
برادر عزيز! لجاجت چرا؟
روزنامه کیهان-22 مرداد87
22 مرداد 1387 ساعت 7:40
آقاي اسفنديار رحيم مشايي معاون محترم رئيس جمهور روز يكشنبه گذشته گويي اصرار داشته باشند ثابت كنند ذره اي از مواضع مستحكم خود عقب ننشسته اند، تأكيد كرده اند هزار بار ديگر هم خواهند گفت كه ايران با «مردم اسرائيل» مشكلي ندارد. نويسنده اين سطور كه تا امروز حتي يك بار هم توفيق ديدار جناب آقاي مشايي را نداشته و در عين حال به ايشان به عنوان يكي از نزديكان رئيس جمهور مكتبي و مقاوم احترام مي گذارد، هنوز نتوانسته است دريابد سرّ اين همه سرسختي و كوتاه نيامدن چيست و چرا آقاي مشايي اصرار بر سخناني از اين دست را علامت «ثبات رأي» خود مي داند.
ظاهراً و بنا بر توضيحاتي كه ايشان مدتي قبل داده اند استدلال پشت اين شيوه سخن گفتن اين است كه جناب مشايي به رسم فيلسوفان سياست تفاوتي قائلند ميان دو اصطلاح «مردم» و «ملت» و گمان مي كنند اگر اولي را جاي دومي بنشانند و به جاي «ملت اسرائيل» از «مردم اسرائيل» سخن بگويند، آنگاه حرفشان لزوماً به اين معنا نخواهد بود كه اسرائيل را به عنوان يك «دولت»- كه طبعاً ملتي دارد- به رسميت شناخته اند و مفهوم اصطلاح «مردم اسرائيل» صرفاً به انسان هاي ساكن سرزمين هاي اشغالي باز خواهد گشت كه به ادعاي ايشان -به نمايندگي از تمام ملت ايران- كسي با آنها مشكل ندارد.
حقيقتاً اين شيوه نگاه به موضوعي چنين حساس كه با سابقه و روحيه انقلابي ملت بزرگ ايران گره خورده و بسياري از آنها ساليان دراز از عمر خود را در آرزوي نابودي رژيم صهيونيستي به عنوان جرثومه فساد در منطقه سپري كرده اند، جاي تأسف و تأثر فراوان دارد. واقعاً دل خوش كردن به بازي با كلمات چه چيزي را حل مي كند؟ آيا آقاي مشايي نمي دانند يا احتمال نمي دهند كه همگان به اندازه ايشان فاضل و با سواد نباشند و نتوانند فرق ميان اصطلاحات آكادميسين هاي علوم سياسي را دريابند؟!
اگرچه حتي اهل اصطلاح هم چندان نسبت به سخنان ايشان توجيه و بي مسئله نيستند و نمي توانند دريابند علت اصرار شخصي در جايگاه ايشان و به عنوان معاون رئيس جمهوري كه در دشمني با رژيم غاصب و جنايتكار صهيونيستي هيچ شكي باقي نگذاشته، بر قولي كه لااقل مي توان آن را «شبهه ناك» و «مستعد سوءاستفاده» دانست، چيست؟ علي فرض كه ايشان بتوانند ثابت كنند در كاربرد اصطلاحات خطا نكرده اند، علت اين همه تأكيد بر دوستي با «مردم اسرائيل» چيست؟ ما چه نيازي به اين كار داريم؟ از اين تأكيد چه چيزي عايد ملت ايران مي شود؟ آيا نفس تلاش براي نشان دادن اينكه ايشان كم نياورده اند و كوتاه نيامده اند و منتقدان جملگي سياست بازاني هستند كه با شخص آقاي مشايي مسئله دارند، ارزش اين همه شبهه پروري و ايستادن متعصبانه بر آن را دارد؟
علاوه بر همه اينها آيا آنچه ايشان «مردم اسرائيل» مي خوانند و مقصودشان هم همان ساكنان يهودي -و كمتر عرب و مسلمان- سرزمين هاي اشغالي است تا اين حد نازنين و بي مشكلند؟!
همين ديروز بود كه رسانه ها از قول امام بزرگوار نوشتند كه يهودي هاي ساكن سرزمين هاي اشغالي در حكم سربازان رژيم غاصب صهيونيستي هستند و مقابله با آنها واجب است. و آيا به راستي ملت ايران با همه آنها دوست است و مشكلي ندارد؟! چرا آدمي بايد به خاطر لجاجت با حريفان، خود را به ورطه اي بيندازد كه اصرار بيشتر جز عميق شدن شبهه، حاصلي نداشته باشد؟! اين شيوه اي نيست كه نزد مردم استكبارستيز و غيور ايران پذيرفتني باشد.
آقاي مشايي اين سطور را برادرانه بخوانند. اين قلم اهل مجادله در اموري از اين دست نيست و حرمت دولت اصولگرا را بالاتر از امثال اين مباحثات مي داند. اما ظاهراً تجديدنظري لازم است. يك عذرخواهي از مردم ايران از آقاي مشايي نخواهد كاست.
مهدي محمدي
کد مطلب: 5976
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdci.yawct1a3qbc2t.html