30 سال گذشته است. 

-3رهبر فرزانه انقلاب اسلامى دیروز در هشدارى مستقیم به جرج بوش فرمودند: “اینکه برخى بگویند رئیس جمهورى امریکا در ماههاى آخر مسئولیت خود اقدامى را انجام دهد و دردسر آن براى دولت آینده بگذارد، تصور اشتباهى است زیرا اگر کسى اقدامى انجام دهد، ملت ایران او را حتى در زمانى که در مسئولیت هم نباشد مورد پیگرد قرار خواهد داد و مجازات خواهد کرد.” 

هر گونه حماقتى در قبال ملت ایران با پاسخ کوبنده اى مواجه خواهد شد که آتش آن دامن آمریکا و تمام متحدانش را خواهد گرفت و ملت ایران در 30 سال گذشته به این نکته واقف شده که هیچ قدرتى توان مقابله با اراده آهنین آنها را در صیانت از اسلام و میهن ندارد.دولتمردان آمریکا نباید فراموش کنند تا زمانى که در جبهه استکبار حضور دارند، رابطه جمهورى‌اسلامى با آمریکا همان الگوى امام خمینی(ره) یعنى رابطه گر گ و میش است. تفاوت تنها اینجاست که امروز گرگ در تله افتاده است و بایستى سر فرود آورد.هیچ تغییرى در استراتژى همیشگى تقابل استضعاف و استکبار در طول تاریخ پیش نیامده است. در استراتژى امنیت ملى آمریکا بارها بر ناممکن بودن اقدام نظام علیه ایران تاکید شده است. 

“مارک پالمر” از استراتژیست‌هاى موثر آمریکایى در مصاحبه با روزنامه آمریکایى نیویورک تایمز ضمن مخالفت صریح با ایده حمله نظامى به ایران گفته است “ایران به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروى انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعى سرشار و موقعیت جغرافیایى ممتاز در خاورمیانه و هارتلند نظام بین‌الملل، به قدرتى کم بدیل تبدیل شده که دیگر نمى‌توان با یورش نظامى آن را سرنگون کرد.” هزینه حمله به ایران براى دولتمردان آمریکایى غیر قابل تصور است. 

البته اثبات این موضوع به معناى نفى اقدام آمریکا علیه ایران نیست. نومحافظه‌کاران تحت فشار شدید افکار عمومى در داخل آمریکا قرار گرفته‌اند. شکست‌هاى پى‌درپى دولت آمریکا براى مردم این کشور غیر قابل توجیه است. هر سرباز آمریکایى که در عراق و یا افغانستان کشته مى‌شود جناح ضد جنگ در آمریکا را جرى‌ترى مى‌‌کند. بوش فقط چند ماه دیگر در کاخ سفید حضور دارد و ممکن است براى تحت الشعاع قرار دادن رقابتهاى انتخاباتى و توجیه بى کفایتى هاى خود در اداره آمریکا و همچنین جلب توجه لابى صهیونیستى دست به یک حماقت ابلهانه دیگر بزند. اما باید به بوش و تیم نو محافظه کارانى که بزودى باید بساط خود را از کاخ سفید جمع کنند هشدار داد که چنین حماقتى مجازاتى دردناک تر از وحشت مرگ در پى خواهد داشت و ملت ایران این دست جسارتها را نخواهد بخشید. 

صالح اسکندری

کد مطلب : 5167
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ