
همه چيز را افشا مىکنم! [رسول جعفريان]
روزنامه رسالت-6 تیر87
6 تير 1387 ساعت 14:50
بدون تعارف بايد گفت، در کشورى که نظم و قانون ندارد يا حاکميت قانون در آن ضعيف است، همه افشاگر مىشوند. چرا؟ به اين دليل که عدهاى مىبينند قانون به تخلفات رسيدگى نمىکند. عدهاى ديگر فکر مىکنند که اگر به دروغ افشا کنند، قانون به آنها رسيدگى نخواهد کرد. عدهاى ديگر در اين انديشهاند که اگر با افشاگرى حريف را از ميدان به در کنند، هيچ اتفاقى نمىافتد. دور بعد، افشاگرى در مقابل افشاگرى مطرح مىشود و يک تسلسل باطل اندر باطلى به راه مىافتد که جز بىحيثت کردن نظام، هيچ نتيجهاى ندارد. اين وسط چيزى که گم مىشود، حقيقت و قانون است.
از آن جالبتر، به قول طلبهها، در اين اتهامات متقابل، يک اجماع مرکب در اينکه «همه اهل خلافند»، به وجود مىآيد؛ زيرا هر طرف، ديگرى را متهم به خلاف مىکند و اين يعنى اين که سر اصل قضيه که همه متهمند و نيازمند افشاگري، نوعى اتفاق نظر وجود دارد.
دو - سه ماه است که خط افشاگرى در کشور شروع شده است. البته نقطه شروع آن قديمىتر است؛ آن هم به زمانى بر مىگردد که از سه سال پيش کسانى مرتب وعده افشاگرى مىدادند. آنها مرتب مىگفتند که هفته آينده افشا مىکنيم. مدتى مىگذشت، اما افشاگرى نمىشد. کسانى به عمد يا سهو وارد ميدان مىشدند و مىگفتند، پس داستان افشاگرى چه شد؟ قرار بود مفسدين را معرفى کنند.
آن وقتها، در مقابل اين وعدهها، هيچکس نمىگفت، مگر مقامات اجرايى مىتوانند افشاگرى کنند؟ آيا به صرف افشاگرى چيزى ثابت مىشود؟ افشاگرى چه نسبتى با کار قوه قضائيه و نظم و قانون دارد؟ آيا معناى اين سخن متهم کردن قوه قضائيه نيست؟ همين اتهام را چه کسى بايد ثابت کند؟
خوبى کار در اين است که در اين ميان، همه اظهار تدين مىکنند و از آن خوبتر اينکه افشاگرى را هم از سر تدين انجام مىدهند؛ يعنى براى افشاگرى احساس وظيفه مىکنند.
از اين شگفتتر آنکه براى افشاگرى برنامهريزى هم مىشود. اين طور که ادعا شده، چند نفر که از قضا خيلى هم به نظام و ولايت اعتقاد دارند، با هم همقسم مىشوند تا افشاگرى کنند؛ يعنى آبروى برخى را بدون رعايت شرايط قانونى ببرند، درست پيش از آنکه دستگاه قضائى و محکمه حکمى صادر کرده باشد. اين عين بى ولايتى است؛ معناى اين افشاگرى اين است که کشور هيچ نوع نظارت ولايى ندارد.
برخى از اين افراد، همانهايى هستند که با پولهاى اهدايى و تبليغات کذايى در تهران يا شهرها به نمايندگى رسيدهاند. آن پولها البته افشاگرى لازم ندارد، اما به نظر آنان براى ديگران بايد افشاگرى کرد.
براى ما که بيرون از گوديم، همه اين افشاگرىها يک جور است. مثلا کسى ادعا مىکند که فلان شخص چند ميليارد تومان بدون فاکتور هزينه کرده است. اين درست همان اندازه ارزش دارد که ديگرى مدعى مىشود فلان شخص براى فلان مرکز يک معدن را تصاحب کرده است يا قصد وارد کردن سيگار کذايى را دارد. وقتى تقوا نيست، براى شنوندهاى مثل ما، دو طرف يکسان هستند و اين وسط تنها فريادهايى شنيده مىشود که صد البته وقتى زياد تکرار شد، اثرش را هم از دست مىدهد. جالب است که در افشاگرىهاى اخير يک نفر ادعا کرد فلان شخص از روستايى است که همهشان بهائى هستند، در حالى که خود او يا اهل محل گفتند که در اين روستا بهائى وجود ندارد.
متاسفانه گاه به نظر مىرسد اين قبيل ادعاها و افشاگرىها به روشنى نه براى اثبات جرم ديگران يا پاک کردن جامعه، بلکه تنها براى بيرون راندن حريف از ميدان است.
فرض کنيم اين افراد نيت خيرخواهانه داشته باشند که البته گاه هم اينگونه است، يک نفر به بنده بگويد، بايد حرف چه کسى را باور کنم؟ مگر من يا هر ايرانى ديگر، شناخت و معرفت به همه امور داريم که در مقابل اين همه افشاگرى بتوانيم قضاوت درستى داشته باشيم؟ اگر يک جمعيتى براى کسى که افشاگرى مىکند کف بزنند، مگر چيزى با اين کف زدن ثابت مىشود؟
از اينها که بگذريم، تخلفات قانونى که براى به سرقت بردن اسناد با هدف خير انجام مىشود، انسان را به ياد ماجراى آن روايت مىاندازد که دزدى مىگفت: من يک درهم مىدزدم و صدقه مىدهم. يک گناه مىکنم، اما ده ثواب. 9 تاى آن برايم مىماند. وقتى امنيت يک کشور به هم مىريزد، ديگر افشاگرى چه سودى دارد؟
راستش اگر دستگاه آمارگيرى آبرو و اعتبار نظام در اين مملکت وجود داشت، به خوبى مىشد حدس زد که نظام طى اين دو - سه ماه چهاندازه بىاعتبار شده است.
بدترين قافيه اين شعرخوانىها، آنجاست که افشاگرى از سوى برخى مسئولان در ميان جمعيت عليه ديگر قوا انجام شود که البته تفسيرهاى ديگرى به خود مىگيرد.
هيچ چيزى بهاندازه روشن شدن حقيقت ارزشمند نيست؛ از همين رو، راه اساسى آن است که نظام، قانون و قوه قضائيه را چندان قوى کند که جايى براى افشاگرى باقى نماند و دستگاه قضائى هم آنچنان پاکدست و سالم گردد که بىمحابا نه تنها به افشاگرى بلکه به برخورد با مجرمان و متخلفان بپردازد تا هم کشور بر مدار نظم و قانون بگردد و هم اعتماد مردم از نظام سلب نشود.
اگر فکرى براى اين کار صورت نگيرد، طبيعى است که باز هم برخى چه بسا به دليل نااميد شدن از دستگاه قضا و يا اهداف ديگر خود به افشاگرى دست زنند و با اين روند، اوضاع از اين که هست بدتر خواهد شد.
کد مطلب: 4552
آدرس مطلب: http://www.shahabnews.com/vdch.mnkt23nmiftd2.html