
داستان يك سراب
سرمقاله اعتمادملی- 16 مهر 87
16 مهر 1387 ساعت 7:31
سخنان طهماسب مظاهري رئيسكل سابق بانك مركزي در جلسه توديع و معارفه رئيس جديد اين بانك واقعيات سياستهاي اقتصادي را يك بار ديگر آشكار كرد. مروري بر سخنان وي اثبات ميكند كه عليرغم تاكيد منتقدان پايدار دولت نهم، سياست اقتصادي سكانداران فعلي مديريت اجرايي كشور، بدون چارچوب و استراتژي است. توسعه اقتصادي كه داراي راهبردها و راهكارهاي ثابت و مشخص در جهان معاصر است، با روشهايي در كشور اجرا ميشود كه از كليت و ماهيت ذاتي خويش دور افتاده است. فقدان شناخت از اصول علم اقتصاد و مختصات آن، سبب شده به جاي آنكه اقتصاد در خدمت مديريت سياسي و اهداف آن باشد، مديريت سياسي و نهادهاي اداري را تابع قوانين خود كند.
اقتصاد فرآيند بيرحم و عقوبتآفريني است؛ خطاها را سخت پاداش ميدهد و از كاستيها نميگذرد. اولين واكنشهاي آن افزايش نقدينگي، تورم لجامگسيخته، از كار انداختن مكانيسمها و نهادهاي اقتصادي است و از همه مهمتر مثلهكردن كاركرد بانك مركزي بهعنوان تنها مرجع سياستساز در عرصه پولي است.
مظاهري به درستي اشاره كرد كه <حذف كردن زمينههاي سرمايهگذاري، طرد كردن سرمايهگذاران، فراري دادن سرمايهها و بعد چاپ كردن پول در بانك مركزي و تزريق نقدينگي به قدرت، سياست اقتصادي درستي نيست.>
اما واقعه وحشتناك آن است كه تصور شود پول موتور اقتصاد ملي است، در حالي كه بديهيترين آموزههاي اقتصادي به ما ميآموزد كه پول موتور تورم است، ولي دولت نهم به اين امر اعتقادي ندارد. تئوري تزريق پول بيشتر براي گذر از بحرانهاي پيراموني، بارها شكست خود را در اقتصادهاي جهاني نشان داده است. نمونه روشن و زنده آن اقتصاد زيمبابوه است؛ اينكه براي نوشيدن يك فنجان چاي بايد با يك گوني پول حساب را تسويه كرد.
اما نقطه فرجامين در نگرانيهاي رايج در اقتصاد امروز ايران، تبعيت بانك مركزي و سياستهاي تخصصي آن، از تصميمها و اراده سياسي دولتمردان است. آنچه در اين مجادلات موجب اميدواري اندك است، سابقه و تجربه 39ساله بهمني در حوزه مالي و اقتصادي است. شايد اين امر بتواند تا حدي از عطش سياستمداران ناآشنا به اقتصاد و سياستهاي مالي در ماههاي آتي بكاهد و اقتصاد بيمار ايران را به احتضار كامل نرساند. اميدواريم
کد مطلب: 7595
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdch.wnqt23nmmftd2.html