دو راهی

روزنامه کارگزاران-15 مرداد87

15 مرداد 1387 ساعت 7:25


دیرسالی نیست كه ما آن بچه مذهبی را هم چه مفتضحانه از كاخ سفید راندیم تا آن یكی را كه كمدینی بیش نبود و همیشه سناریوی صحبت‌هایش را بر اساس سناریویی كه كارگردان داده بود می‌خواند بر جایش نشاندیم تا اثبات كنیم كه در دنیای جدید تاثیر‌گذاریم و باید به حساب آورده شویم. 

برای دنیا 30 سال زیادی نیست. ما می‌گفتیم كه می‌خواهیم منافع آمریكا و اسرائیل و شوروی را در منطقه خاورمیانه و جهان به خطر اندازیم و همه آنها را نابود كنیم و می‌خواستیم سپس به سمت قدس برویم تا ارض موعود یهودیان صهیونیست را به سراب تبدیل كرده و قبله اول مسلمین را باز پس‌گیریم. 

اكنون 30 سال پس از آن سال‌های شور و شوق هنوز این سوال و این دیدگاه را با خود كمابیش دنبال می‌كنیم. از یك سو سر آن داریم كه ام القرای جهان اسلام شویم و از دیگر سو به نحوی به ایالات متحده می‌خواهیم بفهمانیم كه در این منطقه ما به عنوان كشور قدرتمند و باثبات باید در تحولات به حساب آورده شویم. زمانی در دولت خاتمی این به حساب آوردن صد در صد دیپلماتیك بود. ما در بن (آلمان) در طبقه چهارم هتل مذاكرات صلح افغانستان حضور یافتیم و طرف‌های مذاكره را به هم رساندیم و بینشان بافتیم تا در نهایت دولت جدید و ملی افغانستان شكل گیرد.
 
در آن مذاكرات همه گفتند كه نقش ایران چه بی‌بدیل و یكه بود. در نبود احمدشاه‌مسعود، یونس قانونی و مارشال فهیم و عبدالله بودند كه به ما نزدیك بوده و تحت تاثیر ما به وزارت و ریاست مجلس رسیدند. در عراق نیز كمابیش با چنین رویكردی بود كه كمك كردیم دوستان ایران از حزب الدعوه گرفته تا مجلس اعلا و حتی جلال طالبانی و بارزانی‌ها به قدرت برسند. به راستی كدام گروه عراقی جز حزب سكولار‌ها و بعثی‌ها با ایران دوست نبودند. جنگ آمریكا در عراق و افغانستان در هر حال به نفع ایران تمام شد. دوستان ایران، همان‌هایی كه در خیابان‌های تهران روزی ماوا گزیده بودند به قدرت رسیدند و شدند رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر و وزیر و در عراق حتی آیت‌الله سیستانی كه یك مرجع تقلید ایرانی است رهبری تحولات را بر عهده گرفت. با تمام این رویدادها هنوز ایران 30 سال پس از آن سال‌های شور و شوق به دنبال آن است كه به حساب آورده شود. 

تهران به دنبال آن است تا به پایتخت تحولات، قراردادها، سازمان‌ها و توافق‌های منطقه مبدل شود. به نظر می‌رسد كه این خواسته چندان نامعقول نباشد. این خواسته زیادی برای كشوری با این همه دست در خاورمیانه نیست. ایران چه در فلسطین و چه در لبنان و سوریه و عراق و افغانستان و سودان و... منافعی جدی و نفوذی بسیار دارد. بسیاری معتقدند كه این منافع به دلیل تزریق پول نفت ایران به آن مناطق است. اما این صورت مسئله را تغییر نمی‌دهد. 

ایران به هر حال در این مناطق قدرتی دارد. رهبر حزب‌الله لبنان هرگز نگفت من عاشق بوش هستم اما بارها و بارها از رهبر ایران ستایش كرده است. ایران چه می‌خواهد؟ در واقع سوال این است كه ایران از آمریكا چه می‌خواهد. ایران از آمریكا می‌خواهد كه در این منطقه حساس به حساب آورده شود. 30 سال است كه ایران همین را می‌خواهد. ایران به دنبال این است تا مركز ثقل دیپلماتیك خاورمیانه باشد و چه كشوری شرایطی بهتر از ایران دارد. اگر آمریكا معتقد است كه ایران در همه جا كارها را خراب می‌كند و به تروریست‌ها كمك می‌كند خب این كشور چرا نتواند كارها را درست كند. چرا از ایران خواسته نمی‌شود كه در درست كردن كارها مشاركت داشته باشد. مگر ایران در درست كردن كار عراق و افغانستان مشاركت نداشت. اگر ایران نبود آیا پیروزی و صلح به این زودی‌ها محقق می‌شد. چرا ایران به حساب آورده نمی‌شود؟ به خاطر اینكه ایرانی‌ها عرب نیستند؟ به خاطر اینكه ایرانی‌ها دولتی انقلابی دارند؟ به خاطر اینكه ایرانی‌ها شیعه هستند؟ به خاطر اینكه ایران و آمریكا با یكدیگر رابطه‌ای ندارند؟ همه این سوالات سوالاتی اساسی است. اما مشكل بزرگ همان سوال آخر است. 

در واقع ایران و آمریكا نمی‌دانند كه چگونه باید با یكدیگر برخورد كنند. دیپلماسی در ایران خیلی سریع و تند نیست. ایرانی‌ها بیشتر هنرمندند تا جوشكار. ایرانی‌ها بیشتر بلدند نقاشی بكشند تا ساختمان بسازند. از این رو دو طرف ابتدا باید راهكارها و مسیرهای مذاكره را با یكدیگر چك كنند. ایران و آمریكا به راحتی نمی‌توانند به مذاكره با یكدیگر بپردازند مگر اینكه تمام این راه‌ها را رفته باشند. همین مسئله بود كه برای بیش از 30 سال زمینه‌هایی را آماده كرد تا رادیكال‌ها در تهران و واشنگتن بتوانند به همدیگر كمك كنند اما هرگز دموكرات‌های دوطرف هیچ پیشرفتی نداشتند.
 
كلینتون حتی نتوانست با خاتمی دست بدهد اما در دولت بوش حتی سه دور گفت‌وگو در عراق با ایران برگزار شد. این موفقیت بزرگی بود كه اگر در یك دولت دموكرات اتفاق می‌افتاد تاكنون به نتایج گسترده‌تری منجر می‌شد. دولت‌های دموكرات در آغاز مشكل دارند و در ادامه پیشرفت حتمی و گسترده است. اما دولت‌های رادیكال و محافظه‌كار یكدفعه آغاز می‌كنند و جلو می‌روند اما زود به مشكل برمی‌خورند و سرد می‌شوند. این چیز بسیار عجیبی است. اما در هر حال شرایط امروز ما بسیار مهم و جدی است. ایران و آمریكا در یك دو راهی قرار دارند؛ دوراهی سرنوشت‌سازی است این. 


دانا شهسواری


کد مطلب: 5777

آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdch.qnmt23nqqftd2.html

شهاب نيوز
  http://www.shahabnews.com